سر سودا زده را ، بیم ز رسوائی نیست

عاشق دلشده را تاب شکیبائی نیست

تا که مجنون نشوی در طلب لیلائی

سر موئی خبرت از آیت شیدائی نیست

وادی عشق و جنون مسکن جان بازان است

طی این مرحله از بادیه پیمائی نیست

از سر شوق اگر پا به ره عشق نهی

در دلت هیچ غم از پستی و بالائی نیست

جهد بنما که به سر منزل مقصود رسی

رسم عشاق وفا دار تن آسائی نیست

مرد این ره ز خطر باک ندارد " انسی "

هر که را بیم خطر هست توانائی نیست