از اینجا و آنحا . برگه ی یازدهم .
بر سماعِ راست هر کس چیر نیست
لقمۀ هر مرغکی انجیر نیست
استاد گرانقدری کــــــــــــه سالهاست وفاداری خود را به استادش ثابت نموده و دنباله رو و اجرا کننده ی دستوراتی است کــــــــه به وی تفویض نموده بودند چـــــند نکـــــته را از سحنرانیش توضیح خواهم داد .
در فصل نامه ی عرفان ایران ابتدا به تقسیم بندی عرفان از دیدگاه خود پرداخته و سپس با مثالی از کُشتی ژاپنی سومو Sumo برای به کرسی نشاندن تلاش و زحمت و ممارســت کردن و عمل کردن تائیدیه گرفته البته هر چند برای آب و تاب دادن به سخنرانی و القـــــاء احاطه بر دانش روز و علوم این مثال بیان شده امّا مثالی غیر مرتبط است :
کشتی باستانی ژاپن که به نام Sumo شناخته می شود و طرفداران زیادی دارد و بنــــده سالها از نزدیک در ژاپن پی گیری و دنبال میکردم یک کشتی پُر طرفدار است و هـــدف آن
" بیرون انداختن حریف از رینگ است " و دارای مراتبی است و هر نفر با پیـروزی جوائز نقدی زیادی دریافت می نماید و بالاترین رتبه آن " ماکوچی " نامیده می شــــــود و بالاتـــرین کشتی گیر دارای مقام را " یوکوزانا " گویند .
در سالهای 2003 تا 2007 که این مسابقات را پی گیری مینمودم قوی ترین کشتی گیـــر سومو شخصی مغولستانی بنام شوریواکینو وی بود که حریفان خود را با سرشکستی و خفت از رینگ بیرون می انداخت و هیچ نشانه ی پهلوانی هماننـــــد کشتی ایرانی در آن مشاهده ننمودم . حداقل در تصوف ایرانی رشته ی فتوت و جوانمردی وجود دارد کـــــــــه بسیاری از بزرگان تصوف در مورد آن کتاب نوشته اند .
حال که مایل بودید مثالی از ژاپن برای ممارست و تلاش بیان بفرمائید بهتر این بود کـــــه مثالی از راهبان بودائی مذهبی Zen ، از ممارست های روزانه ی آنها در امر تمیز کـردن ، صیقلی دادن سطح چوبی کف رهروها ، و در امر مراقبه Zazen ، کار کردن و در امــــــــور دیگـــرشان بیان می فرمودید .
یکی از معابد بزرگ فرقه ی " سوتو Sotoh " نزدیک Odawara معبد Daryuzan Saijogi در مذهب بودائی Zen با هدف رستن از رنجها و تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگری و ... است که کار و تلاش Samu به اندازه ی مراقبه Zazen اهمیت دارد .
بنیانگذار Saijoji Temple راهب بزرگ Ryoan Emyo است کـــه از Zen master های بزرگ فرقه ی سوتو ژاپن است .
حتی از نظر لنداسکیپ نیز این معبد برای بنده بسیار دیدنی و اهمیت داشت .
دوم در مورد عرفان
عرفان اصیل ایرانی زاده ی زرتشت بوده و بدون استثنا همه اجماع دارند هـر دینی به یک نوع از عرفان ایران سود جُست و به خاطر پویائی آن هــر کسی و هر دینی به نحوی هم تیشه به ریشه عرفان ایران زدند و دشمنی های فراوان با آن نمودند کـــه مستندا از سال 1384 در persian blogfa وبلاگ alirezainejad121 عشق به کمـال درطی مقـــــــــــــالات "تصـــــوف عملی ایرانی و تصــــــــــوف نظری اسلامی " و به ویژه مقـالات1400/2/06 تا 1400/04/10 و نیز " تصوف از بُعدی دیگـــــــــر و نگرشی دیگــر" از تاریخ 1397/08/09 تا 1397/08/13 طی 9 مقاله ثبت و قابل دسترسی است .
در این مقالات بخوبی مشخص شده کـه چگونه تصوف اسلامی به مبارزه با تصوف ایـرانی همت گماشت و بزرگان آنان را به شیوه های متعدد نابود کــــــرد و کُشت تا آنان را بد نام نماید و مقام ها را از آن خود کنند .
