وادی عشق و جنون مسکن جان بازان است
سر سودا زده را ، بیم ز رسوائی نیست
عاشق دلشده را تاب شکیبائی نیست
تا که مجنون نشوی در طلب لیلائی
سر موئی خبرت از آیت شیدائی نیست
وادی عشق و جنون مسکن جان بازان است
طی این مرحله از بادیه پیمائی نیست
از سر شوق اگر پا به ره عشق نهی
در دلت هیچ غم از پستی و بالائی نیست
جهد بنما که به سر منزل مقصود رسی
رسم عشاق وفا دار تن آسائی نیست
مرد این ره ز خطر باک ندارد " انسی "
هر که را بیم خطر هست توانائی نیست
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ ساعت 10:51 توسط علی رضائی نژاد
|