اساس ادیان و مبانی آنها ، که بنای آن در حقیقت تهذیب نفس و برکناری از آلودگی هست ، بر استوار نمودن پایه های جوامع بشری است .

گذشته از دستورات مفید اخلاقی فردی ، اصولی برای استحکام مبانی اجتماعی نیز پیشهاد نموده اند ، و نیز حاوی نکات اخلاقی فردی است ضمن آن که در باب تعاون اجتماعی و انسان دوستی نیز حاوی دستوراتی هستند .

به عنوان مثال در دین اسلام توجه ی کاملی به جنبه های اخلاقی به معنی خاص شده اند ، همانند :

آیه های 91 سوره ی آل عمران - 176 و 188 و 266 و 273 سوره ی بقره - 10 سوره ی حدید - 26 سوره ی شوری - 145 و 48 سوره ی نساء - 57 سوره ی فرقان - 3 سوره ی جمعه - 17 مطففین و .......

و نیز در کتاب های بسیاری برای پاکی و تزکیه ی نفس و کمک به مردم و بی دار کردن حس مردم داری و مردم خواهی و کشتن هواها و امیال نفسانی اشاره شده است تا مردم به سوی رعایت اصول اخلاقی سوق داده شوند ، همانند :

کیمیای سعادت ، غزالّی - المحاسن و الاضداد ، جاحظ - مکارم الاخلاق ، طبرسی - مناهج الادله فی عقاید المله ، غزالّی - معراج السالکین ، غزالّی - احیاء العلوم غزالی - اخلاق ناصری ، طوسی - الادب الصغیر و الادب الکبر ، بن مقفع - اندرز نامه ، طوسی - اوصاف الاشراف ، طوسی - التاج فی الاخلاق الملوک ، جاحظ - قابوسنامه ، عنصر المعالی کیکاووس - الحکمة الخالده ، ابو علی مسکویه - جاودان نامه ، افضل الدین کاشانی - جوامع الحکایات ، عوفی - رساله الصداقة و الصدیق ، ابو حیان توحیدی - سیاستنامه ، خواجه نظام الملک و صـد ها کتاب دیگر در مورد تهذیب اخلاق .

اما متاسفانه در می بابیم که این کتاب ها تأثیری در تهذیب اخلاق نه داشته و هیچ یک از دستورات آن توسط پیروان آن انجام نمی شود ، و به قول فارابی :

" شریعت اسلام به انواع آلودگی ها ، آلوده شده است " ( صفحه ی 17 کتاب سیاست مدنیه )

مولانا در سطح عالی تفکر ذوقی ، جامعه ها را بررسی می کند و با الفاظ ظریف و بیانی لطیف در قالب داستان ها و تمثیل ها آنچه هست را می نمایاند و مظاهر زندگی افراد را از زشت ترین صورت موجود تا زیباترین صورت ممکن نشان می دهد ، و آنگاه با همان بیان نتیجه ها را روشن می کند .

بدیهی است که نتیجه ها تابع مقدمات است و ، هنگامی که مقدمات نادرست باشد نتیجه ها نیز نادرست است ، اما وی نتیجه های نادرست را با تردستی خاص خود از مقدمات واقعی که از زندگی روزمره ی افراد گرفته شده را نشان می دهد ، بدون اینکه به طور مستقیم خطاب و عتابی در آن به کار برده شود .

بر خلاف روش مولانا ، فارابی سعی می کند مدینه ی فاضله را مطابق اصول فلسفی تنظیم نماید و تحت ضوابط خشک و بی روح فلسفی و بدون توجه به واقعیت ها ، نظام ایده آل بشری را نشان دهد .

در مشرق زمین ، بیش از همه ، افکار اصالت فردی نمودار است ، که این موضوع را به خوبی می توان از مجموعه ی آثار فرهنگی و ادبی و عرفانی مشرق زمین دریافت .

ادامه دارد .....