سیمرغ
هست ما را پادشاهی بی خلاف
در پس کوهی که هست آن کوه قاف
نام او سیمرغ سلطان طیور
او بما نزدیک و ما زو دور دور
در حریم عزتست آرام او
نیست حد هرز فانی نام او
صد هزاران پرده دارد بیش تر
هم ز نور و هم ز ظلمت پیش در
در دو عالم نیست کس را زهره ای
کو تواند یافت از وی بهره ای
دائماً او پادشاه مطلق است
در کمال عز خود مستغرق است
او بسر ناید ز خود آنجا که اوست
کی رسد علم و خرد آنجا که اوست
نه بدوره ، نه شکیبائی ازو
صدهزاران خلق سودائی ازو .....
که بیت 717 ( دائماً او پادشاه مطلق است ..) تفسیر بسیار مشکل و اسرارآمیزی دارد که سال قبل در مقاله ای شرح داده ام )
اما در مورد سیمرغ ، سلطان طیور اشاره شده در بیت 713
بسیاری از کتاب ها ، آنرا :
" عنقا " نوشته اند = برهان قاطع - آند راج - برهان جامع
" سیرنگ " نوشته اند = رشیدی
" سین مرغ " نظیر عنقای عربی نوشته اند = فرهنگ شاهنامه
" پرنده ایست آریائی که نامش در اوستا آمده " نوشته اند = حاشیه برهان ، دکتر معین
" سیمرغ پیشوا و سرور همه ی مرغان ، اولین مرغ آفریده شده " نوشته اند = بندهش فصل 24 بند 11
" سیمرغ پرنده ای که در محضر سلیمان بود " = قصص انبیاء جویری
سهروردی در رساله ی عقل سرخ ، در داستان زال و رستم و اسفندیار به آن پرداخته ،
و نیز در رساله ی صفیر سیمرغ آورده و نوشته :
" غذای او آتش است و هر که پری از آن پر بر پلوی راست بندد و بر آتش گذرد از حریق ایمن باشد . و نسیم صبا از نفس اوست از بهر آن عاشقان راز دل و اسرار ضمایر با او گویند " .
ابن عربی در کتاب اصطلاحات خود از آن به " عنقا " تعبیر نموده و نوشته :
" العنقاء هو البهاء الذی فتح الله فیه اجساد العالم " .
و نیز در تعریفات : " و یسمی الفیاء بالهیولی "
در عبهر العاشقین " روزبهان بقلی " گاهی آنرا : " وجود کامل خواجه ی کائنات " و گاهی سیمرغ جان و روان اراده کرده که " عرش آشیان " است ، و گاهی هم " سیمرغ عرش " به معنی عقل اول آورده .
چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند .
در منطق الطیر ، عطار " سیمرغ را به معنی حقیقت تام جهان که مرغان طالب او می گردند مراد دانسته و هنگامی که سی مرغ به سوی او حرکت می کنند و پس از طی مراحل و منازل سلوک و گذشتن از عقبات مهلکِ کوه قاف خود را به او می رسانند و تصویر خود را در برکه ی آب می بینند ، آن زمان خویش را در اوی او فانی می بینند .
اصولاً سیمرغ ، این پرنده و این اصطلاح آریائی بوده و کوچکترین ارتباطی با " عنقای " مخلوق زمان موسی ع و یا " عنقای " نفرین شده ی خالد بن سنان و یا حنظله بن ضوان و مغربیان نــــدارد .
از همان زمان آریائیان ، این مرغ صورت افسانه ای بخود گرفت و مقامی والا یافت که در مذهب باستانی زرتشت و کُل آثار تصوف ایران بـــــه کامل ترین وجود بشری ( قطب و پیر وقت ، انسان کامل ) تعبیر شد و عارفان کامل همانند عطار او را منبع فیض و سرچشمه هستی و یا وجود خداوند در آثار خود معرفی نمودند .
همه ی سالکان و رهروان سفر به سوی خداوند و کاملان همه ی دوران های جهان که جملگی مرغان بلند پرواز این دیر خراب آلوده اند می سوزند و تمام هم و کوشش خود را صرف شناسائی او می نمایند و همچون قطره ای که در پهنای دریای او محو می شوند خود را به این " سیمرغ " بی نهایت می رسانند و در اقیانوس عنایات او فانی و محو می گردند .