غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه دهم

در رساله ی اشعیا10 - 40/9 آمده است :

" تو ای پیام آور شادی بر فراز کوه بلند صیون صعود کن و صدایت را با قدرت بلند نما . ای اورشلیم قاصد فرح ، به شهرهای یودا بگو  : به بینید خداوند یهوه با قدرت می آید و با بازوی نیرومند حکومت می کند " .

در این گفته سخنی از بشارت ظهور حکومت خداست ، که در اشعیا 52/7 نیز به فرشته شادی و بشارت حکومت خدا ، شاه اسرائیل اشاره شده است .

هنگامی که بررسی های دقیق انجام شده را مطالعه می کنیم ، در خواهیم یافت که این اصطلاح در ابتدا از طرف هیئت مسیحیان انطاکیه برای شرح حال عیسی انتخاب شده و سپس به کتاب اشعیا وارد و مربوط گردیده است .

امّا بسیار زود این قلمرو حکومت خدا و سلطنت خداوند به سلطنت زمین تبدیل گردید ، زیرا تحت تأثیر سنت دربار روم قرار داشتند ، از این به بعد امپراطور ، شاه و ..... به نمایندگی از سوی خدا بر مردم حکومت کرد و کلیسا نیز به جهت تثبیت خود با حکومت و سلطنت موجود و غالب کنار آمد و قدرت و موقعیّت خود را با او تقسیم نمود .

خلق مردمان در این میان چکاره بودند ؟

هیچ ، آنان در این مکتب گوسفندان و " انعام " ( ( انعام جمع نعم یعنی گوسفندان .کلام انجیل )) خداوند بوده که به رهبری کلیسا برای زندگی پس از مرگ آماده می شوند .

در دین اسلام نیز حاکم فقط خداوند بود و همه ی مردمان با هم مساوی و برابر خلق شده اند و هیچ کس بر دیگری برتری نه داشت ، که در چنین طرز فکری جائی برای قائد ، پیشوا ، سلطان و ..... وجود نه داشت ، امّا بعد ها هنگامی که با استفاده از کلمه ی  " الوالامر " که به یکباره در توجیه یک حادثه ی اجتماعی بیان شده بود اطاعت از حاکم ، شاه و ......... را به صورت امری واجب و عقیدتی جعل نمودند ، دوران بسیازر کوتاه دموکراسی اولیه ی اسلام به سرعت سرآمد و خلافت سلطنتی و سپس سلطنت جانشین آن شد .

در دین یهود نیز هنگامی که تحت رهبری روحانیت به قدرت و حکومت فرمانده به نمایندگی  از جانب خدا معتقد شدند ، آنان نیز شاه و ملک زمین را جانشین ملک آسمانی ساختند .

تعصب نابخردانه را باید کنار گذاشت و بدانیم که تحمیل هر نوع دولتیب به نام مسیحیّت ، یهودیّت ، اسلام و .....یک بهره برداری انحزرافی از دین برای حفظ موقعیت های نفسانی است ، زیرا تحمیل هر حکومت دینی ضمن آن که مخالف اصل آزادی افراد و جامعه است ، مانع خود آگاهی افراد جامعه نیز می گردد و طبعاً چنین حکومتی خلاف مسیر راستی و درستی است .

 

ظهور حکومت خدا ایده آلی است که باید در اثر تحوّل جامعه و برقرار شدن عشق و محبت و نیک خواهی ، به جای کینه و حسد و خشونت و خودخواهی ، تحقق یابد .

 

این بهشت زمینی جالب ترین وعده ای است که در زمان زرتشت به انسان ها داده شد ، و از نظر تربیتی واقع ترین اصلی است که می تواند آرامش و سعادت واقعی جامعه را تأمین نماید . حال اگر بشر هنوز اسیر کشش های طبیعی و حیوانی است و تمایل به این کمال اخلاقی و انسانی در او رشد کافی نیافته تا سعادت کاذب را از صلح و سعادت و خوشبختی صادق تمیز دهد گناه عاشقان کمال و دلباختگان جمال حق چیست ؟

 

عیسای اناجیل نیز چون انسان های پاک ضمیر و خواهان حق و عدالت به زبان زمان و در قالب تفکر و اندیشه ی دوران خویش مردم را به کمال می خواند . آنچه در پیام این پیام آوران شایان توجه است هدف ستوده ی آنان است و نه پیش گوئی ها و معجزات و کراماتی که ساخته و پرداخته ی اوهام و تخیّلات مؤمنین و مریدان شیفته ی این پیام آوران است .

 

ندای راهنمایان حقیقی مطمئناً ندای انسانیّت است ، ندای خردِ نیک و ضمیر روشن است .

 

ندا در تاریخ بشر هر زمان به زبانی از دهان شیفتگان کمال و جمال برخاسته و هرگز نیز خاموش نخواهد گردید .

 

این تعلیمات اخلاقی که هرگز در جامعه ای نفوذ عمقی نیافته و پیوسته سطحی و ظاهری و در جملاتی زیبا مورد تحسین قرار گرفته است ، این اصولی که نه تنها به شکل ایده آل در اوهام و تخیلات موجودیت ذهنی یافته و وسیله ی سوءاستفاده ی کاهن و کشیش و ملا و ..... نیز شده و مشتی شعائر و آداب معبدی بر مردم تحمیل شده برای درمانِ دردها و رفع مصائب عینی دردمندان و مصیبت زدگان چه سودی داشته و خواهد داشت ؟

 

آیا با امید به حکومت خدا از این همه مصیبت ها و رنج ها می توان رها شد ؟

 

طبیعتاً نه ، از آنجائی که مذاهب هم به وراثت انتقال یافته و می یابند و تلقین و اعتیاد بدان مهم ترین عوامل بقای کلیساهای ادیان های مختلف است و به همین علت در قرن تکنولوژی و نانو هنوز انسان های عصر فضا را در همین قالب های موروثی و تلقین گرفتار می بینیم .

 

پس لازم است در این دوران برای شکستن این طلسم چند هزار ساله چاره ی نوینی اندیشید .

 

ادامه دارد............