در عرفان عملی ایرانی که بیش از 1500 سال است در حال نفوذ به آن و از بین بردن اصول آن هستند و بوجود آمدن عرفان نظری و جنگ فیزیکی بین عرفان عملی و نظری که از زمان حسین ابن منصور حلاج کشت و کشتار آغاز شد که مشروح آن در وبلاگ قابل دســترسی هست انحرافات بسیاری را در عرفان عملی ایرانی بوجود آوردند .جعل های فـراوانی صورت گرفت حتی در این اواخر سلسلة الاولیاء های جعلی درست شد و هـــــــــر فردی را از هر مکانی با هر رویه ای را اضافه نمودند تا به اسلام و شیعه خود را اتصال دهنـــــد و در آخـــر هم گفتند " شیعه باید صوفی باشد ، صوفی باید شیعه " باشد ، و جالب این است کــــــه آنچه در " سلسلة الاولیا " و یا تذکرة الاولیا نوشته شده اکثـراً یا سنی مذهب از فرقه های متفاوت و نیز از کشورهای متفاوت سنی مذهب هستند و تقریباً همگی پیـرو عرفان نظری و دنباله رو ابن عربی .

نوشته های قبل نیز هیچ گونه سندیت در اصالت آنها نیست مثلاً در ســـــال 1911 " لوئی ماسینیُون Louis massignon " در مورد کتاب هجویری نوشته بود :

" هجویری روحیّه ی یک مورّخ را ندارد و بیش تر نوشته اش در تصوفِ نظـــــری بوده و در آن مورد بحث کرده ، در نوشته اش از تاریخ های وقایع یا اصلاً چیزی ننوشته و با اینکه وقایع را بندرت بیان نموده ، هر چند ما حق داریم در مورد نوشته های او شک کنیم ".

نیکسون در ادامه در مورد " خُلدی " یکی از تذکره نویسان نوشته :

" تذکرة الاولیاء نویسی بسیار شناخته شده است برای مفاهیم اصلی تصوف ، ولی برای هر یک از اولیای تصوف داستان هائی می ساخت و در ضمن نوشتن شرح حالها به ایشان نسبت می داد" .

در حقیقت از همه ی این جمله ها و کلام های منقول مجموعه ای متجانس می ســـازد و چنان می نماید که آنها را به صورتی اتفاقی میان اولیای مختلفی کــــه " هجویری " از آنان سخن گفته تقسیم کرده اند ، بطریق مشابهی مشاهده می شود کــــــــه کلمات قصاری متشابه را میان حضرت علی ع و ابوبکر و عمر و دیگران تقسیم کرده اند .

" هجویری " با نادیده گرفتن ریشه و اصل و مبداء عرفان ، آغاز حیات صوفیانه را در اسلام به زمان خود حضرت رسول ص می رساند و در ذیل عنوان " اهل صُفََّه " عــــــده ای از اصحاب پیامبر را نام می برد که زندگی زاهدانه داشته اند کـه دونفر از شناخته ترین آنان بِلال مؤذن و سلمان فارسی بوده اند .

"ماسینیُون " نوشته :آنچه در تاریخ شرح حال حسین ابن منصور حلاج بیش تر جلب توجـــه می کند " مصائبی " است که بر او وارد شده و شباهت بسیار نزدیکی با مصائب حضـــرت مسیح دارد