شب خیز که عاشقان به شب راز کنند / گرد در و بام دوست پرواز کنند

ایران باستان از شرق با کشور چین هم مـــــــرز بوده و به همین دلیل ارتبـــــاط های زیادی بین ساکنین ایران و آنان وجود داشته ضمن آنکه داد و ستدهای تجاری فیما بین رواج داشته کــه در تمدن و فرهنگ هر دو تأثیر فراوان داشته است .

با مطالعه ی متون کهن ایرانی چینی برای پی گیریِ مناسبت ها و هماهنگی هــا می توان به بسیاری از تاریکی ها دست یافت و تاریکی ها را روشن نمود ، ابتـــدا با مطالعه ی دقیق " بهرام یشت " متوجه خواهیم شد تعداد زیادی از افســـــــــانه های عرفانی و شاعرانه ی بسـیار کهن در پیکره ی کتاب " بهرام یشت " وجود دارد کــه با دگرگونی های تاریخی تمام دوران بعـد تغییر و تأثیری بر آنها نگذاشته است .

همانندی ها : با تطبیق همانندی های موجود در " بهرام یشت " و اســـاطیر چین باستان ، مطالب کتاب " بهرام یشت " روشن تر می گردد و بویژه در مورد پرندگان و گیاهان همانندی های بی نظیری وجود دارد .

" دانائی سیمرغ " کـــــه در شاهنامه و منطق الطیر عطار و دیگر کتاب های صوفیانه و دیگــــر کُتب حماسی - داستانی و در کردۀ 15 " بهرام یشت " از آن نامبرده شده :

سیمرغ در اوستا " Mereghe Saena " مرغوسئن ، یا وارغن و در پهلــــــــوی Sinmuro و در فارسی بنام " سیرنگ " نامیده شده و در ادبیات فارسی گاه " عنقا " متــــــرادف آن آمـــــــــده است.

پرنده ی " سی ان -هو Sien - Ho " نقش شگفت انگیـــز و معجزه آسائی در اساطیر چین دارد و با " مرغوسئن " شباهت بســـــــــــــیار زیادی دارد و حتی شباهت در واژه ، واژه ی " سئن " یا " سین " ایرانی با واژه ی " سی ان " چینی نیز قابل تأمل است .

در اســـاطیــــــر چین پرنده ی " سی ان - هو " در انگلیسی Crane و در فارسی " دُرنا" یا " کلنگ " نامیده می شود و شهرت دارد که این پرنده صـدها و هزاران سال عمر می کند و با پارسایان چنان نزدیک است که گاه پارسایان به صورت این پرنده دگرگون می شوند و گاه این پرنده به پیکر پارسایان در می آید .( همین اعتقاد در افسانه های ژاپنی هم وجود دارد )

البته از اینگونه تصورات در افسانه های چین وجود دارد که یادآور نقل هائی است کـه مربوط به دانائی " سیمرغ " است که در شاهنامه و دیگر کتابها و اشعار صوفیانه مشاهـــــده می شود.

در بند 41 " بهرام یشت : آمده : " مرغوسئن قلل کوه ها را می پوشاند ، بدان سان کـــــه ابرها کوه ها را فرا می گیرند ".

اشاره به پرواز گروه های بزرگِ دُرنا از فراز کوه ها به هنگام مهاجرت سالیانه شان دارد، اگر چه در افسانه های چینی از بلنــــــد ترین کــــــــــوه های چین بنام " کوه سرود دُرناها " و داستانهای پهلوانی کهن برای تصرف کوهی ، جنگ در گـــــــــرفته و دُرناها با نیروی عظیم پروازشـــــــان در تسخیر آن کوه پیروز شدند .

در بند 39 " بهرام یشت " می خوانیم :" وارغن Vareghan دارای آن نیرو و دلیری است کــه گردونه های فرمانروایان و فرمانروا زادگان و ناموران را با خود می کشد، که گردونه "کاووس" را با خود می کشد ".

البته اگر آشانائی با اساطیر نداشته باشیم این بخش اندکی نامفهوم خواهـد بود که چگونه یک گردونه توسط پرنده می تواند حرکت کند . در یکی از اساطیر چینی در سال 660 قبل از میلاد مسیح " وئی-ای-گونگ Wei-I-Kong " که فرمانروای چین بود از سـوی قبایل وحشی مورد حمله قرار گرفت و در منطقه ی باطلاقی "یوگ Yug " با آنان به نبـرد پرداخت " گونگ " به دُرنا ها اعتقاد فراوانی و احترام خاصی را قائل بود و از این جهت چند تا دُرنا به هنـــــگام نبرد بر روی ارابه ی جنگی خود داشت .

برخی از جنگ جویان گونگ از اعتقاد وی به دُرناها مطلع نبودند قبل از عزیمت به نبر از روی شوخی گفته بودند : دُرناهای ما ، بدون شما چگونه می توانیم درگیر نبرد شویم؟ البتــــــه مفهوم ضمنی حکایت این است کــــــه بدون اعتقاد به نیروی ســـــــحرآمیز و جادوئی درنا شکست می خورند ، و معتقدان به قدرت این پرنده پیروز می گردند .

ادامه دارد .......