غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ششم
غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ششم
غوغاهای جریان های تاریخ . برگه ی ششم
گاثاها 10/30 :
" آنگاه چون به دروغ فرود آمد شکست و تباهی ایدون درک کنند آرزوی قلبی به سرای نیک پاک منشی مزدا و راستی آنانکه شناخته شده اند به نیک نامی " .
در این بند نیز به صراحت از زمانی سخن رانده می شود که دروغ از جهان برافتد . در آن حال برای نیکان بهشت اندیشه پاک و راستی برپا خواهد شد .
گاثاها 11/30 :
" زیان و رنج دیرپا برای پیروان دروغ و سود بی پایان برای پیروان راستی است " .
در این بند نیز سخنی از بهشت و جهنم نیست بل که کیفر و پاداش به صورت رنج دیرپا و سود بی پایان توجیه شده است و در بندهای دیگر مشخص می شود که در سرای اندیشه ی نیک سود و زیان نصیب پیروان می شود .
در بند های 20 – 14/31 و 15 – 13/32 و 2 – 1/43 و 5/43 و 7/45 و 11/46 و 19/46 و 4/48 و ....... همگی نظریه ی اخذ شده را تأئید می کنند .
واقعیّت نیز چنین است که یک دنیای خارج از این جهان وجود نه دارد ، دنیای معنوی و مادی با هم درآمیخته اند .
در گاثاها به صراحت تشریح شده که دست یابی به خانه ی سرود و سرور و منزلگه اهورائی فقط در سایه ی منش نیک و راستی و راست کرداری حاصل می شود .
" میلز " معتقد است که زرتشت به بهشت و جهنم معنوی معتقد است که بهشت همان راحتی اندیشه و آسایش وجدان و جهنم عذاب درون و ناراحتی فکر است .
و مکافات و مجازات را منشی و ذهنی می داند ، به عبارت دیگر بهشت همان راحتی اندیشه و آسایش وجدان ، و جهنم عذاب درون و ناراحتی فکر است .
" لومل " معتقد است که عملی بودن دین زرتشت در سراسر گاثاها مشخص است و او پیوسته به نتایج همین دنیای مادی نظر داشته و بهشت او روحانی است .
" زهنر " معتقد است که هر چند زرتشت دنیای مادی و روحانی را از هم جدا می کند ولی در دکترین او آنها با هم در رابطه بوده و هرگز در مقابل هم قرار نه دارند بل که از تمایل به اختلاف با یک دیگر نیز برخوردارند .
او می نویسد : " در دین زرتشت بهشت و دوزخ خانه ی افکار و وجدان نیک و مسکن به ترین اندیشه و منش است ، یا به طور خاص خانه سرود و خانه دروغ " .
" زهنر " سپس به بندهای 10/22 ، 13/32 ، 15 – 14/51 اشاره می کند و می نویسد :
" زرتشت بر خلاف پیامبر اسلام لذّات بهشت را با اصطلاحات فیزیکی و مادی وصف نمی کند " .
" زووربلوم " معتقد است که نه تنها در گاثاها که در برخی از یشت ها نیز هنوز آخرت روحانی است ، او یشت 89/49 را برای مثال بیان می کند .
" مولتون " می نویسد که پاداش عمل خوب هم در این زندگی و هم پس از مرگ است ، در یسنا 24 و 26 این برداشت کاملاً تأئید شده است که نتیجه ی عمل انسانی به خود او باز می گردد .
" آذرگشسب " می نویسد : در 5/43 آمده است اکم اکاگی اشم ونگهوه ، یعنی از برای بدان بدی و از برای نیکان نیکی ، ( یا هر آنچه کاشت نمائی درو می کنی ) بهشت و دوزخ زرتشت درونی و منشی است و با راحتیِ فکر و آرامش وجدان و ناراحتی و عذاب وجدان سروکار دارد .
زرتشت انسان را سازنده ی بخت و اقبال خود و بهشت و دوزخ را طرز تفکر او می داند ، بقول شکسپیر شاعر معروف انگلیسی : " اندیشه ی انسان است که بهشت و دوزخ را بوجود می آورد " .
" زولستر " می نویسد : زرتشت برای اولین مرتبه در تاریخ ، بهشت و جهنم را مطرح ساخته است ، و سپس اشاره می کند به بندهای 4/30 ، 20/31 ، 8/45 ، 11/46 ، 11/49 ، 4/50 ، 5 – 4/51 تا نشان دهد که همه ی ادیان بهشت و جهنم را از زرتشت اقتباس کرده اند .
در نتیجه ، راستی و اندیشه ی نیک پایه و بنیان دین راستی است و آنچه انسان را شایسته ی پاداش و کیفر می نماید پندار و گفتار و کردار نیک است .
بهشت و جهنم زرتشت برای هر انسانی بشکلی قابل توجیه است ، و هر فردی به صورتی آنرا در فکر و اندیشه ی خویش می سازد ، هر اندازه فکر و اندیشه ی فرد تکامل یابد این شکل نیز به کمال نزدیک می شود ، ولی هر کس واقعاً گاثاهای زرتشت را مطالعه عمقی و درک نموده باشد می فهمد که بهشت و دوزخ زرتشت در قالب خاصی محدود نیست .
زرتشت اندیشمندی واقع بین و صلاح اندیش است که در درجه ی اول به رفاه و آسایش مردم جامعه می اندیشید و همه ی مسائل دیگر را فرع بر این اصل می دانست .
از چهارچوب گاثاها مشخص است که زرتشت راهِ رسیدن به این هدف را در اصلاح فکر و روش زندگی و اخلاق مردم می دانست و معتقد بود که در جامعه ی راستان و نیک اندیشان همه سعادتمند خواهند زیست ، برای او بهشتِ واقعی در این جهان تحقق می یافت و دوزخ مکانی بود که تیره دلی و سیاهکاری حکومت می کرد .
هرگاه در جامعه ای بر تعداد نیک اندیشان و انسان صفتان افزوده شود مسلماً درد و رنج و ظلم و ستم نیز تخفیف خواهد یافت .
در یک محیط فاسد و در میان مردمان کژاندیش و بدسگال مسلماً نمی توان سعادتمند زندگی نمود و حتی فرمانروایان و قدرتمندانِ چنین جامعه ای نیز از درونِ شاد و آرام محرومند و از سعادتِ واقعی بدور ، هیچ انقلابی و تحولی بدون تحول اخلاقی و فکری موجب بهبود واقعی زندگی مردم نخواهد شد ، پس راهی که زرتشت ارائه داده تنها راه واقعی و عملی بوده است .
دین زرتشت ، دین کلاه شرعی و معامله با خدا نیست ، در این دین کالائی به بازار معامله گران عرضه نمی شود ، امّا باید توجه داشت که هنوز بشر به مرحله ای نرسیده که بتواند فکر و ذهن خود را از خرافات موروثی آزاد ساخته و به واقعیّت توجه نماید .
اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه ی بشری بیش تر با تخیّل و توهّم سر و کار دارند و اکثر اعمالشان را انگیزه های عاطفی و موروثی و مادی هدایت می کند و شاید قرن ها به طول بیانجامد تا بازار متولیان و سوداگران دین به کسادی گراید و داد و ستد بهشت و جهنم متوقف گردد .
ادامه دارد ........