قبل از ادامه ی مطلب درویشی  بیتی از مثنوی که مربوط به ادامه ی مطلب است را پی می گیریم :

مولوی در دفتر اول بیت  1146 می فرماید :

      هر نَفَس نو می شود دنیا و ما          بی خبر از نو شدن اندر بقا

باید دانست که اشاره بدیعی میفرماید که با هر دمی آفرینش در تغییر و تبدل است  و ما چون در بقا هستیم از این دگرگونی و تحول بی خبریم .

کما اینکه شیخ محمود شبستری با بیانی دیگر گفته :

       جهان کل است و در هر طرفة العین      عدم گـــــــردد و لا یبقی زمانین

       دگـــــــــــــــر باره شود پیدا جهانی       به هـــــــر لحظه زمین و آسمان

       همیشه خلق در خلق جــدید است       اگر چه مدت عمرش مدید است 

همه رو به سوی کـــمال دارند و به واسطه ی تجلیّات آسمانی و شئونات ذاتی هر لحظه تحول می یابند زیرا آفرینش ظهور و تجلّی او می باشـد و نیز تجلّی تکرار ناپذیر است پس آفرینش تغییر می پذیرد و عمرِ عالمیان و عالم که مستمر نیست نو می گردد .

و این در حالیست که در خیال ما استمرار دارند و از غایت سرعت تغییر که فیض خداوندی است که مدت عمر مدید می نماید و اگـر با دقت بیش تری بنگریم با هر دمی نیست می شویم و باز با هر بازدمی هست می گردیم.

مولانا در غزل شماره 2262 دیوان شمس می فرمائید :

پـــرده بگـــــــــردان و بزن ساز نو    هین کــــــه رسید از فلک آواز نو

تازه و خندان نشود گوش و هوش    تا ز خــــــــــــــرد در نرسد راز نو

البته طبع انسان نیز خواهان نو است

طبع چیزی نو به نو خواهــد همی    چیز نو نو راهــــــرو خواهد همی

این مقاله کــــه تحت عنوان برگه ششم ناتمام مانده بود حدود چهل روز فراموش شده و حتی سررشته افکار گسسته شده اما اصل مطلب بر این نکته بود کــــــــه نفوذی ها در درویشی بتوانند انحرزاف ایجاد نمایند .

نامه ای به گواهی عده ای از نادرویشان تهیه و برنامه ی انسانی آقای مجذوب علیشـــاه  را به عنوان اینکه " ما خواستار همان درویشی سنتی خودمان هســتم " باطل نمودند که این عمل کــــــــــــــه توسط " خادم الفقراء ( لقب خود خوانده و خود ساخته ) در جلسـه ای با هماهنگی هـای لازم برای عده ای از دراویش خواندند ، یعنی ما گوش به فرمان این امضاء کنندگان هستیم و به دستور پیر وقت  اعتنائی نداریم و مـــــــــا امضاء کنندگتان این چنین درویشی را میخواهیم !!! دل پیر وقت را به درد آوردند و همزمان با آن کــردار ناصواب کـــــه توسطنمایندگان خمسه !!!و پسران نالایق .... قبل و ماموران امنیتی هماهنگ شده بود به ضعیف کــــــردن و بی حس کردن و از پا درآوردن پیر وقت همراهی نمودند .