۱۰ - ابیات ۱۶۸۳ الی ۱۶۸۶ دفتر  اوّل مثنوی

چون فراموشیِّ خلق و یادشان                    با وَیَست و او رسد فریادشان

صد هزاران نیک و بد را آن بهی                    می کند هر شب ز دلهاشان تهی

آن همه اندیشه ی پیشانه ها                     میز شناسند از هدایت خانه ها

در تفسیر بیت ۱۶۸۶ کریم زمانی در صغحه ی ۵۳۴ شرح جامع نوشته :

" به وسیله ی آن همه اندیشه هائی که در دورانم گذشته پدید آمده ، آدمی می تواند اگر هدایت الهی شامل حال او شد ، جان خود را به شناسد ، یعنی علوم و معارفی که از ادوار پیشین ، میراث بشر شده است ، در صورتی به خود شناسی انسان کمک می کند که هدایت و عنایت الهی نصیب او شود و الّا همه ی این علوم ، حجاب اکبر گردد ".

هر چند شرح جامع کریم زمانی ابیات مثنوی را براساس نسخه ی نیکلسون و شرح را بر اساس شارخان ترک نظیر اکبرآبادی فراهم آورده که بیت به صورت :

آن همه اندیشه پیشانها       /      می شناسند از هدایت خانه ها

ضبط شده و بر اساس نسخه ی معتبر شماره ۵۱ قونیه " پیشانه ها صحیح بوده  که در نتیجه معنی بر اساس پیشاتها ( ضبط نیکلسون ) به درستی بیان نه شده و تفسیری این چنینی صورت کرفته.

در شرح زمانی ، پیشانها به معنی دوران گذشته ، ادوار پیشین ، میراث بشر آمده و سپس اندیشه ی پیشانها را به علوم و معارفی که از ادوار پیشین میراث بشر شده است تفسیر نموده که به نظر این حقیر تفسیری اشتباه است .

فروزانفر هم : " پیشانها را پیش و جلو ، آغاز و بدایت ، سابقه و بدایت آفرینش ، ازل معنی نموده و حتی به لفظ بومیِ خود یعنی " بشرویه " هم معنی نموده ونوشته که به معنی " قسمت بالای ایوان را پیشان گویند "

در نهایت در صفحه ی ۶۷۴ شرح جامع تفسیری مناسب تر ارائه نموده و نوشته:

" هر جانی با صفات و احوال خود به عالم برین می پیوند و باز بامدادان با همان صفات و احوال از نقص و کمال و حُسن و قبح به تدبیر بدن اشتغال می ورزند ".

علی الحال اگر  " پیشانه ها " را به معنیِ پیشینه ها ( جمع پیشه ) در نظر به گیریم ، که مولوی در ابیات بعد آن را به تفکیک بیان کرده :

" پیشه و فرهنگ تو آید به تو "  ،  " پیشه ی زرگر به آهنگر نشد  " ، " پیشه ها و خُلقها همچون جهاز " ، "  پیشه ها و خُلقها از بعدِ خواب " که فی الواقع نیز همین است معنی درست خواهد بود.

و اگر بر اساس نسخه ی نیکلسون " پیشانها " معنی نمائیم ، باید به معنای " پیشین ، قبلی " تفسیر نمائیم که به مفهوم اندیشه هائی که هر روزه دل های ما را پُر می نماید و شب ها تهی می گردند، خواهد بود و نه به مفهوم " علوم و معارفی که از ادوار پیشین میراث بشر شده ".

به هر حال  بر اساس ضبط قونیه صحیح تر است که " پیشانه ها " به معنای ملکاتِ مکتسبه می باشد که هر کس پس از بیدار شدن ، آن ملکات بدون اشستباه بر همان فرد وارد می گردد.

آن بهی به معنای آن تابناک ، اشاره به انسان کامل و صاحب دل دارد .

خانه ها یعنی دل های خلق که آن اندیشه ی پیشانه ها در آن قرار می گیرند.

در ابیات ۱۶۷۴ -۱۶۷۱ اشاره شد که آن گفته و سخن را حتی اگر همه شنیده باشند ولّی می تواند آن ها را از همه ی دل ها محو و ناپدید نماید .

و در ابیات ۱۶۷۸ - ۱۶۷۵ نیز محو از ضمیر ها را دلالت نموده و قدرت اولیا را بیان کرده که آنان قادر هستند مطلبی را یاد آوری و یا محو کنند . حال در ابیات بالا می فرماید :

 

چون که محو و یاد آوری خلق با ولّی بوده و اوست که به فریاد می رسد و آن تابناک ( ولّی ) صد ها هزار اندیشه ی خوب و بد را هر شب از دل های خلق محو می کند و دو مرتبه روز که فرا رسید ، دل ها را از آن اندیشه ها پُر می نماید و آن صدف ها ( دل به صدف تشبیه شده ) را پُر از اندیشه های نیک می کند ، آن همه اندیشه های قبلی و ملکات مکتسبه ی فرد با هدایت پروردگار بر دل های ( خانه های ) هر فرد وارد می گردد.

اگر چه در ابیات بعدی به تفکیک مشخص نموده که ملکات مکتسبه بدون اشتباه بر دل هر فرد وارد می گردند ، با این وجود مولوی در ابیات ۳۹۲ - ۳۸۹ نیز قبلاً اشاره نموده بود که هر شب ارواح را تو ای خداوند از دام تن آزاد می کنی و تمام محسوسات را از ضمیر ما می زدائی و نیز در ابیات ۴۰۳ - ۴۰۱ گفته بود چون روز شد ارواح در تن هایشان قرار می گیرند و هر روج به کالبد جسمانی خود باز می گردد .

در ابیات اخیر ضمن بیان همان حالت ، چون ولّی قدرتش از خداوند است او نیز قادر است شب ها اندیشه ها را از دل ها محو نماید و روز ها دوباره همان اندیشه ها را به دل های هر فرد وارد کند که تشابهی بین آن حالت را هم می تواند ایجاد کند ، امّا آن حالت فقط در قدرت خداوند است.

 

به نظر می آید ابیات ۱۶۹۲ - ۱۶۸۶ اشاره به معاد روحانی و اخلاقی نیز شده ، که هرکس پس از مرگ بر اساس اخلاق مکتسیبه خود در دنیا ، در روز رستاخیز هم همان اخلاق به او باز می گردد و ملکات روحی و اخلاقی همانند پس از خواب و بیدار شدن بدون اشتباه به افراد ارجاع می شوند و روز بعد هر فرد به دنبال اعمال خود و جزای اعمال خود می رود که در این صورت نتیجه ی دیگری هم از این جزای اعمالِ هر فرد بر اساس ملکاتِ نیک و بد خود در روزِ بعد به دست خواهد آمد امّا از آن می گذرم زیرا به قول شاعر:

شرح می خواهد بیان این سخن           /         لیک می ترسم ز افهام کهن

فهم های کهنه ی کوته نظر                  /         صد خیال بد در آرد در فکر

 ادامه دارد