غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی سی ام
غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی سی ام
سیاست ، تعقیب ، تفتیش عقیده ، اعمال زور ، سوزاندن و کشتن به وسائل و دستاویز های تبلیغ دینی مبدل می شود در زمانی که دین مدعی انحصار گردید.
کلیسای مسیحیّت هم به نحو بسیار بارزی که موجب آبروریزی خود شد این روش ها را در طول تاریخ به شیوه های مختلف و حتی ابتکاری بکار گرفت .
به قول " یاسپرس " : چنین کلیسائی پیوسته آماده است از تو هیمه های آتش را برای سوزاندن مرتدین و رافضیان بر پا نماید .
" نیکلا بردیایو Nikola Berdiajew " متفکر مسیحی روس نوشته :
برای اولین مرتبه در تاریخ فرهنگ بشری مسیحیت هر طرز تفکری را از دید ارتودکسی Orthodoxiec و هرزی قضاوت کرد و با این عمل یک نمونه ی غم افزای تفکر اشتراکی را پایه گذارد .
( کلمه ی " رفض " که بسیاری هم گویند همان " هرزی " معنی می دهد ، مقصود آن است که کلیسا نه فقط مسائل مذهبی بل که هر گونه تفکری در مقابله ارتودوکسی را هرزی و رفض توجیه کرده و می کند .
ارتودوکسی به یونانی به معنی عقیده به حروف و کلمات است و در اصطلاح دینی به کسانی گفته می شود که دقیقاً به آنچه کلمات مقدس معنی می دهند عمل می نمایند و نیز به آنچه روحانیت کلیسا به صورت دگم و کانن عرضه می دارد ایمان دارند .)
در مورد طرز تفکر اشترکی که " نیکلا بردیایو " در بالا اشاره شد ، " نیگ " نوشته است :
" طرز تفکر اشترکی در عرصه ی کلیسا یک بت " مولوخ Moloch " مانندی است که در مقابل آن مسیحیان بسیاری به طور تکذیب ناپذیر قربانی شده اند . وحدت جهان بینی کلیسا هر چند هم عظیم جلوه داده شود با هیچ بهانه و دست آوردی قابل توجیه نه خواهد بود .
هرگاه انسان مدرن ، انسان مترقی امروزی در یک کشور دیکتاتوری زیر شلاق طرز تفکر اشتراکی و یکسان فریاد زند ، این کلیسا است که باید آن را با نمونه ی شرارت بارش پیشرو این روش دانست . او به صورت اولین تشکیلات با استفاده از تمام وسائل وحدت اجباری را در عرصه ی فکر و اندیشه به عنوان قالبی که مورد درخواست خدا است تعلیم داد .از این نظر دولت های مطلقه که بر فکر و اندیشه ی شهروندان سلطه داشته شاگردان تعلیم پذیر و رام آن تشکیلات هستند و خواهند بود " .
( Moloch - مولوخ ، بتی در اسرائیل بود که اسرائیلیان کودکان خود را برای آن قربانی می نمودند و این قربانی کردن معمولاً با در آتش افکندن کودک صورت می گرفته )
کوشش کلیسا هزاران سال است که برای یک نواخت کردن نظریات مردم به جائی نرسیده و علاوه بر اختلافات عقیدتی در صحنه های علم و فلسفه نیز برداشت های کلیسا مورد انتقاد بوده و هست
روحانیت معتقد است که در صحنه ی ایمان عقل راه نه دارد و کلام خدا را باید با چشمان بسته پذیرفت .
علی الحال ، با این همه تحریف ، فساد و جنایت ، اندیشمندان لب به اعتراض گشودند و حتی گروهائی ، خود را از کلیسا جدا نمودند و اینجا بود که کلیسا موقعیّت خود را در خطر جدی دید و در مقابله با این حرکت ، محاکم تفتیش عقیده یا Inquisition را بر پا نمود . هر چند قبل از قرون وسطی نیز تفتیش عقیده وجود داشت ،
اما اکنون این روش هم از سوی روحانیت و هم از سوی دولت تواماً با یک روش سیستماتیک و عمومی برقرار شد .
در این ادوار بود که انواع وسائل شکنجه نظیر انگشت شکن ، منگنه ، صندلی شکنجه ، ساق شکن ، میز کشش ، چرخش کشش ، نردبان شکنجه ، چکمه ی اسپانیولی ، وزنه و .... ابداع گردید و رسمیت یافت .
نه آنها که به چنین جنایاتی دست زده اند ( و می زنند ) دیوانه و پریشان و بیمار بوده اند و نه گناه مسیحیت است که چنین جانوران و حیواناتی نام متدین بر خود گذاشته اند.
این نتیجه ی کلیسا و تعصب دین کور است و نه چیز دیگری .
در تسلط ادیان ، قدرت و اختیار ، تصور ولایت و روحانیت ، اعتقادات جزمی و مطلق نقش بسیار مخرّب و فاسد کننده ای در تشکیلاتی که خود را متولی دین می دانند بر جای گذاشته ، در حالی که بین مؤمنان و معلمین تعالیم مذهبی انسان های شریف و با فضیلت فراوان وجود داشته و دارد .
این نوشته تنها می تواند به اشارات بسیار کوتاه و اندکی بسنده نماید و از ذکر جنایات زمان بانیان تحول ، " لوتر و کالوین " که بنیانگذاران مکتب اعتراض و یا Protestantism بودند در می گذرد که بسیاری از مردمان را سوزاندند ، هزاران نفر را همانند بره بریان به سیخ کشیدند و آرام آرام کباب نمودند ، بسیاری را با تبر ، سرهایشان را قطع نمودند ، بسیاری از اجساد را نیز سوزاندند ، گوشت بدن ها را با گازانبر سرخ شده قطعه قطعه نمودند ، هزاران نفر را دو شقه کردند و یا پاره پاره نمودند که در تاریخ ویل دورانت گزارش آن وجود دارد .
موجودیت کلیسا به اطاعت بی چون و چرا از روحانیت وابسته به آن است ،
و روحانیت همه ی کلیساها موجودیت خود را در اطاعت توام با حماقت و یا ایمان کور مولود عادت مؤمنین می پندارد .
تا زمانی که این ایمان کور به معــرفت و آگاهی تبدیل نه شود کلیساها از بی خبری مؤمنین بهره گیری و به حیات طفیلی خود ادامه خواهند داد .
ادامه دارد ...