ادامه ی تحریف . برگه ی شانزدهم

با بررسی دقیق در می بابیم که در تمام ادیان جهان ، نه تنها غالباً آن ادیان را در آغاز فاقد روحانی و واسطه و متولی می بینیم بل که در اصل ،  تعلیمات پیامبران ضــــد روحانیت و کهانت نیز بوده است .

عیسای چهار انجیل نه تنها روحانیتی را توصیه نه نموده بود بل که کلیسائی را نیز پایه گذاری نه کرده بود و حتی با شدت مخالف روحانیت و کهانت بوده است .  عیسی در سراسر چهار انجیل روحانیون را شماتت و حتی متهم به فساد وشرارت و ریا و حماقت و کوردلی می نماید و آنان را شایسته ی عذاب دوزخ می گوید .

کافی است که فصول انجیل متی 15  آیه های یک تا بیست و  16 آیه های پنج تا دوازده و 23/1 را با دقت مطالعه نمائیم ، همچنین انجیل مرقس و انجیل لوقا را که همان گفته ها در آنها تکرار شده .

عیسی در انجیل نه تنها فریسیان و صدوقیان را لعنت نموده بل که به هر چه معلم شریعت است نیز علناً ناسزا گفته و حتی روحانیون را کُشنده ی پیامبران نامیده .

در متی 23/13 می گوید :

" وای بر شما ملایان و فریسیان ریاکار ،

شما درهای ملکوت آسمان  را بر روی مردم می بندید ،

زیرا خودتان که وارد نمی شوید و دیگران را هم که می خواهند وارد شوند باز می دارید ، 13

وای بر شما .... 

شما مال بیوه زنان را می بلعید و برای خودنمائی نماز خود را طولانی می سازید ، به این جهت شما شدیدترین کیفرها را خواهید دید ، 14

وای بر شما ......

شما دریا و خشکی را طی می کنید تا مریدی را پیدا نمائید که دین شما را به پذیرد و وقتی یافتید او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می سازید ، 15

وای بر شما ........

شما از نعناء و شوید و زیره زکات می گیرید اما مهم ترین احکام شریعت را که عــدالت و رحمت و صداقت است نادیده گرفته اید 23

ای راهنمایان کور که پشه ها صافی می کنید و شتران را می بلعید ، 24

وای بر شما ........

شما چون مقبره هائی هستید که برون آنها سفید و رنگ آمیزی شده و ظاهری زیبا دارند ولی درون پُر از استخوان های مردگان و کثافات  و سایر نجاسات است  ، 27

شما به ظاهر مردمانی آراسته و درستکار به نظر می رسید ولی در باطن پر از ریا کاری و شرارت و تجاوزید ، 28

ای ماران و ای افعی زدگان شما چگونه از آتش جهنم فرار خواهید کرد 33

خون همه ی نیک مردان خدا که بر زمین ریخته شده بر گردن شماست  35

در متی  باب 16  آیات پنج الی دوازده  ، آشکارا مردم را از تعالیم روحانیون بر حذر می دارد .

در متی 3/7 از زبان یحیی تعمیگر روحانیون و ملایان یهودی را مارهای زهر آگین و خطرناک نامیده می شوند .

در سراســــر اناجیل چهار گانه اشاره ای حتی اندک به لزوم روحانیت نیست .

قدیمی ترین مجامع مسیحی در سوریه بود که در ابتدا نه روحانی وجود داشت و نه کسانی به عنوان ناظر و مربی که در معتقدات مسیحیان نظارت کند ، بعدها گروهی تشکیل شد که معروف به " بنی قیامه " شدند که این گروه با زهد و قناعت می زیستند و پرستاری از بیماران ، راندن شیاطین و اجنه ، سرپرستی و دلداری یتیمان و بیوه زنان ، همکاری در غسل تعمید و ... وظیفه ی آنها بود .

اندک اندک از بین همین " بنی قیامه " خادمان کلیسا شکل گرفتند و به مرور مدیریت مذهبی ، رهبری  ، اسقف ، دیاکون ها و در نهایت روحانیت پا گرفت .

عیسی مدعی نبوت نه شد و از جانب خداوند و به عنوان کلام الله سخنی ابلاغ نه نمود و به قوانین الهی نه پرداخت ، وی حتی شعائر سنتی را لغو کرد و به صراحت حدود و مقررات و دستورات دین یهود را منسوخ اعلام نمود .

عیسی نه دین کلیسائی نوینی را پایه گذاشت و نه فقه و قوانین الهی را از جانب خداوند ابلاغ کرد .

زرتشت هیچ زمانی از جانب خداوند سخن نه گفت و برای ستایش خداوند شعائر خاص ، آداب و رسوم ، حدود و قوانین و معبد و کلیسائی را مطرح نه ساخت .

 در سرود 32/9 گاثاها  ، زرتشت به شماتت کرپن ها و کاوی ها که منحرف کنندگان مردم هستند پرداخته که مشخص می شود در زمان وی هم کاهنینی کژ اندیش به تحریف دین می پرداخته و مردم را از راه راست منحرف می ساخته اند .

مولوی در مثنوی در داستان موسی و شبان خط بطلان بر بودن واسطه ای بین خدا و بندگان را نشان می دهد

در این داستان خداوند ، پیامبر خود موسی را مورد عتاب قرار می دهد که بنده ی مارا تو از ما جدا کردی

وحی آمد سوی موسی از خدا

بنده ی ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

یا برای فصل کردن آمدی ؟

و نیز در داستان بسیار نغز پیر چنگی در زمان عمر اشاره نموده که هر کسی بدون واسطه با خدای خود همکلام می شود و نیاز به واسطه نیست که اوست یار و یاور همه کس ، که هر موجودی که خواهان کمال است ندای خداوند را خواهد شنید .

گفت ای بوده حجابم از الِه

ای مرا تو راهزن از شاهراه

ای بخورده خون من هفتاد سال

ای ز تو رویم سیه پیشِ کمال

ادامه دارد....