این آیه دلیل است که قرآن به زبان عرب و برای قوم عرب نازل شده ، پیام آور خداوند نیز در این آیه عرب بوده و اهل خطاب قرآن هم عرب بوده اند و غیر عرب هم مخاطب قرآن نه بوده اند .

در آیه ی دوم سوره ی یوسف ، خداوند به صراحت فرموده : " ما فرو فرستادیم قرآن تازی تا مگر شما که تازی هستید دریابید " .

و نیز آیه ی 3 سوره ی زخرف : " ما قرآن را عربی کردیم تا مگر شما که عرب هستید دریابید " .

در آیه ی 5 سوره ی ابراهیم تصریح می فرماید :

" ما موسی را با آیات و نشانی های خویش فرستادیم و گفتیم که قوم خویش را از تاریکی های کفر به روشنائی ایمان بیرون بر " .

با آن که قوم موسی در سرزمین مصر در آن هنگام سکونت داشتند ، با این وجود موسی  فقط برای راهنمائی قوم خودش یعنی بنی اسرائیل فرستاده شد و هیچ کوششی برای راهنمائی اقوام مصری ننمود و دستوری هم نه داشت .

در آیه ی 59 سوره ی اعراف فرموده : " ما نوح را به قوم خودش فرستادیم ......"

در آیات 65 سوره ی اعراف : " ما به سوی قوم عاد ، برادرشان هود را فرستادیم ..."

و 73 سوره ی اعراف : " ما صالح برادر قوم ثمود را نزد آنها فرستادیم ......."

و 80 سوره ی اعراف : " و لوط را فرستادیم که به قوم خود گفت ......."

آیه ی اول سوره ی نوح : " ما نوح را به کسانش فرستادیم و گفتیم که آنها را آگاه کن ....."

پس خطاب و تبلیغ به هر قومی به زبان آن قوم جایز خواهد بود.

بدیهی است که خداوند راهنمایانی برای تمام افراد بشر از هر نوع آداب و رسوم و ملیت و قومیت و هر نوع نژادی فرستاده است و تحقیقاً پیام آوران وی در سراسر گیتی و سراسر آفرینش از شرق تا غرب و از شمال تا جنبوب و از بالا تا پائین برای هر قوم از میان آن قوم بوده است .

مگر امکان دارد خداوندی که بینا و بصیر و حکیم و دانا و آگاه و مهربقان و بخشنده است مثلاً برای ملت چین پیام آوری از افریقا فرستد ؟

بنیان و اساس رسالت پیام آوران وی دعوت به شناخت خداوند بوده و هست تا افراد به شناخت حقیقی وی دست یابند و این امکان پذیر نه خواهد بود مگر آنکه پیام آوران از همان قوم و با زبان همان قوم بوده باشند ، و نیز بسیار عوامانه و وهم گرایانه خواهد بود اگر به پنداریم که پیام آوران او باید با جنگ و ستیز و با گشور گشائی دین خود را بسط دهند ، و در سرزمین های بیگانه و ناهمزبان با الفاضی خدای را شناسا شوند که بر آن مردم نامفهوم و حتی دور از عقل و باور است .

رستگاری مردم هم ، همانند شناخت خداوند به خواست و امر دیگر افراد بشر نیست که از آنان بخواهیم با زبانی بیگانه بگوئید " نیست خدائی جز الله تا رستگار شوید " !!

خداوند به صراحت تمام و کراراً در قرآن فرموده که هدایت در دست من است و هر که خواهم هادی می گردم ، در آیات 35 و 36 سوره ی یونس - 142 و 213 و 272 سوره ی بقره - 16 سوره ی مائده - 88 سوره ی انعام - 25 و 35 سوره ی یونس - 27 سوره ی رعد - 4 سوره ی ابراهیم - 16 سوره ی حج - 46 سوره ی نور - 56 سوره ی قصص - 4 سوره ی احزاب - 23 سوره ی زُمر - 31 سوره ی مدثر - و ...

بگو تنها خداست که خلق را به راه حق و طریق سعادت هدایت می کند  ، 

او راه می داند و هر که را به خ9واهد به راه راست رهبری می کند ،

...بگو خداست که راه راست می نمایاند ،

او مایل است هر کس به زبان خودش و اصولاً  هر کس با هر زبانی و هر شیوه ای ثنای او را گوید ، آنطور که میل داند و داند : تو کجائی تا کنم شانه سرت...