یوسف به روایتی دیگر . برگه ی چهارم و انتهایی
در سوره ی یوسف داستان یوسف پسر یعقوب است که آیاتی از آن مجـــــــــدداً بازخوانی می شود :
در آیه ی دوم می فرماید : ما فرو فرستادیم قرآنی عربی تا شما کــــه عرب هستید دریابید .
در آیه ی سوم فرموده : به ترین داستان را برایت حکایت می کنیم ، و هر چند که تو پیش از فرود آمدن قرآن از ناآگاهان بوده ای.
در آیه ی ششم فرموده : .. به تو تأویل احادیث می آموزد .. تاویل احادیث ، و نـــه تأویل خواب .
در آیه ی هفتم فرموده : در داستان یوسف و برادرانش برای آنان که از آن پرسیده عبرت هاست .
در آیه ی 21 فرموده : .. تأویل احادیث آموزیم ..
در آیه ی 22 فرموده : چون به زورمندِ جوانی رســــید او را حکمت و علم دادیم و ما با نیکوکاران چنین کنیم . ( برخی از مفسران حُکماً = حکمت را به معنی نبوّت گـــرفته اند به چند دلیل نبوّت صحیح نمی باشد ).
در آیه ی 24 فرموده : آن زن ( زلیخا ) آهنگ او کرد و اگر نه برهان پــــــــــروردگارش را دیده بود ، او نیز ( یوسف ) آهنگ آن زن می کرد ، چنین کردیم تا بدی و زشتکاری را از وی بازگردانیم ، زیرا او از بندگان پاک دل ما بود .
در آیه ی 33 می فرماید : ای پروردگار من ، برای من زندان دوست داشتنی تــــــر است از آنچه مرا بدان می خوانند ، و اگر مکر این زنان را از من نگردانی ، به آنها میل می کنم و در شمار نادانان در می آیم .
در آیه ی 34 می فرماید : پروردگارش دعایش را اجابت کرد و مکـــر زنان را از او دور کرد .
در آیه ی 36 می فرماید : از نیکوکارانت می بینیم .
در آیه ی 46 می فرماید : ... ای یوسف ، ای مرد راستگوی ...
در آیه ی 51 می فرماید : .... و او در زمره ی راستگویان است .
در آیه ی 56 می فرماید : این چنین یوسف را در آن سرزمین مکانت دادیم .
در آیه ی 101 می فرماید : ای پروردگار من ، مرا از مُلک دادی و مرا تأویل احادیث آموختی .
در آیه ی 104 می فرماید : این کتاب جز اندرزی برای مردم نیست .و آن نیست جـــز یادی برای جهانیان .
نکته ی یازدهم :
16 - با توجه به آیات قرآن که نمونه هائی در بالا اشاره شــــد ، تمام اشارات مبنی بر این است که یوسف : مرد راستگوئی بوده و از نیکوکاران کـــه خداوند به او مُلک داد و علم تأویل احادیث ، یا به تعبیر مفسران تعبیر خواب .
17 - در هیچ یک از آیات اشاره ای حتی اندک نیست کـــه وی مبعوث بوده است . و حتی خطاب قرآن به یوسف به عنوان " تأویل کننده ی احادیث " است .
واژه " مُکّنّا " در آیات 21 و 56 این سوره به معنای تسلط دادن و جای دادن و نیــــــــــــز دسترس قرار دادن است کما اینکـــه در مورد " ذوالقرنین آیه ی 83 سوره ی کهف هم می فرماید " انا مکنا فی الارض - ما او را در زمین دسترس دادیم . در حالی کـــــــــه برخی از مفسران آنرا به معنای نبوت گرفته اند .
تمام آیات قرآن پند و اندرز است تا مردمان از گذشته پند گیـــــــرند و آنانی که باید هدایت شوند ، هدایت گردند .
داستان یوسف نیز همانطوریکه در قرآن گفته شده " اساطیر الاولین " اساطیر و داستان است و نه چیز دیگری و حتی سوایق تاریخی را که بررسی می کنیم کم ترین نشانی را از وجود یوسف و زلیخا و عزیز مصر و غیره نخواهیم یافت .