( این نوشته با بهره گیری از کتاب های :

" قاره ی گمشده در قطب شمال  ( کشور هفتم ) " اثر فرشاد فرشید پور 

" قاره ی گمشده " اثر چارلز برلیتز

" قاره ی هفتم " اثر میلیان استار  نوشته شده )

بخش اول  ؛ افسانه ها

حمزه ی اصفهانی در کناب  " پارسیان " نوشته :

" حق تعالی اول خلقت ، مردی آفرید و گاوی اندر مرکز پائین زمین ...." ( مجمل  التواریخ و القصص فصل سوم چاپ انتشارات اساطیر صفحه 23 )

البته در بسیاری از کتاب های ما ایرانیان از اوستا و متن های کهن همانند :         " بن دهشن" ، " گزیده زاداسپرم " و " مینوی خرد " تا نوشته های جغرافی ذانان اسلامی از کشوری نامبرذه اند به نام  " هفتمین کشور میانی زمین بنام خونیرس " که سرزمین " ایرانویج بخشی از آن است و آنرا به نرین سرزمین دانسته اند و سپس نوشته اند روزی اهریمن بر آن تاخته و آنرا تباه نمود و از آن پس سرما و یخبندان همه جا را گرفت .

بسیاری این سرزمین را در شمال ایران فعلی و نواحی فرا رودان و سرزمین های پیرامون رودهای سیحون و جیحون و حتی نواحی زاگروس دانسته اند .

البته در تاریخ باستان ملت های دیگر جهان نیز به این سرزمین کهن اشاره شده است .

" ویلیام وارن   William F Warren " در کتاب " بهشت پیدا شده در قطب شمال گهواره نژاد بشری "  ( چاپ اول1886 میلادی ) با پژوهش فراوان و ژرف نگری هایی در متن های کهن بشری به این نتیجه رسیده بود که سرزمین میانی و آرمانی بسیاری از فرهنگ های کهن و اساطیر باستانی از بومیان امریکا گرفته تا چینی ها مشخصاتی شبیه به موقعیت قطب شمال داشته اند .

وی از اندک دانشمندانی بود که به وجود سرزمین فراموش شده در قطب شمال پی برده و در کتاب  بهشت پیدا شده با ذکر منابع و تحقیقات گسترده ی زمین شناسی ، جغرافیایی ، زیست شناسی ، اختر شناسی ، مردم شناسی ، تاریخی و متون کهن به کاوش این موضوع پرداخته و در دیگر کتاب های خود پیوسته از این سرزمین قطبی نام برده است .

" ویلیام وارن " در صفحه 23 کتاب  از " اسقف هوت Huet  " در شرح سروده ای ( آفرینش کتاب مقذس )نوشته :

"برخی بهشت را در آسمان سوم دانسته اند ، برخی هم در آسمان چهارم در منزلگاه ماه ( در متن های اوستایی ماه پایه و خورشید پایه دیده می شود) و در کوه هائی پیرامون مدار آن دانسته اند و برخی آنرا در میان آسمان و بر فراز زمین دانسته اند . جائی که از چشم بشر پنهان است و آنجا را در بالای قطب شمال دانسته اند ، جائی در سرزمین تاتارستان نزدیک دریای کاسپین .

برخی .......

نظریه ی قاره ی کهن در قطب شمال در زمان ویلیام وارن و با تحقیقات  او آغاز گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــردید .

شواهد زمین پیدائــی :

اگر بپذیریم  که در ابتدا پوسته ی زمین بسیار داغ بوده و بتدریج خنک شده  ( به دلیل کروی بودن زمین ) پس این اتفاق باید در همه ی جهت ها روی داده باشد و زمین از همه ی جهت ها رو به خنکی رفته باشد ولی حداقل بخش هائی از این کره که از خورشید دورتر بوده اند باید زودتر خنک شده باشند و بتدریج در طول میلیون ها سال سردتر از نقاط دیگر شده باشد در نتیجه نخستین بخش ها که زودتر سرد شده و آماده ی رویش گیاهی و جانوری شده همانا دو قطب شمال و جنوب بوده .

شواهد اختر شناسی :

"پروفسور گیکی Geikie  می گوید :

" از فسیل های گیاهان بدست آمده برجای مانده از دوران " میوسن " وجود پوشش گیاهی بسیار گسترده در مدارهای قطبی ، روشن نموده که می بایست نور کافی در این سرزمین وجود داشته که این گیاهان رشد نموده اند که در نتیجه در زمستان های قطب شمال شش ماه تاریکی مطلق و بدون هیچ گونه نور درست نبوده است .

گزارش هائی از " توماس ریگ "  و " پروفسور گوردون جالد و " لیتنانت ویپریچ " و " پایر " نیز  درست نبودن تاریکی مطلق در شش ماه قطبی زمستان رانادرست دانسته اند .

ادامه دارد .......