هنوز که هنوز است بسیاری از بزرگان سلاسل درویشی هم قادر نیســـــــتند تفاوت بین تصوف ایـرانی و تصوف اسلامی را کــــه نظریه پردازانی نظیر ابن عربی ابداع کردند و آنرا رسوخ دادند قائل شــــوند، متاسفانه جنابعالی هم همان اقدامات اشتباه را دنبال نموده و نام هایی را بر آن بسته اید و به عنوان عرفان اصیل معرفی می نمائید کـه از اساس غلط است .
این اشتباه از کسی که از دانشمندان و نظریه پردازان مهم بوده و تنها بازمانده وفادار بــه دکتر نور علی و اشاعه دهنده تفکرات آن بزرگ مرد بوده جای سئوال دارذ
مثنوی الفبای عرفان است و کسانی که مثنوی را نمی فهمنـــــــــد و نمی توانند تفســیر کنند و اصولاً نمی فهــــــمند( همانند کسانی که در ایران مناسبی ( جعلی ) را کسب کرده اند و آموخته اند و حتی دستور دارند خرافات را اشــــاعه دهند) پس تا وقتی مثنوی را به درستی نمی فهیم صحبت کردن از عرفان بی معنی است .
اولین جزوه عرفان ایران که آن زمان نشر یافت آنرا مطالعه کـــــــــردم ولی هیچوقت تهیه ننمودم زیرا از عرفان عملی تهی بود ، اکنون نیز به بهانه ی اینکه آیا عرفان زمان حلاج و عرفان امروز یکیست ؟ و نیازهای نسل کنونی و نسل آینده را جوابگوست ؟ عرفان نظری شده .
یک هفته پس از آنکه حسینیه ی امیر سلیمانی در آتش سوخت ( که سوخته شدن و آمر آتش زدن را مشاهده نموده و خدمت آقای رضا علیشاه عرض کردم به بنده فرمودند نگــران آیندگان و آینده ی عرفان نباش ) .
در خود مثنوی می گوید " هر نفس نو می شود دنیا و ما / بی خبر از نو شــدن اندر بقا " بخوبی به سالک دانا تغییرات را دلالت کرده ولی اینقدر این تغییرات شتاب دارد که ما نمی بینیم و دستور دهندگان بر علیه اوامــــــــر جناب مجذوب علیشاه اولین اقدامشان مخالفت علنی را توسط کاشانی صورت دادند که ما " درویشی سنتی میخواهیم " .
عرفان دینامیک و عرفان کاربردی واژه هائی هستند که جنابعالی به عرفان اضافه نمودید تا آب و تاب بیشتری به حقیقت بدهید در حالی که حقیقت نیاز به این اسامی جعلی ندارد .
دینامیک یا پویائی از واژه ی لاتین به معنی حرکت شـــناسی و شاخه هائی از میکانیک و علوم مهندسی است که به بحث و مطالعه ی دلائل حرکت و بررسی حــــــرکت به کمک نیروها و قوانین مربوطه می پردازد که آنهم دو بخش سینماتیک و سینتیک است کــــــه در بخش اول از علت حرکت بحثی بمیان نمی آید و حرکت بدون توجه به عامل ایجاد کننده ی آن بررسی می شود که در سینماتیک حرکت بحث بیشتر جنبه هنـــــــــدسی دارد . ولی درسینتیک علت های حرکت مورد توجه قرار می گیرد که البته باید بحث نمود کــه با عرفان در تضاد کامل است . و تنها وجه تمایز سیستم دینامیک یا سیستم پویا در این است که در طی زمان تغییر می کند .
بمیان کشیدن این گونه تقسیم بندیها همان امتزاج عرفان عملی و عرفان بی ریشـــــه ی نظری است که شمش تبریزی شدیداً با آن مخالف بود و حتی مولوی را شـدیداً از خواندن کتاب های پدرش ، صدرالدین قونوی ، متنبی و طرفداران ابن عــــــربی بر حذر می داشته است .
استاد گرامی مسئله ی تکامل بسـیار اهمیت دارد که هدف غائــی عرفان است و نه مسئله دیگر که اینروزها گفته می شود .
ادامه دارد .....