ادامه ی تحریف . برگه ی هیجدهم

هنگامی که مطالعات و بررسی های محققین بنام و متخصصین آگاه و پژوهشگران علوم الهیات را پی گیری می کنیم به خوبی روشن می شود که پیام های مستقیمی از سوی موسی و عیسی در دست نیست و کتاب های منسوب به آنان به طور یقین از سوی آنان نه تنظیم شده و نه تقریر یافته است و حتی شخصیّت واقعی آنان نیز از نظر تاریخی مسلّم نیست .

در ماه مارچ سال 1989 میلادی حدود یکصــد نفر از دانشمندان و پژوهشگران علوم الهیّات و تاریخ مسیحیّت در گردهمائی که در شهر Sonoma در 50 کیلومتری شمال سانفذانسیسکو شرکت نموده بودند که نتیجه ی 9 مرتبه اجتماع آنان در یک دوره ی چهار ساله را در تاریخ فوق و در طی سه روز تأئید نمایند که نتایج این گردهمائی پس از تأئید قریب به اتفاق آنان اعلان که در روزنامه ی خبر آسوشیتدپرس دهم مارچ نیز انتشار یافت و دسته جمعگی اعلان نمودند که :

1 - شواهد معتبری در انجیل بر این حکم می کند که عیسی معتقد بود حکومت الهی بسیار نزدیک است .

2 - گفتار عیسی در مورد حکومت الهی صورت اساطیری و تمثیلی داشته و نه یک واقعیت تاریخی . او در مورد آینده پیوسته غیر مستقیم سخن گفته و هرگز  در اصطلاحات Apocalyptic  مکاشفه ای صحبت   نه کرده ، و این پیروان بعدی او بوده اند که از او مسیحای بازگشت کننده ساخته اند . عیسی به هیچ وجه اعلام نه کرد که او باز خواهد گشت .

3 - عیسی مصلحی بود که هرگز دین جدیدی نیاورد و تصور هم نمی کرد به نام او دینی برپا دارند و او را بــه صورت یک بنیانگذار آئین نو Cultfigure  مورد ستایش قرار دهند .

4 - عیسی هیچگاه مدعی الوهیت نه شد و اگر چنین تهمتی بر او وارد می کردند دچار وحشت می گردید .

     پروفسور  R . Spittler  یک روحانی استاد انجیل و صاحب کرسی و رئیس بخش انجیلی سیمینار علوم الهی fuller در  Pasadena  اظهار کرده اینکه مسیح هرگز سخنی در باره ی مراجعت خود نه نموده واقعیتی است که در حوزه های علمی تدریس می شود .

پروفسور   Ed.Beutner  روحانی ژوزئیت ( از عمیق ترین فرقه های کاتولیک ) استاد دانشگاه  سانتاکلارا شرکت کننده ی دیگری ، اظهار داشت که پژوهشگران این گردهمائی دانشمندان تک رو نیستند بل که آنها حتی با احتیاط واقعیت هائی را که از بیانات عیسی کشف نموده اند بیان داشتند .

نتایج و اعترافات فوق مورد تأئید روحانیون صاحب اعتبار با شهرت جهانی قرار گرفته است .

اناجیا توسط روحانیت کلیسا ، در شرح حوادث کوتاه و قصه مانندی که به دوران بسیار محدودی از زندگی عیسی نسبت داده می شود تنظیم گردیده .

این چهار انجیل که امروز در شمار رسالات مقدس کانن کلیسای مسیحیت پذیرفته شده از ابتدا مشخص نه بوده و پس از مشاجرات فراوان از میان آثار متعددی انتخاب شده اند ، و حتی اعتبار این رسالات در یک زمان تثبیت نه شده بل که در طی چندین قرن بتدریج مورد توافق قرار گرفته است .

گزینش چهار کتاب بجای یک رساله ی واحد هم خود نشان از اختلاف و تضادیست که در مطالب آنها وجود دارد ، سه انجیل متی و مرقس و لوقا تا اندازه ای بهم شباهت دارند و تقریباً دیدگاهی مشابه دارند و شاید از یک منبع بهره گرفته اند که به همین علت این اناجیل را  Synoptic نامیده اند .

در این سه انجیل همگون غیر از شرح صحنه های معجزات عیسی و خارج نمودن اجنه و دیوان از کالبد بیماران و بیان اشاراتی ، مطلب تازه ای در مورد سرگذشت عیسی نیست و اصولاً گزارش این اناجیل شرح حال یک شخصیت تاریخی نیست بل که تذکراتی برای جلب توجه مسیحیان است که فاقد ارزش و کیفیت تاریخ نویسی است .

بسیاری از محققین همانند : دیبلیوس ، ایزلر ، کارناک حتی در اوائل قرن بیستم با بررسی اختلافات و بی نظمی های رسالات کانن تأئید نمودند که این نوشته ها به وسیله ی روحانیون کلیسا تنظیم شده اند و نه نزدیکان و حواریون عیسی .

در نامه های پاولوس ، با وجود اصلاحاتی که بعداً به عمل آمده ، بدون توجه به عیسای زمینی ، مسیح آسمانی و خدای گونه مطرح می گردد .

در این نامه ها کوچک ترین شرحی در باره ی عیسی نیست ، اما در اناجیل همگون:

عیسی تا لحظه ی مرگ یک انسان زمینی است که انسان وار نیز عمل می کند و تحمل درد و رنج می نماید و مصلوب می شود و می میرد ، و پس از سه روز از قبر برخاسته آنگاه به مسیح آسمانی یا خدا - مسیح تبدیل می شود . که در رساله ی اعمال رسولان نیز به صراحت این نظریه مطرح می شود .

ادامه دارد .....