از اینجا و آنجا . برگه ی هشتم
شکاف عمیق در اولین سلسه موروثی تصوف
اسرار پشت پرده
آقای صالح علیشاه بعد از به قطبیت رسیدن در سال 1328 برادر خود ابوالقاسم نور نژاد را که ششمین فرزند آقای نور علیشاه را مآذون در اقامه ی نماز جماعت گردانید و دخـتر وی را به عقد آقای نور علی تابنده درآورد تا کلید اختلافات با قطبیت رضا علیشاه زده شود .
هنگامیکه در سال 1345 آقای رضا علیشاه قطب گردید با وجود اصــــــرار نزدیکان ، مقام به ظاهر عرفانی عموی خود را به شیخیت نرسانید و در کمال ناباوری و به اصرار آقای نورعلی تابنده و اطرافیان وی ، زمانی کــه ابوالقاسم نورنژاد در بستر بیماری بود و نفس آخر خود را می کشید . به ناچار ملقب به درویش صابر علی نمود تا فردی که در بستر بیماری به مقام شیخیّت رسید و دقیقاً ســــه روز بعد از به شیخیت رسیدن از دنیا می رود . ( نابغه علم و عرفان . ص 326 ) و همین امر باعث اثبات پوچی فرمان سلطانعلیشاه مبنی بر حاری بودن
حکم " یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک است (نابغه علم و عرفان . از صفحه578 تا 581).
اتفاق تلخ صدور شیخیّت ابوالقاسم نور نژاد ( فرزند ششم نور علیشـــــاه و پدر خانم آقای نور علی تابنده ) در بستر بیماری و لحظات آخــــــــــر عمر و ازدواج آقای علی تابنده با نام طریقتی محبوبعلیشاه با دختر خانواده ای ازدواج کرد که تا چند سال برچسب خاکساریه به آنها زده می شد .
شیخ محسن سروستانی ملقب به صـــابر علی یکی از مشایخ نور علیشاه محسوب می شد که بعد از ملاقات با سلطانعلیشاه در گناباد مشـرف به فقر گـردید و به شیراز مراجعت نمود و یک هفته بعد از فوت ملا سلطان از طرف نور علیشاه مآذون در دستگیری شـــــد و ملقب به صابر علی گردید و به شیراز مراجعت نمود . ( نابغه علم و عرفان . ص 407) .
نکته ی جالب تشـــــــرف وی ، پوشیدن لباس مخصوص دراوش خاکساریه بود که با احمد سراج شیرازی با لباس خاکساریه وارد گناباد شـد و مورد اعتراض جمع زیادی از مردم قرار گرفت و بعد از وصلت این خانواده برای فرار از برچسب خاکسـاریه بیان شد . گفته اند که وی فقط با دراویش خاکساریه مراوداتی داشته است !!!!!.
عمق اختلاف این دو خانواده در زمان فوت آقای محبوب علیشاه به عــــــــــرصه ی نمایش گذاشته شد تا نتیجه ی آن با به حاشــــــیه بردن قریب به اتفاق اطرافیان محبوبعلیشـاه و روی کار آمدن آقای مجذوب علیشاه منجر گردید .
ناصر آقا ملکی شیخ شیراز کــه خانواده ی وی از نزدیکان شیخ محسن سروستانی ( پدر خانم آقای محبوبعلیشاه ، پدر بزرگ رضا و رحمت الله ) در جلســــــات شیراز و سروستان همواره از آنان یاد می نموده .
بعد از فوت شیخ شــــــیراز آقای مجذوبعلیشاه فرصت را غنیمت شمرد و با در اختیار قرار دادن جلسات شیراز به آقای علیرضا آذری مانع تســـــــــلط و بدست گرفتن خانقاه شیراز توسط آقا ملکی فرزند شیخ شیراز شد تا بعد از اختلافات فقرای شــــیراز و حمایت یوسف مردانی بالاخره فرمان مآذونی اسداله آقا ملکی صادر شد .
اعتراف آقای مجذوبعلیشاه در فرمان مآذونی ( 23 مرداد 1393) آقای اســــدالله خاوری مهر تآئیدی بر اخبار منتشره مبنی بر اینکـــه اختلافات درون فرقه ای و درگیری های شیراز بود . اصرار جناب آقای مجذوب علیشاه مبنی بر اتحـاد و وحدت فقرای شیراز و بیان ازدیاد ذوق و شوق آنها برای روی کار آمدن فرزند ناصر آقا ملکی در حالی صورت گرفت کــه خاندان آقای شیخ محسن سروستانی تمام قد از وی حمایت کردند .
مراجعه تعدادی از فقرای شیراز به حسینیه کــــرج و دیدار آنها با آقای یوسف مردانی شیخ کرج که مدت ها شیخ المشایخ بود در حالی صورت گرفت کـــــــه این حرکت توهین آمیز و معنادار توسط گروهی دیگـــــر با مراجعه به خانقاه امیر سلیمانی و دریافت دست خط آقای مجذوب علیشــــــــــاه به نحوی خنثی شد تا همچنان آقای علیرضا خاوری خانقاه شیراز را بدست گیرد .
بدون شک عدم حمایت آقای نور علی تابنده و بایکوت فعالیت رضا تابنده توســـــــــط پایگاه خبری مجذوبان نور ریشه در داستانی دارد که در زمان آقای نور علیشاه آغاز شد و در زمان آقای رضاعلیشاه به اوج خود رســـــــــید ، و بعد از فوت آقای محبوبعلیشاه با کنار گذاشتن اطرافیان وی و میدان ندادن به آنها جبران شد و گـــــــــرنه با توجه به موروثی بودن قطبیّت در فرقه ی صوفیه گنابادی این سئوال در ذهن مخاطبین شکل می گرفت کـــــــــــه چــــرا هیچکدام از اطرافیان محبوبعلیشاه در دوران اخر قادر به سپری کــــــــــردن مراحل به ظاهر عرفانی صوفیه نشده است .
در چهارشنبه دوم تیر 1395 در مجلس درویشی تهـــــــــران آقای مجذوب علیشاه صراحتاً فرمودند که کوچکترین سر و صدائی در جلسات فقری بر روی اعصابش اثــــــر می گذارد و ناراحت می شود زیرا اثرات حرکت اعتراض آمیز رضــــــا تابنده در جلســــــــــــات به وضوح مشاهده می شده ، جلسات فقری سال 1395 حال و هوای طبیعی خود را نداشـــــــته و فشارهائی وارد می شده است .
اقدامات تفرقه افکنانه رضا تابنده و زیادی خواهی در لوای " قطبیت حق من اســـت " ضمن آنکه بســـیار آقای مجذوب علیشاه را ناراحت می نمود ایجاد دو دســـتگی عمیقی در میان فقرا نموده بود و بودند مآذونین و مشایخی کـــــــــه اراده و بصیرتی نداشـته و با رضا تابنده همراهی می کردند و حتی شیخی کـــــه بدون اجازه ودستور و فقط برای خود شیرینی و آینده نگری به پیشواز رضا تابنده رفته بود - شیخی کـــــــــه در سفر در شمال رضا تابــنده همراهی کـرده بود در حالی که رضا تابنده هیچ سمتی نداشته و با بودن پیر وقت بدون امر پیر ،گنده گو ..... نموده بود و خود را کسی دانسته بود.
ضمن آنکه برای مهندسی کردن قطبیت نیز امنیتی ها اقداماتی نموده بودند و که نفوذیها
اوامر آنها را اطاعت نموده و می نمودند .
ادامه دارد ......