مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه هفتم و انتهائی - بخش دوم)

جمع بندی

گزارشاتی که حاکی از توسعه علاقه و توجه به ترانس ژن ها و گیاهان تراریخته و ایجاد انشعابات و گرایش هالی متفاوت در آن می باشد نشان دهنده ی این است که کشورهای در حال توسعه نسبت به خطرات محیطی و سلامتی این تکنولوژی جدید آسیب پذیر تر هستند که با انتشار گیاهان تراریخته ، کشورهای در حال توسعه ( احتمالاً ) بسیاری از همان مشکلات و زیان های تجربه شده در طول انقلاب سبز را متحمل می شوند ، از جمله این مشکلات می توان به این موارد اشاره کرد .

مشکلات مربوط به غیر مقتضی بودن تکنولوژی ،هزینه های بسیار بالای این تکنولوژی ، آلودگی خاک و آب ، به خطر افتادن سلامت بشر .

کشور های در حال توسعه ممکن است نا مناسب بودن استفاده از محصولات تراریخته را به صورت های دیگر ی متحمل شوند ولی چندین مشکل بالقوه اصلی با آمیزش از طریق دانه ی گرده گیاهان تراریخته به دیگر گیاهان مربوط می گردد که مشکلات آن بیش تر گریبانگیر کشورهای در حال توسعه می گردد ، زیرا کشور های صنعتی و پیش رفته به دلیل برخورداری از سیستم های نسبتاً پیش رفته ی مانیتورینگ و رد یابی و کنترل گیاهان ، بهتر قادر خواهند بود از آمیزش و انتقال گیاهان تراریخته با دیگر گیاهان جلوگیری نمایند ، به علاوه چون کشورهای در حال توسعه از مراکز تنوع زیستی جهان محسوب می شوند ( همانند ایران ) منابع ژنتیکی بیش تری دارند که با بهره گیری از روش مهندسی ژنتیک متاسفانه منابع غنی خود را از دست خواهند داد و شانس بهره برداری از گیاهانی که تاکنون کشف نه شده و نا شناخته مانده ولی می توان در آینده از آن ها به عنوان محصولات غذائی جدید استفاده نموده را از دست خواهند داد.

این مقاله هم چنین به درستی ادعاها و شعارهای دائماً تکراری را زیر سئوال می برد که تولید محصولات تراریخته را خدمتی به افزایش تولید غذا در کشورهای در حال توسعه می دانند . امّا یاد آور می شود که اغلب تحقیقات در حال انجام بر روی گیاهانی صورت می گیرد که جزو غذای مردمان کشورهای فقیر در مواد غذائی محسوب نه می شوند.

در همین زمان هم شرکت های چند ملیّتی خود را آماده می نمایند تا سود های کلان از فروش این تکنولوژی و یا ناقلین ( Victors ) بدست آورند و در آینده نیز به دلیل احتمال تبدیل به اَبرَ علف های هرز تقاضا برای فروش علف کش های قوی و اختصاصی خودشان را فراهم می آورند و ناگفته نماند ۵۷٪ از آزمایشات مزرعه ای گیاهان تراریخته برای ایجاد محصولات تراریخته مقاوم به علف کش است .

مهندسی ژنتیک گاهی موفق و گاهی ناموفق است و می توان ادعا کرد شانسی است و برخلاف دلائل گمراه کننده و اشتباهی که برای عموم مردم بیان و ارائه می شود ، هیچ چیز در این تکنیک دقیق و روشن نیست ( Walden, R,1991) .

استفاده از مهندسی ژنتیک در کشاورزی نه تنها مانع از یافتن راه حل واقعی برای مشکلات مربوط به امنیت غذائی برای همگان می باشد بلکه خطرات غیر قابل پیش بینی برای بشر و تنوع زیست به همراه دارد.

برخلاف آن چه که ادعا می گردد ، گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ممکن است موجب افزایش مصرف علف کش ها شوند . گیاهان تراریخته خود نیز پس از عمل برداشت به عنوان گیاهان خودرو ظاهر شده که باید با مصرف بیش تر سموم علف کش و سمپاشی های اضافی تر آن ها را کنترل نمود.

حال با قاطعیت می توان بیان کرد که در جائی که سلامت بشر و محیط زیست مورد تهدید باشد اصول و مفاهیم پیش احتیاطی تأکید می کند که عدم ارزشیابی های کامل علمی نه باید دلیلی برای به تأخیر افتادن بررسی و سنجش خطرات مربوط باشد .