غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی بیست و هشتم

برای دین و روحانیت کلیسائی هیچ چیز خطرناک تر و فساد انگیز تر از قدرت و وصلت با حکومت نیست ، مسیحیّت به محض آنکه با قدرت اتصال پیدا کرد به وسیله ی تحمیق و تحمیل تبدیل شد و فتنه و فساد و قدرت طلبی در آن راه یافت .

جنگ قدرت نه تنها در کلیسا برخوردهای خونینی را باعث گرید بل که مبارزات شدیدی را بین سلاطین و کلیسا را نیز به وجود آورد .

به شهادت تاریخ در تمام این مبارزات ، آنچه قربانی می شده گذشته از جان مردم مسحور ، اصول اخلاقی و انسانی بود که در هر دینی بدون آن مبدل به وسیله ی جنایت و کشتار و خفقان ارواح می گردد که به مراتب از انهدام بدن ها خطرناک تر است .

تعصب مذهبی از انسان ها ،

حیوانات درنده و خون آشام می سازد

و بزرگ ترین و وحشتناک ترین جنایات بشری را که انجام آن فقط از افراد مریض و غیر طبیعی انتظار می رود توسط افراد متعصب ممکن می گردد ، کما اینکه  جنگ های صلیبی بر فساد و سقوط اخلاقی روحانیت بیش تر افزود و از آبرو و حیثیت کلیسا کاست ، خودخواهی و جاه طلبی پاپ ها و روحانیتِ تشکیلاتی در عین این که  آشکار گردید بیش تر نیز تحریک شد .

 K . Jaspers  می نویسد :

    " ادعای انحصاری بودن یک عقیده ، خواه الهامی یا فلسفی ، همیشه سرچشمه ی جدال ها و مبارزات مرگ و زندگی بوده ، دین هنگامی که مدعی انحصار شد حقانیت هیچ عقیده ای جز خود را نمی پذیرد و لذا سدی و مانعی در مقابل آزادی درونی انسان می گردد .

برای دینی که مدعی است بر وحی و کلام خدا بنا شده است ، ادیان دیگر یا همه غیر حقیقی هستند و یا حداکثر بخشی از حقیقت .

در این حال دین مئوجب عدم تساهل  intolerance  و تعصب و میل به فرمانروائی و کسب قدرت می گردد .

در کلیسا اصل مقام روحانی در اثر مشخصات روحانی و اخلاقی و عقلانی حاصل نمی شود و نه شده ، بل که بر اثر انتصاب و تقدیس به آن می توان دست یافت و این افراد که با تشریفات کلیسائی منتصب می شوند قادر به رهبری معنوی می گردند و هنگام تشرف به مقام کشیشی به ماهیّت معصوم  indelebilis  دست یافته و به علت جاذبه ی سحرآمیز مذهبی در انتقال رحمت الهی تأثیر می گذارند " .

معصوم بودن کشیش که در نوشته ی " یاسپر " آمده در حقیقت یک نیرنگ شوم بوده که باعث مصیبت های فراوان گردید و تاریخ نشان داد که : سفهاء ، مجانین ، مفسدین و جنایتکاران زیادی را در لباس روحانی بر مردم تحمیل کرد .

ادامه دارد ....