شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و سی ام جزء سوم از دفتز اول
گر نشان خواهید از من زین وعید کُرّۀ ناقه به ســـــــوی کُه دوید (2531/1)
گـــر توانیدش گرفتن چاره هست ور نه خود مرغِ امید از دام جَســـت (2532/1)
کس نتانست اندر آن کُرّه رســید رفت در کهسارها شــــد ناپدید (2533/1)
گفت دیدیت آن قضا مُعلَن شـــدست صورتِ اومید را گـــــردن زَدَست (2534/1)
کُرّۀ ناقه چه باشـــــد ؟ خاطرش کـه به جا آرید ز احسان و بِرَش (2535/1)
گـــر به جا آید دلش رَستید از آن ور نه نومیدیت و سـاعد را گزان (2536/1)
مُعلَن به معنی قطعی شدن - بِرَش به معنی نیکوئی کردن .
( در نسخه ی سلطان ولد پس از بیت 2532 بیت زیر آمده :
" می دویدند از پی اشتر چو سگ / چون شنیدند این از و جمله به تگ "
و پس از بیت 2533 بیت زیر آمده :
" همچو روح پاک کو از ننگّ تن / می گریزد جانبِ ربّ الِمنَن " )
علی الحال حضرت صالح در دنباله ی گفته ی خود می گوید: اگــر نشانه ای از این سخن ارعاب آمیز می خواهید بدانید که کره ی شتر بسوی کوه دوید ، اگر آن کره را بگیرید چاره ای برای ممانعت از جزایتان وجود خواهد داشت و الی امیدی نبوده و بلا بر شما نازل می شود ، هیچ کس نتوانست به آن کره شتر برسد و آن را بگیرد و کره شـتر دوان رفت و در کوهسار ناپدید گشت . حضرت صالح به قوم گفت : دیدید مرغ امیـــــــــد از دام جست و امیدتان نا امید گشت در اینصورت قضای الهی قطعی خواهد بود و راه نجاتی برای شـــما متصوّر نخواهد بود .
کره شتر چه باشد ؟ ( که بخواهید خاطرش را نگاه دارید )
جسم صالح را احسان و مهربانی کنید و دلش را بدست آورید کـــــــه اگر بجا آید دلش از عذاب الهی رسته اید و الی پس از نا امیدی پشیمانی خواهد بود .
(مولانا اشاره می کند تا سالک دریابد کــــــــه " ناقه ی جسم ولی را باید بنده باشد " و احسان و مهربانی در حق ولی نماید تا با روح ولی خواجه تاش گردد ) .
چون شنیدند این وعیدِ منکدر چشم بنهادند و آن را منتظــــر (2537/1)
روز اول رویِ خود دیدنــــد زرد می زردند از نا امیدی آهِ سـرد (2538/1)
سرخ شـد رویِ همه روزِ دوم نوبتِ اومید و توبه گشـــت گم (2539/1)
شد سیه روزِ سیُم رویِ همه حکمِ صالح راست شد بی مَلحَمه (2540/1)
منکدر به معنی سخت، مَلحَمه در لغت عرب به معنای جنگ خونین و کُشت و کُشتار (1).
قوم ثمود چون این تهدید سخت را شنیدند چشم انتظار آن عذاب الهی ماندنـــد ، روز اول چهره ی خود را زرد رنگ دیدند و چون دیگـــر امیدی نداشتند آه سردی می کشیدند . روز دوم جملگی رویشان قرمز شد و چنان نا امید شدند که توبه کردن را فراموش نمودند ، در روز سوم چهره های همگی سیاه شــد و داوری و حُکم صالح بون کُشت و کُشتاری رقم خورد .
(کریم زمانی معنای " چون و چرا " (2) را بـــــــــرای کلمه ی مَلحَمه در این بیت مناسب دانسته امّا چون در تهدید به تغییر رنگ حُکم داده شده لذا تغییر رنگ سه روزه بدون جنگ وکُشتاری فعلیّت پیدا می کند ) .
چون همه در نا امیدی سَر زدند عهمچو مرغان در دو زانو آمدند (2541/1)
در نُبی آورد جبـــــــــرئیل امین شــــرح این زانو زدن را جاثِمین (2542/1)
زانو آن دم زن کـه تعلیمت کنند وز چنین زانو زدن بیمت کننــــد (2543/1)
حاج ملا هادی سبزواری " جاثِمین " را مقتبس از آیه ی 78 سوره ی اعراف نوشته (3) و
زانو زده را روی هم افتاده معنی نموده است . نَبی به معنای قرآن است .
مولانا اشاره ای دارد که چون مردم قوم ثمود جملگی در نا امیدی قرار گرفتند بعد از ســه روز همانند مرغان دو زانو درافتادند ، جبرئیل امین در قرآن شرح این زانو زدن را در جاثمین آورده است .
( در آیه ی 78 سوره اعراف می فرماید : " پس بانگ و جنبش بزرگی آنان را فــرا گرفت و بامدادان در خانه های خود بر روی هم افتاده و بر جای مرده بودند " . )
ای سالک به هوش باش هنگامی که تعلیمت می دهند تا هدایت گــردی باید زانو زنی و پند بگیری که ترا از چنین زانو زدنی بر حذر داشــــــــته و بیم داده اند تا هم چون کفّار در جهالت نیفتی .
ادامه دارد ......
----------------------------------------------------------------------------------------------
(1) - فرهنگ معاصر عربی - فارسی . ذیل لغت مَلحَمه
(2) - شرح جامع مثنوی معنوی . جلد اول . ص 757
(3) - شرح اسرار . ص 70