تحریف . برگه ی نهــم
در همین قرن ، بعد از پیش رفت های عالی دانش بشری هنوز اکثریت مردمان جوامع متمدن هم برای پذیرش یک نظام مردمی که بدون محدود ساختن آزادی های اصولی فردی برای همه ی افراد جامعه به طور یکسان شرایط رشد و شکوفائی و بهره گیری از امکانات را فراهم سازد ، آمادگی نیافته اند .
در پیش رفته ترین سرزمین ها هم هنوز عدالت اجتماعی ، به آن سان که همه افراد از تجاوز و تعرض مصون باشند بر قرار نه شده است ، چه برسد به جوامع عقب مانده .
بار عظیم آداب و عادات و باورهای موروثی که از دوران های بسیار قدیم بر افکار مردم سنگینی کرده و می کند به سادگی و راحتی و در مدتی کوتاه تعدیل پذیر نبوده و نیاز به زمانی بسیار طولانی دارد تا اندک اندک بشر به مرحله ای از پیش رفت ذهنی و تکامل برسد که سلامت و سعادت و آسایش خود را از سعادت و آسایش دیگران جدا نه دانسته و به این اصل وقوف کامل یابد که فقط در یک جامعه ی هم آهنگ و سعادتمند می توان به سعادت واقعی و پایدار دست یافت و در دنیائی خالی از ظلم و تعدی و تجاوز ، آرامش و آسایش حقیقی و شکوفائی مفهوم یابد .
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
تا ایمان به حق و راستی برای اکثریت بشر ، یک دین و اعتقاد عمومی نشود برقراری عدالت اجتماعی و نظام حق فقط یک آرزو خواهد بود .
مردمان از هزاران سال قبل در تارهای شیادان و کلاشـــان و به ظاهر مددکاران حریص و سفیه و یا سوداگرایان آنان گرفتاربوده و خواهند بود و هنوز هم پس از هزاران سال به رشد کافی نرسیده ،
و هنوز در همان تارها به شکل و اشکال دیگری دست و پا می زنند .
این مردم هستند که در اثر تأثیر ناخودآگاه آداب و رسوم و اعتقادات ساختگی گذشته و حتی حال ، زمینه ی تربیتی و اخلاقی ، تمایلات و غرائز طبیعی ، درجه ی رشد و تکامل فکری از هر دینی ، آنچه را با قالب فکری و اجتماعی و حتی روحی آنان سازگار است انتخاب می کنند .
در این که فردی روحانی خرافات و آداب و شعائر را برای رونق دکان خود بر دین آنان تحمیل می کند هیچگونه شک و شبهه ای نیست اما این مردم هستند که زمینه ی قبول این گونه برداشت های به ظاهر مذهبــــــــــی را دارند و لذا دکان داری های سوداگران دین بازار پر رونقی خواهد داشت .
خلق مردمان در اثر یک فرآیند چند هزار ساله با شخصیت یافتن ساحر و جادوگر و رمال و شیاد و ........... به خرافات دینی خو گرفته اند و همین اعتیاد باعث گردیده دین را با احساسات و عواطف و وهم و خیال بسپارند و علم و دانش و منطق را از این صحنه خارج کنند .
اثر یک دین زمانی عمقی و حقیقی خواهد بود که در درون و ضمیر انسان ریشه بدواند و ناخودآگاه انگیزه و موجد اعمال او گردد .
به همین علت است که بدون انگیزه ی عاطفی و تأثیر ضمیر ناخودآگاه نمی توان به باور حقیقی رسید ، در نتیجه به این نکته خواهیم رسید که بسیار بجاست تا توقع داشته باشیم با تجزیه و تحلیل علمی بتوانیم مذهب خود را برگزیده و به جنبه های عملی و منطقی آن تکیه کنیم .
ایمان مذهبی و پذیرش منطقی دو امــر کاملاً متمایز و متفاوت هستند ، ما تنها به یک فرضیه ی علمی می توانیم از طریق منطق و تجربه و علم دست یابیم .
ادامه دارد ......