دو نکته ( انتظار ظهور حضرت قائم عج - و - استخاره )
1 - انتظار ظهور -
انسان با قبول ولایت پیوند می خورد و هنگامی که پیوند ولایت بر وجود او رسید از انتظار پیوند خوردن بیرون آمده است ، و لذا باید بنا بر مضمون آیه 111 سوره ی مبارکه ی توبه " ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون " به اصلاح نفس خود مشغول شود و شاخ و برگِ درختِ تلخِ وجود را که جنود شیطان هستند بتدریج و تدبیر و حکمت که خورده بینی و خورده کاری است در وجود بزند ، و شاخ و برگ آن پیوند ولایت را که جنود و لشکر انسانی است تقویت و تربیت نماید ، اگر چه گاهی خداوند متعال به اقتضای حکمت خود ارخاء عنان لشکر شیطان کند که بر وجود انسان غالب و بعضی از شاخ وبرگ آن پیوند را قطع کنند که این است معنی " فیقتلون و یقتلون " ،
و تا مادامی که مشغول مقاتله است حالِ انتظار ظهور حضرت قائم عج برای او نیست ، بل که چون از مقاتله فارع گردید و مُلک را از جنود شیطان پاک نمود آن زمان باید انتظار ظهور حضرت قائم عج در وجود خود داشته باشد و همچنین انتظار ظهور آثار و علائم و صفات آن بزرگوار را باید به دارد.
2 - استخاره
بر اساس آیه ی 51 سوره ی توبه : اهل ایمان می بایست توکل نمایند و آن را که توکل نیست ایمانی نه دارد.
توکل بر کسی باید کرد که عزیز و رحیم است ، از مرغان و پرنگان هوا توکل را باید آموخت ، هر کدام ازر آنها در بامداد از لانه های خود بیرون آمده ، بی زار از خود و بی زار از خلق و شب با چینه دانی پُر از دانه به آشیانه باز می گردند ، هنگامی که همچنون پرندگان پی دانه می روید خداوند نیز روزی شما را مقرر می فرماید.
بر اساس آیه ی 84 سوره ی یونس : اگر بخدا ایمان دارید به او توکل کنید و کارها را به او واگذار نمائید ، یعنی اگر به امر خداوند تسلیم هستید به او توکل نمائید و او را کارساز و وکیل خود قرار دهید و مُرادهای خود را فدای مُراد او نمائید .
روضه ی روح من رضای تو باد / قبله گاهم دَرِ سرایِ تو باد
سرمه ی دیده یِ جهان بینم / تا بوّد ، گردِ خاک پای تو باد
گر همه رأی تو فنای من است / کارِ من بر مُرادِ رأی تو باد
شد دلم ذره وار در هَوَسَت دائم این ذره در هوایِ تو باد
بر اساس آیه ی 3 سوره ی احزاب : بخدا توکل کن ، که توکل شرط ایمان و عماد توحید و محل اخلاص و دخیل محبت است . ( از این آیه صریح تر ؟ شرط ایمان و عماد توحید است .)
توکل از بنده آن گاه درست است که یقین داند به دست کسی چیزی نیست و از حیلت سود نیست و عطا و منع جز به حکمت و مصلحت نیست و قسّام مهربان است ، و غافل نیست .
در آیه ی 159 آل عمران می فرماید : کار را بخدا واگذار و پشت گرمی به وی داشته باش که خداوند کار به وی سپارندگان و پشت به او باز کنندگانرا دوست دارد.
در آیه ی 81 سوره ی نساء: به خداوند توکل کن و کار به او بسپار که خداوند ف کار پذیر و کارسازی بسنده است.
بر اساس آیه ی 61 سوره ی انفال : به خدا توکل و پشت باز کن که خداوند شنوا و داناست .
در آیه ی 11 هود : پس او را پرستش کن و بر او توکل کن که خدای تو از کار آنها نال آگاه و غافل نیست .
در آیه ی 58 فرقان : کار را به خدا بسپار که همیشه زنده و هرگز نه می میرد.
در آیه ی 217 شعرا : و توکل کن به آن خداوند توانا و مهربان .
در آیه ی 79 نمل : پس تو کارها را به خدا واگذار که تو بر حق آشکارا و پیدا هستی .
در آیه ی 3 احزاب : به خدا توکل کن که کارسازی بسنده است .
در آیه ی 48 احزاب : به خدا توکل کن که کارسازی کافی است .
در آیه ی 23 مائده : به خداوند توکل کنید اگر ایمان دارید. - خداوند شرط قرار داده که اگر ایمان دارید به خداوند توکل کنید.
در آیه ی 84 سوره ی یونس : اگر به خدا ایمان دارید ، و اگر او را گردن نهاده اید کارها را به واگذارید.
پس ما هنگامی که برای امور خود که تماماً دنیائی هستند اقدام به استخاره می نمائیم " ایمان نه داریم " و حتی اسلام نیاورده ایم که اسلام یعنی تسلیم شدن و او را گردن نهادن . این همه اشاره در قرآن برایمان کافی نه بوده و به درک آیات قرآن نائل نیامده ایم .
در آیه ی 90 سوره ی مائده فرموده : " یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون " به صراحت " خمر " و " میسر " و "انصاب " و " ازلام " را از اعمال و کردار شطانی فرموده و تأکید شده تا از آن ها دوری نمائیم .
مفسران " الازلام " را چوب های بازی ترجمه و تفسیر نموده و توجیه های اشتباهی نموده تا مبادا استخاره زیر سئوال رود ، در حالی که می بایست چوب های بازی را که از قبل از اسلام و از زمان بُت پرستی در میان اعراب رایج بوده را از تاریخ بیرون می کشیدند و در مورد آن به درستی آگاهی می دادند.
در میان اعراب بت پرست امر استخاره به این صورت رایج بوده که : دو عدد بت کوچک چوبی یکی به رنگ تیره و دیگری به رنگ روشن درست کرده و در کیسه ای قرار داده بودند تا هرکس برای اقدامی شک داشت و نه می دانست انجام دهد ویا نه دهد ، دست در کیسه می کرد و یکی از چوب را بیرون می آورد که اگر تیره رنگ بود یعنی آن کار را انجام نده و اگر به رنگ روشن بود تأئید انجام کار را ، چوب به آن شخص داده بود و بر اساس این استخاره کار را صورت می دادند.
این نوع اقدام بحدی در میان اعراب شایع بود که با رواج دین اسلام نیز به شدت برای امور دنیائی صورت می گرفته که این آیه نازل می شود و بعدها پس از رحلت پیامبر کم کم به صورت استخاره از آیات قرآن تا به امروز صورت می گیرد.
امروزه نیز شایع تر شده و اکثر مردمان به جای توکل به خداوند برای خرید و فروش و یا امور دیگر دنیوی دست به دامان استخاره که از اعمال شیطانی است می شوند و در حقیقت چون ایمان به خداوند نه دارند اورا وکیل خود قرار نه می دهند ، بل که استخاره به آن نوید خواهد داد.
همان طوری که مشخص است استخاره حکایت از عدم ایمان فرد دارد و فرد استخاره گیرنده خداوند را نادیده انگاشته و به استخاره پرداخته است ، بی چاره ما آدمیان غافلیم از اینکه " او " در همه حال بینا و توانا و آگاه است.