شب خیز که عاشقان به شب راز کنند / گرد در و بام دوست پرواز کنند

در ادامه ی بند 39 "بهرام یشت " آمده است :" روی بالهای نیرومندِ " وارغن " اسبی نـــر و شتری سرمست و قایقی که در رودخانه راه می پیماید ، جای دارد " .

این بخش هم اگر مقابله ای با اساطیر چینی نشود شـــاید چندان مفهومی نداشته باشد ، در اساطیر چین چنین نوشته شده: " دُرنا از همه ی دوندگان و روندگان، تنــدروتر و شتابان تر است "، که همین پرنده است که پهلوان " سنتارو " را یک شبه به جزیره ای کــــــــه در آنسوی اقیانوس قرار دارد و گیاه درمان بشخ در آن می روید می برد و باز می گــــرداند ، در تصویری که در اساطیر چین نشان داده شده هشت تن از جاودانگان چین از دریا گــــذر می کنند که دُرنای همراه قایق آنان پرواز می کند و در یک نبرد بزرگ ، پهلوان " نی او - و Niu - Wo " شاد و پیروز سوار بر یک دُرنا می شود .

در بند 36 بهرام یشت : "وارغن "به عنوان مرغی دلیر که به دارنده ی پَر خود بهــــــروزی و شکوه می بخشد توصیف شده است .

در اساطیر چین نیز دُرنا همگام خدایان جلال و شکوه و بهروزی است ،و در برخی از تصاویر این اساطیر ، ایزدِ بهروزی همدوش یک دُرنا گام بر می دارد و درفشی کـه تصویر یک دُرنا بر آن نقش دارد بر فراز سرِ او حمل می شود .

" سی ان - هو " با آنکه با " وارغن " مطابقت دارد با " مرغوسئن " کــــه در کردۀ 15 بهرام یشت آمده نیز مطابقت دارد . پرنده ی " سی ان - هو " در اســـــــــاطیر چین از پیوستگی تخیّلی آن با " سی ان " گوشه نشینی که با نیروی گیاه زندگی بخش در شمار جاویدانها درآمده ، شهرت دارد و در افواه مردمان چین هم دُرنا بصورت مرغی که بویژه با " سی ان " جاودانه همگامی می کند و گردونه ها را شتابان می سازد و در صفحات قبل گفته شد کـه همنشینی این پرنده ی شکوهمند با پارسایان بزرگوار بسیار نزدیک است .

احتمالاً علت نامگذاری یکی از پارسایان بسیار معروف آئین زرتشت به " سئن Saena " کـه یکی از نخستین پیروان زرتشت است ، درمان بخشی پَرهای این پـــــــــرنده بوده ، زیرا از آنجائیکه چینی ها اعتقاد داشتند که دُرنا یا " سی ان - هو " نماد جاودانگی بوده و ایـرانیان بخش های نزدیک مرز چین به این باورهای کهن چینی اعتقاد داشتند کـــه پُرهای پرندگان در درمان زخم کمک میکرده و حتی نیروی زندگی به افـــــراد می بخشیدند و طلسم ها را می شکستند.

در بند 35 بهرام یشت آمده : " پَری از وارغن بزرگ شهپر بجوی و بر تن خود بمال و بدان ، جادوئی دشمن را ناچیز گردان ".

البته این خاصیّت مداوا کنندگی پُر در شـــاهنامه به پَرِ "سیمرغ = مرغوسئن " نسبت داده شده است کما اینکه در داستان " رودابه " هنگامی که تهیگاه وی را به رتاهنمائی سیمرغ می شکافند تا رستم را از هدان او بیرون آورند ، زخم آن شکافتگی با مالیـــــدن پُر سیمرغ درمان می شود ، و یا در داستان نبرد با " اسفندیار " بر تن رستم و رخش زخمهائی بوجود می آید که با مالیدن پُر سیمرغ درمان می شود .

اعتقاد به دُرنا چنان رواج داشت که حتی در دوران کنونی نیز از میان نرفته و در ژاپن این باور بسیار قوی است ، رقص های زیبا و شگفت انگیز و پروازهای بزرگ فصلی دُرناها نه تنها در سروده های اساطیری کهن ایرانیان و چینیان اثر بخشیده بل که شاعــــرانی چون مولوی و عطار در شرق و یرژیل Virgil در غرب این امـــــــر را بسیار مورد توجه قـــرار می داده اند و شاعران متصوفه پروازهای طولانی و پُر رمز و راز دُرناها را کنایه ای از پرواز روح بســــــــوی جهان حقیقت گرفته اند و پیروی این پرندگان را از سرکرده اشان بهنگام پرواز ، قیاسی برای ســـالکانِ راهِ حق که بدنبال " انسان کامل " خود راه می سپارند بحساب آورده اند .

"ققنوس Phoenix " در اساطیر چین ققنوس در فواره هایی از آب زلال تن شوئی می کند، و از فراز کوه " کوئن لون Kuenlun " می گذرد و شامگاهان در غارهای صخره ای " دان Tan " می آرامد ، و بتدریج اتفاق می افتد تا روی زمین فرود آید ، و اگر بر روی زمین فرود آید همه ی پرندگان بدون درنگ در برابرش سر تعظیم فرود می آورند .

در بند 21 بهرام یشت آمده " .... اوست که در تنگناهای کوها شهپر می ساید ، اوست که بر ستیغ کوها شهپر می ساید ، اوست که در ژرفای دره ها و بستر رودها شهپر می ساید ، اوست که بر فراز درختان شهپر می ساید و به بانگ مرغان گوش فرا می دهد "

ادامه دارد ........