غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی پنجاه و هفتم
غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی پنجاه و هفتم
غزّالی در بیان قول موافقان و مخالفان و بی طرفان می گوید :
" نص و قیاس هر دو بر اباحت و روابودن سماع دلالت دارد ، امّا قیاس زیرا انسان عقل و پنج حس دارد و برای هر یک از حواس ادراکی هست و لذّتی ،
لذّت بینائی در دیدن دیدنی های زیبا همچون سبزی و آب روان و روی نیکوست و همین طور هر یک از حواس لذّت ویژه ای دارند ،
لذّت گوش نیز به شنیدن صداهای نیکو و آوازهای دل انگیز همانند صدای بلبل و صدای ساز و نی و طنبور است ، و دوری از صداهای ناخوش آیند .
هیچگونه حرمت درک لذّت به وسیله ی حواس دیگر نیست ، پس چه دلیل دارد که گوش انسان با حواس دیگر تفاوت داشته باشد ؟ " .
و امّا نص نیز دلالت بر روا بودن سماع دارد ، زیرا خداوند شنیدن صدای نیکو و داشتن آنرا موجب منّت بر بندگانش نموده آنجا که می گوید :
" یزید فی الخلق مایشاء " می افزاید در آفرینش آنچه به خواهند ، که غزالی در احیاء العلوم جلد 2 صفحه 283 نوشته : این افزایش و بخشایش ، صدای نیکوست و در حدیث هم آمده است که :
" خدا هیچ پیامبری را بر نیانگیخت مگر اینکه صدای نیکو داشته باشد " .
از سوی دیگر ، سخن مفهوم حرام نیست ، و نیز صدای خوش موزون هم حرام نیست ، پس هر کدام یک یک وقتی حرام نیست ، مجموع آن چرا حرام باشد ؟
بدون شک اگر این دو حرام باشد در نظم و نثر و گفتار آن حرام نیست یعنی حرمت در ذات آن نیست بل که به سبب یک عارض و پدیدار خارجی است که به همین علت غزالی گفته است :
" حال که تو سماع را مطلقاً حلال و روا دانستی ، حالتی نمی توان یافت که سماع در آن حالت حرام باشد " .
سپس ابراز عقیده نموده که اگر عارضی بتاشد حرام می شود و 5 عارض را بر شمرده :
1 - عارض در سماع کننده
2 - عارض در ابزار سماع
3 - عارض در نظم صورت
4 - عارض در نفس و یا باطن شنونده
5 - عارض در بودن شخص ابزار سماع .
عارض پنجم بر این دلالت دارد که شخص از توده ی عوام مردم باشد و حُب خدا بر دل وی غلبه نیافته باشد و امکاناً سماع او را به کار نادرست و ناپسند وادارد که بر چنین شخصی سماع حرام است ولی اگر بر اثر سماع شهوتی بر او غالب نه گردد سماع بر او حرام نیست و نتیجه گرفته پس سماع از جمله ی امور مباح و حلال است .
مقایسه شود با ابیات دفتر اول مثنوی مولوی
بر سماع راست هر تن چیز نیست
طعمه ی هر مرغکی انجیر نیست
خاصه مرغ مرده پوسیده یی
پر خیالی اعمی بی دیده یی
البته در تأثیر سماع و موسیقی و سرود و آواز ، اهل تصوف تحقیقات دلکش شیرینی دارند :
هر چه را خوب و خوش و زیبا کنند
از برای دیده ی بینا کنند
کی بود آواز چنگ و زیر و بم
از برای گوش بی حس أصم
مشک را بی هوده حق خوش دم نکرد
بهر حس کرد و پی أخشم نکرد
ادامه دارد ......