شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و سی و نهم جزء سوم از دفتز اول
یا رب این تمییز دِه ما را به خواسـت تا شناسیم آن نشانِ کژ ز راست (2636/1)
حسّ را تمییز دانی چون شـود؟ آنکـــــــــه حسّ یَنظُر بِنُورِ الله بود (2637/1)
ور اثر نَبود ، سبب هم مُظهِـر است همچو خویشی کــز محبّت مُخبِرست (2638/1)
نبود آنکه نورِ حقّش شــــد امام مر اثــــــــــــر را با سببها را غلام (2639/1)
یا محبّت در درون شــــــعله زند زَفت گــــــــــــردد وز اثر فارغ کند (2640/1)
حاجتش نبود پی اِعلام مِهــــــر چون محبّت نورِ خود زد بر سپهـــر (2641/1)
فروزانفر مضمون بیت 2636 را ناظر بر حدیث " اَللهُمََّ اَرِنَا الاَشیاءَ کَماهِیَ " به نقل از کشف المحجوب ذگر نموده است (1) و یَنظُر بِنُورِ الله را اشاره به حدیث " اِتَّقُو فراسَةَ المُؤمِنِ فَاِنََّهُ بِنُورِ الله " (2) که قبلاً در بیت 1333 آورده شد نوشته است .
مُظهِر به معنای آشکار کننده ، آگاه کننده ، روشن کننده ، ظاهــر کننده . - مُخبِر به معنی آگاهی دهنده . - غُلام به معنای بنده . - زَفت به معنای بزرگ ، درشت ، ستبر است .
مولانا در دلالت خود می گوید : خداوندا ما را قوه ی تشخیص ارزانی فرما تا آن کــژی را از راستی باز شناسیم .
ای سالک می دانی چگونه حس می تواند این کژی را از راستی باز شــناسد و تشخیص دهد ؟ حس آن کسی می تواند شناسد که با نور خدا ببیند کــــــــه چنین فردی به کمال معرفت رسیده و لذا کژی را از راستی باز تواند شناخت . حال اگر آگاهی از طریق اثر نبود ، از مؤثر هم می توان به آگاهی رسید همانند سبب خویشاوندی کـــــــه بین آنان محبت وجود دارد ، امّا مؤمن که به نور خداوندی مزیّن شد ه نیازی به اثر و مؤثر ندارد و هنگامی می توان از اثر و مؤثر بهره گرفت که نشانه هائی از آن ، حس و یا دیده شود و این طریق عقل جزوی است ،پس آن که نورالله راهنمای اوست دیگـر نیازمند اثر و یا سبب نیست ، یا اینکه عشق در دل افروخته گردد و شعله زند و شعله اش چنان ستبر و بزرگ گردد که فرد را از اثر و مؤثر فارغ نماید که چنین فردی دیگر نیاز به دلیل و شاهد ظاهــــــری برای گواهی مهر خود ندارد زیرا عشق نور خود را بر آسمان زده و راهبـری می نماید و عاشق را از دلیل و شاهد رهائی می بخشد :
" استاد تو عشق است بدانجا چو رسی / او خود به زبان حال گوید چون کُن "
هست تفصیلات تا گردد تمام این سخن لیکن بحو تو و السََّلام (2642/1)
به جهت تمام کردن این سخن نیاز به شرح و بسط مفصلی هست لیکن تو ای سالک باید در جستجوی عشق باشی تا ترا راهبر شود و السلام
کریم زمانی در تفسیر این بیت نوشته : " در این باره تفصیلاتی لازم است تا این سخن به کمال و تمام رسد ، ولی این تفصیلات را تو باید از اهلش بخواهی ، والسلام "(3) .
مراد مولانا به نظر اینجانب نباید این چنین تعبیری باشد که این شارح نوشته است . مولانا راه هائی که برای شناخت کژی از راستی در عشق نیاز هست را دلالت کرد و اکنون می گوید برای تمام کردن این مبحث نیاز به شرح و بسط مفصلی هست ، امّا آنـــرا بیان نمی کند و سالک را به جستجو توصیه می کند ، در نتیجه اگر گفتنی بود کــه خود می گفت و دلالت می کرد ، پس ناگفتنی است و به نظر می آید ســــــــالک را به جستجوی عشق توصیه می کند تا او را راهنما و دلیل باشد .
گر چه شد معنی در این صورت پدید صورت از معنی قریبست و بعید (2643/1)
در دلالت همچو آبنـــــد و درخت چون به ماهیّت رَوی ، دورند سخت (2644/1)
ترکِ ماهیّات و خاصیّات گــــــــو شـــــرح کن احوالِ آن دو ماه رو (2645/1)
فروزانفر بیت 2643 را بر اساس نسخه معتبر قونیه نوشـــته ولی شـــــــرح آنرا بر اساس نسخه ی چاپ لیدن " وآنک او معنی درین صورت بدید " نموده و نوشـــــــته است : " بی گمان و به ویژه مطابق چاپ لیدن ، این ابیـــــــات در انتقاد طریقه ی صوفیان جمال پرست است "(4).
اولاً اگر مبنا بر صحت نسخه ی " لیدن " است چرا بر اســـــــــاس نسخه ی قونیه بیت را نوشته اند؟ پس اگر آن نسخه معتبرتربوده می بایست معنا بر اســــــاس همان نسخه ی قونیه شرح داده می شد ، و ثانیاً به نظر بنده اگر چه مولانا صورت پرستی را مــــردود می دانسته امّا این بخش انتقادی از طریقه ی جمال پرستان نیست ، زیرا هیچ نشانه و دلیلی و شرح و بسطی هم وجود ندارد .
بهر حال مولانا دلالت می کند که : اگرچه معنی از صورت هم پدید می آید و ظاهر نمودار باطن هم هست و مظهـــــر معنی تواند بود امّا معنی از آن بسیار دور است و کاملاً نمی تواند رسانای معنی باشد ( مولانا در همین بخش به سالک دلالت کرد کــه : اگـر چه سّر قصّه دانه است ولی اکنون صورت قصّه را تمام بشنو ، کــــــه سالک را به سمت شنیدن صورت قصّه دعوت نمود و حال دلالت می کند کــه هر چند معنی را از این صورت هم می توان فهمید امّا در کل ، معنی آن با صورت بســیار فاصله دارد ) پس امکان کسب معنی از صورت به دلیل عدم وجود محدودیت در معنا و بر خلاف آن محدود بودن صورت ، از وجوهی امکان پذیر نیست ، و صورت در راهنمائی و دلالت کـــــــردن همانند رابطه ی آب و درخت است که آب شکل درخت را به ما نشان می دهد ولی از شکل و تصویر درخت نمی توان به ماهیّت رسید ، پس فاصله ی بسـیار زیادی در صورتِ انعکاس یافته از درختِ در آب ، با ماهیّت درخت هست . امّا به حسام الدین می گــــوید اکنون خود را از ماهیّات و خاصیّات فارغ کُن و به شرح احوال آن دو ماهرو بپرداز ( به شرح ذیل بیت 2938 مراجعه شـــــود تا دلیل خطاب مشخص شود ).
ادامه دارد .....
----------------------------------------------------------------------------------------------
(1) - شرح مثنوی شریف . جلد سوم . ص 1106 + احادیث مثنوی . ص 45
(2) - همانجا . ص 1107 + احادیث مثنوی . ص 14
(3) - شرح جامع مثنوی معنوی . جلد اول . ص 781
(4) - شرح مثنوی شریف . جلد سوم . ص 1109