خسرو انوشیروان در سال 531 میلادی بر تخت سلطنت ایران تکیه داد و در روزگار پادشاهی او ، پیامبر اسلام به دنیا آمد ، از این جهت تاریخ نویسان توجه خاصی به وی داشته اند ،

یکی از نوشته های مربوط به خسرو انوشیروان که بر جای مانده و تاریخ نویسان مسلمان نیز نقل کرده اند ترجمه ی اثر کم حجمی است با عنوان " کارنامه ی انوشیروان " ، که آن را گزارشی از آثار و اعمال وی دانسته اند .

" خدای را سپاس می دارم

برای همه ی نعمت هائی که مرا ارزانی داشته است

فزونیِ نواخت را فزونی سپاس باید و سپاس بسیار و نوازش بسیار آرد

آن گاه چون سپاس را برخی به گفتار و برخی به کردار دیدم

نگریستم تا خداوند چه کاری دوست تر می دارد

دیدم همان است که آسمان ها و زمین را بدان برافراشته و کوه ها را بدان استوار داشته و رودها را بدان روان ساخته و آفریدگان را بدان بیافرید

و آن چیزی جز " اشه " نه باشد ." ( کارنامه ی انوشیروان ، ترجمه ی گریناشی )

این کلام با تأکیدش بر وظیفه ی انسان برای حفظ آن اصل مهم گیهانی و اخلاقی و به این وسیله ، حفظ همه ی آفریدگان نیک اهوره مزدا ، به راستی چقدر زرتشی است و حقیقت جان کلام خسرو انوشیروان گاهانی است و به لحاظ شأن و دامنه اش ، با سخنان داریوش که هزار سال پیش تر بر روی سنگ نقر شده بود همخوانی دارد .

توجه به گفته ی خسرو انوشیروان باید بیش تر صورت گیرد :

خدای را سپاس می دارم

برای همه نعمت هائی که مرا ارزانی داشته است

آسمان ها و زمین را بدان برافراشته و کوه ها را بدان استوار داشته و رودها را بدان روان ساخته .

این گفته ها حکایت از نفوذ و تأثیر فرمایشاتن زرتشی در قرآن دارد .

مشخص است که خدا پرستی واقعی را خیلی سال ها قبل از ظهور اسلام ، ایرانیان در تار و پود وجودمان داشتند .