انجیل ، برگه ی پنجم

روایت های " میثاق نوین " نیز با توجه به همین سنّت تنظیم شده اند ، در این مجموعه ترکیبی از قصص و حکایات و باورهای شایع بین مردم بوده که نویسندگان بر اساس معتقدات هیئتی که به آن وابسته بودند و به سلیقه ی خود از آنها بهره گیری کرده اند که به همین جهت نیز با وجود همه ی سعی و کوشش و ترمیم و اصلاح هنوز اختلافات و گاهی تضاد در این روایت ها مشاهده می شود .

اگر دقیقاً به بررسی این رسالات به پردازیم در خواهیم یافت که : هیچ یک از همراهان عیسی و نسل وابسته به آنها به تألیف انجیل نه پرداخته اند ، و اناجیل کنونی از اوائل قرن دوم کم کم رواج یافته و پس از تحولاتی در قرون بعد به تدریج تثبیت شده اند و در کنارل این اناجیل رسالات دیگر کانن شکل گرفته اند .

ضمن آن که تقدس این رسالات پس از تثبیت کلیسا مطرح گردید و قرن ها به طول انجامید تا به طور عمومی مورد قبول واقع شوند .

تقدس رسالات کانن و انتســـــــــــاب آنها به خداوند شرط اساسی بقای کلیسا و توجیه اعتبار و اختیار این تشکیلات و روحانیت وابســــــته به آن است . بدون اعتقاد به یک کانن ثابت و معتبر که باید مستقیماً از جانب خداوند الهام شـــــــده و غیر قابل خدشه و تحول باشد این تقدس به وجود نمی آمد .

روحانیّت کلیسای مسیحیّت نیز چون همه ی ادیان جهان به وکالت از سوی خدا کتاب مقدس و کلام الله را تدوین نمود و در مقام شبان ، گوسفندان خدا ولایت خود را بر آنان تحمیل ساخت ، زیرا اناجیل اربعه و مکاشفه ی یوحنا معرف هویّت مسیحیّت است .

مردم عوام به دنبال اسرار و معجزات و قدرت های ماوراء الطبیعه می باشند ، و حتی عقلاء نیز خواهان دین عقلانی نیستند چه رسد به عوام و اکثریّت مردم جهان .

از " سلزوس " اندیشمند و فیلسوف رومی قرن قبل تا کنون دانشمندان و متفکرین بسیاری مسیحیّت را به انتقاد گرفته اند و نامعقول و تخیّلی و عوامانه بودن اصول و تعلیمات آن را نکوهش کرده اند ، ولی سخنان آنان همچون باد محو شده است ، در حالی که همان افکار عوامانه عالم پسند و جهانی شده است .

چنین امری اختصاص به مسیحیّت تنها نه داشته و نه دارد بل که در مورد ادیان بزرگ دیگر نیز هرگز منطق و علم و استدلال موجب توسعه ی آن ها نه شده است .

علی الحال این مطلب با آن که یکی از شعائر مقدس کلیسای کاتولیک است امّا به همین نحو و با نام دیگری در تمام ادیان وجود دارد ، علت اصلی نفوذ روحانیّت اختیارات و قابلیّت هائی بود که کلیسا به نام مسیح برای خود جعل نمود .

کلیسای مسیحیّت مدعی شد که :

" تنها مقام حافظ و مفسر اصول دین است و روحانیون متولیان دین و رابط بین خدا و بشر هستند . و در جهان جز مسیحیّت هیچ دینی بر حق نیست و تنها وسیله ی رستگاری بشر تسول به این دین از راه کلیسای کاتولیک است ، در نتیجه برای تمام افراد بشر اطاعت از این روحانیّت یک وظیفه ی الهی است " .

( البته تمام ادیان همین ادعا را به صورت های یک نواخت تکرار و ابراز نموده و می نمایند )

تلقین این عقیده به حدّی ریشه دار بود که " اگوستین مقدس " ، کسی که پایه گذار مکتب کاتولیسیم است و از عقلا و بزرگان و دانشمندان مسیحی بوده و هست تأکید می کند و می پذیرد که :

" خارج از کلیسا نجات و رستگاری نیست extra ecclesiam nulla salus

که همین اعتقاد باعث گردید که اخراج از کلیسا excommunication همچون شمشیر برّان و وحشتناکی در دست روحانیون برای ارعاب مردم به کار گرفته شود .

یکی از شعائر مقدس کلیسای کاتولیک " توبه " است که آن را توأم با اقرار و اعتراف و کفاره می دانستند و روحانیّت به انواع حیّل و وسائل متوسل می شد و می شود تا از این شعائر از جنبه های سیاسی و مادی و اجتماعی سوء استفاده نماید .

پاپ " لئو اوّل " از پایه گذاران کلیسای کاتولیک روم و حکومت پاپ ها اعلام کرده بود :

" رحمت خدا به وسیله ی توبه و کفاره شامل گناه کاران می شود " . ،

و سپس در ادامه تأکید می نماید که :

" لطف پروردگار دایره ی بخشش خویش را چنان تنظیم کرده که برگشت ناپذیر و به دعای روحانیون وابسته است که واسطه ی بین خدا و انسان می باشند ، مسیح خداوندگار به خادمین کلیسا ( روحانیون ) قدرت و اختیاری عطا کرده است که به آن وسیله آنها عمل توبه و کفاره actio poentiae را به کسانی تکلیف می کنند که به گناهان خود اعتراف می نمایند و سپس با یک " کفاره ی نجات بخش statis factio " نجات می یابند " .

با تلقین این اصل اعتقادی رفته رفته کفاره گرفتن به یک معامله ی پردرآمد کلیسا تبدیل شد و با این عمل نه تنها کلیسا بزرگ ترین تشکیلات سرمایه داری جهان گردید بل که مفهوم اخلاق مذهبی نیز به کُلی متحول شد و در جهت فساد و اضمحلال به سقوط گرائید . اعتقاد به این نظریه ی بسیار محیلانه و فساد بخش ، که گناه قابل خریداری است و با اعتراف و دادن کفاره به فرد روحانی بخشوده می شود باعث گردید حتی شرم درونی ارتکاب به گناه نیز از میان برود کما اینکه از میان رفته و هرگونه جنایتی قابل معامله شد .

از این به بعد بود که برای ازدیاد درآمد ، کلیسا به حیله ی نوینی متوسل گردید ، و با فروش " پروانه ی بخشش Letter of indulgence - Ablass brief " بهشت را به حراج گذاشت .