غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی سی و دوم
غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی سی و دوم
بر اساس تحقیقات مورد تأئید کلیسای مسیحیت هیچ یک از مقالات کتاب مقدس به قطعیّت شناخته نه شده و تمام نام هایی که برای آنها برگزیده اند فرضی و سمبلیک است و به همین جهت محـققین مسیحیت از اطلاق انبیاء صاحب کتاب چشم پوشی نموده و اصطلاح ادیان صاحب کتاب Buchrelgion را برای مذاهب منشعب از دین یهود بکار برده اند .
روایت های " میثاق نوین " نیز با توجه به همین سنت تنظیم شده اند ، در این مجموعه ترکیبی از قصص و حکایات و باورهای شایع بین مردم بوده که نویسندگان بر طبق معتقدات هیئتی که به آن وابسته بودند و به سلیقه ی خود از آنها بهره گیری کرده اند که به همین جهت نیز با وجود همه ی سعی و کوشش و ترمیم و اصلاح هنوز اختلافات و گاهی تضاد در این روایات مشاهده می شود .
اگر دقیقاً به بررسی این رسالات به پردازیم در خواهیم یافت که :
هیچ یک از همراهان عیسی و نسل وابسته به آنها به تألیف انجیل نه پرداخته اند.
و اناجیل کنونی از اوائل قرن دوم کم کم رواج یافته و پس از تحولاتی در قرون بعد بتدریج تثبیت شده اند و در کنار این اناجیل رسالات دیگر کانن شکل گرفت .
ضمن آنکه تقدس این رسالات کانن و انتساب آنها به خداوند شرط اساسی بقای کلیسا و توجیه اعتبار و اختیار این تشکیلات و روحانیت وابسته به آن است ،بدون اعتقاد به یک کانن ثابت و معتبر که باید مستقیماً از جانب خداوند الهام شده و غیر قابل خدشه و تحول باشد این امر اعتبار پیدا نمی کند .
روحانیت کلیسای مسیحیت نیز چون همه ی ادیان جهان به وکالت از سوی خدا ، کتاب مقدس و کلام الله را تدوین نمود و در مقام شبانِ گوسفندان خدا ولایت خود را بر آنان تحمیل ساخت .
زیرا اناجیل اربعه و مکاشفه ی یوحنا معرف هویت مسیحیت است .
تو خود حدیث مجمل به خوان ....
مردم به دنبال اسرار و معجزات و قدرت های ماوراء الطبیعه می باشند ، حتی عقلا نیز خواهان دین عقلانی نیستند چه رسد به عوام و اکثریت مردم جهان .
از " سلزوس " اندیشمند و فیلسوف رومی 17 قرن قبل تا کنون دانشمندان و متفکرین بسیاری مسیحیت را به باد انتقاد گرفته اند و نامعقول و تخیلی و عوامانه بودن اصول و تعلیمات آن را نکوهش کرده اند ، ولی سخنان آنان با آنکه مورد تأئید بوده و هست اما همچون باد محو شده است ، در حالی که همان افکار عوامانه ، عالم پسند و جهانی شده است .
چنین امری اختصاص به مسیحیت تنها نه دارد که در مورد ادیان بزرگ دیگر نیز هرگز منطق و علم و استدلال موجب توسعه ی آنها نه شده است .
این مطلب با آن که یکی از شعائر مقدس کلیسای کاتولیک است اما به همین نحو و با نام دیگری در تمام ادیان وجود دارد . علت اصلی نفوذ روحانیت اختیارات و قابلیت هایی بود که کلیسا بنام مسیح برای خود جعل نمود .
کلیسای مسیحیت مدعی شد که تنها مقام حافظ و مفسر اصول دین است و روحانیون و متولیان دین و رابط بین خدا و بشر هستند ، در جهان جز مسیحیت هیچ دینی بر حق نیست و تنها وسیله ی رستگاری بشر توسل به این دین از راه کلیسای کاتولیک است در نتیجه برای تمام افراد بشر اطاعت از این روحانیت یک وظیفه ی الهی است .
تلقین این عقیده بحدی ریشه دار بود که " اگوستین مقدس " ، یعنی کسی که پایه گذار مکتب کاتولیسیم است و از عقلا و بزرگان و دانشمندان بزرگ مسیحی است تأئید می کند و می پذیرد که
" خارج از کلیسا نجات و رستگاری نیست extra ecclesian nulla salus که همین اعتقاد باعث گردید که حربه ای اخراج از کلیسا excommunication همچون شمشیر بران ووحشتناکی در دست روحانیون برای ارعاب مردم بکار گرفته شود .
یکی از شعائر مقدس کلیسای کاتولیک ، " توبه " است که آن را توام با اقرار و اعتراف و کفاره می دانستند و می دانند ، و روحانیت به انواع حیّل و وسائل متوسل شده و می شود تا از این شعائر از جنبه های سیاسی و مادی و اجتماعی سوء استفاده نماید .
پاپ لئو اول از پایه گذاران کلیسای کاتولیک روم و حکومت پاپ ها اعلام کرده بود :
" رحمت خدا به وسیله ی توبـــه و کـــفاره شامل گناه کاران می شود "
و در ادامه ی این گفته تأکید می نماید :
" لطف پروردگار ، ولی دایره ی بخشش خویش را چنان تنظیم کرده که برگشت ناپذیر و به دعای روحانیون وابســـــته است که واسطه ی بین خدا و انسان می باشند . مسیح خداوندگار به خادمین کلیسا ( روحانیون ) قدرت و اختیاری عطا کرده است که به آن وسیله آنها عمل توبه و کفاره actio poentiae را به کسانی تکلیف کنند که به گناهان خود اعتراف می نمایند و سپس با یک " کفاره ی نجات بخش statis factio " نجات می یابند ."
با تلقین این اصل اعتقادی رفته رفته کفاره گرفتن به یک معامله ی پُردرآمد کلیسا تبدیل شد و با این عمل نه تنها کلیسا بزرگ ترین تشکیلات سرمایه داری جهان گردید بل که مفهــــــــــــوم اخلاق مــــذهبی نیز به کلی متحول شد و در جـــهت فساد و اضمهلال به سقوط گرائید .
اعتقاد به این نظریه ی بســـــــیار محیلانه و فساد بخش ، که گناه قابل خــــــریداری است و با اعتراف و پرداخت کــفاره به روحانی بخشوده می شود باعث گردید حتی شـــرم درونی ارتکاب به گناه نیز از میان برود کما این که از میان رفته و هر گونه جنایتی قابل معامله شـــــــــــد .
از این به بعد بود که برای ازدیاد درآمد ، کلیسا به حیله ی نوینی متوسل گردید ، با فروش
" پروانه ی بخشش Letter of indulgence - Ablassbrief " بهشت را به حراج گذاشت .
قبل از ادامه ی مطلب ، دو امر مهم را یادآوری و بررسی نمایم :
1 - آیا پیامبران روحانیتی را توصیه نموده بودند ؟
در همه ی ادیان جهان گروهی بنام کاهن یا روحانی خود را خبره و مربی اصول مذهبی دانسته اند و گاهی هم همانند کلیسای مسیحیت حتی تنها مقام صاحب اختیار در مسائل دینی و واسطه ی خدا و انسان می شمارند .
ادامه دارد...