بررسی پیدایش جهان ، برگه ی ششم
بررسی پیدایش جهان ، برگه ی ششم
بررسی پیدایش جهان
برگه ی ششم
دگرگون کردن نماد یا نگاره ی ایرانی که زمین را در میان آسمان به زرده ی مرغانه همانند می کند ، به یک تخم مرغ زرین بزرگ کیهانی ، شیوه ی اندیشه ای ناکارآمد و زرپرستانه است ، که در هندوستان پدیدار شد ، افزون بر اینکه زمین در این سیستم همواره بر روی دریای زیرین ایستاده است و در یونان نیز دنبال می گردد ، و این است که تخم مرغ بزرگ کیهانی در اروپا بر بنیاد همان اندیشه ، بر جای مانده است .
اکنون که سخن بدینجا رسید می بایست گفتار را به " زمین " روانه نمایم و سپس گفتار را ادامه دهم .
زمین - زرده ی تخم مرغ در اندیشه ی ایرانی به گونه ی اندرون هوا ( معلق ) نمایانده می شود ، و این کهن ترین اندیشه ی دانشی جهان از نیروهای کیهانی است که زمین را در میانه ی آسمان نگاه می دارد .
بُندهش برگه 40 نمشان می دهد که :
" گِرد ، دور گذر ، بی نشیب و بی فراز درازا با پهنا و پهنا با ژرفا برابر ، راست میان این آسمان قرار نگرفته است " .
در بند 95 از کرده ی 24 مهریشت ( دفتر نخست ، یشت ها ، برگه ی 477 ) روشن تر گوید :
" .... پس از فرو رفتن خورشید ، به پهنای ( کره ی ) زمین بدر آید ، دو سوی این زمین فراخِ کروی دور کرانه را پسوده ، آنچه را که در میان زمین و آسمان است بنگرد " .
از آنجائی که زمانِ روائی کیشِ مهـر پیرامون 6000 سال پیش بوده است ، می باید که پیشینه ی این گفتار را نیز به زمانی نزدیک بدان در شمار آوریم و چنین می نماید که این بند کهن ترین گفتار ایرانی در مورد زمین کروی است .
واژه ی اوستائی که برای " کروی " در این بند آمده است " شکَرِنَ Sharena " است که با دگرگونی دسـتوری " سکرِنَ یاو Skaaenya " خوانده می شود ، و همین واژه در بند چهارم وندیداد ، برگه ی 143 به همین گونه ، " زمینِ کُروی دُور کرانه " آمده است ، و همچنین در آبان یشت بند سی و هشتم ( یشت ها ، دفتر نخست ، برگه ی 248 ) و نیز ، ارت یشت بند نوزدهم ( یشت ها ، دفتر دوم ، برگه ی 191 ) .
واژه ی " سکَرِنَ " که با فرو افتادن " س " به گونه ی " کُره " دگرگون گردید ( و با همین گونه در نوشته های تازی ایرانیان ، به زبان تازی راه یافت ) از واژه ی " سکر Skar " برگرفته شده است ، که خود برابر است با " گِرد گردیدن ، گردیدن ، گِرد ، یا پیرامون جنبیدن " ( یشت ها برگه ی 1435 )
و بر این بنیاد ، واژه ی سکرِنِ نه تنها " کُره " است ، که در آن ، از چرخیدن زمین نیز یاد می شود ، زیرا که " سکر " از ریشه ی " چَر " اوستائی برآمده که برابر با رفتن و گذشتن آمده است و از آن دو واژه ی دیگر بر می آید :
" واژه ی نخستین رفتن و آمدنِ اسب برای چریدن ، برگردِ میخی که بر زمین کوبیده می شود ، و افسار او را نگاه می دارد ، و چنان رفتن و آمدن ، چیزی نیست جز چرخیدن پیرامونِ آن میخ ، یا چون چرخیدنِ پرگار پیرامونِ میخ ( سوزن ) آن . "
" واژه ی دیگر همانا " چرخ " است که از زمان باستان تا کنون به یکسان کاربرد دارد و برگردِ تیرِ میانین خویش می چرخد " .
آوای دیگر " چَر " همانا " کر " است که در فارسی به " گر " دگرگون شده است و واژه های گردون ، گردونه ، گاری ، گردیدن ، گردش ، گرد و..و.. از آن برآمده است و این ریشه ، همانست که در زبان های اروپائی در واژه ای :
انگلیسی cart : گاری ، گردونه ی اسبی .
انگلیسی car : گردونه ، گردونه ی نفتی .
انگلیسی chariotte و carriage , فرانسوی la charrue ، la charette , آلمانی karrer برگرفته از آلمانی کهن karro ، karra و لاتین carrus دیده می شود .
که همه ی این واژه ها با آن که از ریشه ی carrus لاتین برآمده امّا هم خود از ریشه ی ساده تر " کَر kar " اوستائی است و زبان اوستا و زمان اوستا کهن تر از زبان لاتین و زمانِ روائی آن بوده است .
در خراسان بزرگ ، تاجیکستان ، افغانستان و خراسان اینسوی مرز هنوز هم واژه ی " چَکَرِ " ( در زبانزد ، چکر زدن = گردش کردن ) روائی دارد ، و این واژه ی نازنده ، تازه ترین و نزدیک ترین گونه به " سکَرَ " اوستائی است که برابر نهادِ آن ، واژه ی " گردش " در زبان فارسی ، نیز ریشه ی گر = کر را در خود نگاه داشته است .
شگفت تر آنکه در زبانِ پَشتو ( قسمتی از افغانستان و قسمتی از پاکستان هم مرز هم ) واژه ی " سَکر " با افزودن یک آوای " ِ " پس از " س " همانست که در کهن ترین زبانِ نوشته ی جهان ، اوستائی کاربرد داشته است .
واژه ی " سَکر " در زبان پشتو ، ما را رهنمون به واژه های همنوائی اروپائی می نماید همچون :
واژه ی circle انگلیسی به معنی دایره ، که در آلمانی zirkle , در فرانسه cercle ، در ایتالیائی circoli .
ادامه دارد .......