شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی صد و هفده جزء دوم از دفتز اول
گرت بُرهان بایــــــد و حجّت مِها باز خوان مِن آیَةٍ اَونُنسِـــــها (1675/1)
آیتِ اَنسَکُمُ ذِکـــــــــــری بخوان قدرتِ نسیان نهادتشان بدان (1676/1)
چون به تذکیر و به نسیان قادرند بر همه دلهایِ خلقان قاهرند (1677/1)
چون به نسیان بست او راهِ نظـر کار نتوان کرد ور باشد هـــنر (1678/1)
در ابیات 1671-1674 دلالت شد که امری را که مشیّت خداوند برقرار می نماید قبل از آنکه
صورت حسی پیدا نماید ولّی چون دستش، دست خداوند بوده و قدرت از اله دارد می تواند
آنرا محو کند و چون تصرفی همانند حق نعالی دارد لــــذا می تواند در امور خارج هم تصرف کند ، حال اگر بر این گفته دلیل و حجتی نیاز داری آیه ی : " مِن آیَةٍ اَونُنسیها " را بخوان.
پوشیده نیست این تصرف خود نوعی نسخ است و مولانا حجت این نسخ را به آیه ی 106 سوره ی بقره ارجاع می دهد .
( حاج ملا هادی سبزواری " اَونُنسِها " را اشـــــاره به آیه ی "مانَنسَخ مِن آیَةٍ اَونُنسِها نَاتِ بِخَیرٍ " ذکر نموده )(1) .
در این آیه خداوند فرموده : " هر آیتی از قرآن که منسوخ کنیم یا به فراموشی سپاریم بهتر از آن یا مثل آن خواهیم آورد آیا تو نمی دانی که خداوند بر هر چیزی توانا است ؟ " .
وقتی خداوند باین صراحت می فرماید بر هــــر چیزی توانا هستم و اولیا هم که قدرت را از
خداوند دارند و دستشان دست خداست بر هر چیزی توانا خواهند بود و لـذا همین حجت و
دلیلی است تا دریابی که اولیا قفادر هستند تصرف نمایند .
آیه ی " اَنسَو کُمُ ذِکری " را بخوان تا محو از ضمیرها را بدانی ، کـــه در این بیت هم قدرت بندگان خاص ( اولیا ) را بیان می کند کــه چون قدرت از اله دارند می توانند در باطن تصرف نموده و قضا را تغییر دهند.
( حتی ســـــالک صادق هم می تواند قضا را تغییر دهد امّا چون سالک قادر به تصرف در خارج نیست باید " ابتهال آغاز کــند " ، " ناله و تسبیح و روزه ساز نماید " . مگر مولانا در ابیات 1197 به بعد دلالت نکرد کــــــــه هنگامی که قضای الهی رسید غیر از ظاهر امر چیزی را نخواهی دید و اگر این چنین شد و قضا آمد به دعای توام بازاری به پرداز و استغاثه کن و ذکر خداوند و روزه آغاز نما تا کــه دفع قضا کند ، هر چند سالک صادق هم می تواند با حال حضور و ابتهال قضا را تغییر دهد امّا ولّی قبل از آن کـــه قضا صورت حسی پیدا نماید به جهت سبب سازی تصرف می کند و دفع قضا می نماید ، اگــــــر چه این امر بندرت صورت تحقق پیدا می کند مگـــر به جهت ارشاد و مولوی نیز نمی فرماید انجام می دهد بل که از لفظ " قادرند " ، قاهرند " استفاده می کـــــند یعنی برای ولی این امر امکان پذیر است زیرا قادر هستند انجام دهند ) .
" فروزانفر " اَنسَوکُمُ ذِکری : را مقتبس از آیه ی 110 سوره ی مؤمنون ذکر نموده " (2) که
خداوند فرموده : " شما ای کافران آنان را به سخریه و فسوس گرفتید و ریشخند کــردید تا آن که از یاد من غافل شدید " یعنی بندگان خاص یاد مرا از ضمیر شما محو کردند ، کـــــه قدرت اولیا از این آیه و این بیت استنباط می گردد .
چون اولیا بــــــر دل های تمام خلق تسلط دارند و قادر هستند در دل های خلق مطلبی را یادآوری و یا محو نمایند و اگر اثر کلامی را محو نمود و باعث فراموشی آن شـــد راه فکر و نظر در آن مورد را بر او می بندد و آن فرد اگر فاضل و هنرمند هم باشـد کار و عملی در آن مورد نتواند انجام دهد .
لطیفه : خداوند در آیه ی چهلم سوره ی حج می فرماید : هر زمانی کـــه می خواهم گناه کاران روی زمین را کیفر دهـم چون نظر به بندگان خاص خود و شب زنده داران به عبادت و دوستان خود می نگـــرم و استغفار کننده ی هنگام سَحَر را می بینم از عذاب آنان منصرف می شوم " (3).
ادامه دارد .........
-------------------------------------------------------------------------------------------
(1)- شرح اسرار . ص 55
(2)- شرح مثنوی شریف . جلد دوم . ص 670
(3)- کشف الاسرار . ذیل آیه ی 40 سوره ی حج .