جدول تصوف کهن چینی

 

بر اساس جدول فوق در تصوف کهن چینی طریقت  مینگ - دنگ مُرشد کامل یا ولی که با عدد یک نشان داده می شود در شمال ( قطب ) قرار گرفته ، شماره های سه  و هفت در خاور و باختر که تعداد نقیبان و ابرار را مشخص می کنند.

مجموع اعداد دورادور جدول چهل میگردد که برابر با ابدال است (۲+۹+۴+۳+۸+۱+۶+۷=۴۰ ) .

حاصل ضرب هر یک از اضلاع اگر باهم جمع شوند عدد سی به دست می آید که تعداد اخیار است

 [(۸*۳*۴)+(۸*۱*۶)+(۶*۷*۲)+(۲*۹*۴)=۳۰۰ ] (* بجای علامت ضربدر است ) ، که تعداد اوتاد میماند که اگر عدد شماره یک ( قطب ) که قبلاً کسر شده را از کوه قطبی یعنی شماره ۵ کم نمائیم ۴ یعنی تعداد اوتاد به دست می آید.

بدین سان خانه ی ویژه سروش که در " قطب شمال " قرار گرفته و " در اندرون به خود روشن و از بیرون به ستارگان آراسته است " با جای " مرشد کامل " در آئین تصوف کهن چین که در " قطب شمال " قرار دارد و نیز با " قطب "  در تعریف هجویری مطابقت می نماید .

آسمان مرد و زمین زن در خرد

هر چه آن انداخت این می پرورد

بیت ۴۴۰۴ از دفتر سوم مثنوی مولوی است که مطابقت کامل با مظهر " Yang " و  " Yin "  مذهب چینیان باستان دارد که این مطلب را با بهره گیری از آئین ها و افسانه ها ی ایران و چین باستان بیش تر پی می گیریم.

نخستین اقدامی که در " سروش یشت " به سروش انتساب یافته ، در آمیختگی متقابل تصورات ایرانی و دائوئی در امر " ولایت " را مسلّم می سازد ، و به ویژه این که اگر بدانیم که اعتقاد صوفیه به " ولایت " توسط " حکیم ترمذی " به مرحله ی کمال رسید .

( حکیم ترمذی اطلاعات بسیار گران بهائی از شرح سیر و سلوک باطنی و تکامل روحانی بر جای گذاشته و اصول و عقاید روحانی وی بر مفهوم ولایت مبتنی است و به ذاته ولایت را بلاتر از نبوت دانسته زیرا ولایت امری دائمی است و مانند رسالت نبوی وابسته به برهه ای از زمان نیست ، دوران نبوت از نظر تاریخی با آمدن بعدی پایان می پذیرد در صورتی که دوران ولایت تا پایان جهان توسط وجود و حضور اولیاء جاویدان است - توضیحات بیش تر در این مورد را از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی هانری کوربن مطالعه نمائید).

حکیم ترمذی در آسیای میانه که کانون تصوف ایرانی و دائوئی بوده به سر می برده و هجویری نیز در صفحه ۱۷۸ کتاب کشف المحجوب به آن اشاره کرده است .

در یسنا ، هات ۵۷ ، سروش نه تنها پرستنده ی اهورا مزدا و امشاسپندان است بلکه نخستین ستایشگر دو نگاهبان و آفریدگاری است که همه ی آفرینش را پدید آورده ( یسنا صفحه ۵۷ گزارش پورداوود) .

چون نه می توان سروش را نیایش گر " اهورامزدا " و " اهریمن " هر دو به شمار آورد ، لاجرم مفسران و گزارشگران اوستا در این نکته اندکی سرگردان مانده اند - هر چند به کمک آئین دائو گرائی می توان بر این مشکل چیره شد بدین گونه که :

بنا بر اعتقاد پیروان دائو همه چیز های جهان را " یین Yin " و " یانگ Yang " پدید آورده اند که پیوسته بر یک دیگر پرتو می افکنند و یک دیگر را می پوشانند و بر  یک دیگر پرتو می افکنند و یک دیگر را می پوشانند و کارهای یک دیگر را سامان می بخشند ، هر دو نگاهبان آفرینش نیز به شمار می آیند و " مرشد کامل " چون وظیفه ی نظارت و دیده بانی بر عملکرد و بازی بین " یین " و " یانگ " را دارد توجیهی بر بند ۲ یسنا ۵۷ می تواند باشد و نتیجه به گیریم که : وظیفه " سروش " به عنوان " مرشد کامل " یا " پارسا ایزد " این است که بر عملکرد متقابل نیرو های نگاهبان هم چون " یین " و " یانگ " دیده بانی نماید.

پایگاه ویژه دو نیروی نگاهبان و آفریدگار نیز شایان تأمل است ، چون این دو نیرو پس از " اهورا مزدا " و             " امشاسپندان " قرار دارند و تنها نیروهای سامان بخشی آفرینش به شمار می آیند .

در طریقه ی دائو نیز " یین " و " یانگ " چنین پایگاهی دارند.

چگونگی نیایش گری " سروش " که در " سروش  یشت " آمده و شیوه ای که بر مبنای گزارش " سما - دزین Ssema-Tsien" تش " یین " و " یانگ " به کار رفته همانند است .

ادامه دارد.....