59- خضـــر

در مورد خضر ، در تاریخ ادیان اختلاف دیده می شود .

در قرآن هیچ نامی از خضر به میان نیامده  و تنها به عبارت : " فوجدا عبدا من عبادنا " با کلمه ی تشریف و اضافه ی تشریفیه ( من عبادنا ) بیان شده .

 در کتاب های تورلات و انجیل نیز نامی از خضر بیان نه شده است .

اما در روایت های اسلامی ، نام خضر فراوان دیده می شود ، برخی وی را پیامبر دانسته ، و گروهی هم فقط یکی از بندگان مقرب خداوند به دلیل آیه ی فوق دانسته اند .

کسانی که خضر را پیامبر دانسته به حدیث روایت شده در " علل الشرایع " از قول امام صادق که فرموده خضر پیامبر مرسل بود ، استناد نموده اند ، و همچنین عبارت " ما فعلته عن امری " در آیه ی شریفه را مؤید آن دانسته اند . و نیز عبارت " و علّمنا من لدنا علماً " را دلیل آورده اند ، که جنبه ی اختصاص نه دارد مرید نبوت است ، زیرا اگر ولایت می بود می فرمود : " من لدنی و مکن عندی " .

و نیز در کشف الاسرار در آیه ی " آتیناه رحمة من عندنا " را تفسیر نموده به نبوّت و علم و طاعت و طول حیات ، و در تفسیر " صافی " هم از " علل الشرایع " حدیثی از امام صادق نقل نموده که خضر پیامبر مرسل بود که بر قوم خود مبعوث گردید .

 

60 -

در آخرین آیه ی سوره ی کهف فرموده :

" بگو من همانند شما بشری هستم و تنها فرقی که هست آن است که به من وحی می شود ، که خدای شما خدای یگانه است ، پس هر کس امیوار به لقای پروردگار خود باشد ، باید عمل صالح بجا آورد و در پرستش خداوند یکتا هیچکس را شریک قرار نه دهد " .

مراد و مقصود از " عملاً صالحاً " در آیه ی فوق باید عمل نیکوی بزرگی که به وصف در نیاید باشد ،

زیرا که تنوین در " صالحاً " برای تفخیم و بزرگ کردن می باشد و این عمل بزرگ نیک نیست مگر آنچه اصل صلاح و نیکی و صلاح هر صاحب صلاحی باشد ، که عبارت است از :

ولایت در مرحله ی عمل که بیعت با صاحب ولایت و پذیرفتن شروط و پیمان ها و گرفتن بقذر ایمان از او باشد و این بذر همان است که وارد قلب می شود .

" ولا یشرک بعبادة ربه احدا " شرک ورزیدن در عبادت یا به این است که در خود عمل عبادی ، دیگری را شریک قرار دهد ، چنان که در وضوء یا در غسل ، دیگری آب را بر اعضای او بریزد ، و یا در نماز هنگام ایستادن ( قیام ) مثلاً بر دیواری یا ستونی یا انسانی تکیه دهد یا در چیزی که انسان را وادار به عمل می کند شریکی قرار دهد ، زیرا آنچه انسان را وادار به عبادت می کند می بایست یکی از سه چیز باشد :

اول ، امر شخص آمر .

دوم ، محبت یا عشق نسبت به معبود .

سوم ، طلب دیدار او که علت نهائی و غائی عبادت و نتیجه ی محبت است .

اگر در یکی از این سه مورد شرکت ورزد ، مشرک در عبادت محسوب می شود .

یا آن که در منظور اصلی عبادت شریک قرار دهد ، زیرا غایت عبادت باید ذات معبود و لقای او باشد  ، یا خود همان محبتی که او را وادار به عبادت می کند یا اطاعت امر ، بل که بالاتر از آن باید فنای عبادت کننده در معبود و بقای معبود باشد .

اگر مقصود طلب رضای خدا یا نزدیک شدن به او که شخص ، پسندیده ی خدا یا مقرّب نزد او گردد که خود آن نیز حصول منفعت برای عبادت کننده باشد ، در عبادت مشرک است زیرا نفع رساندن به خود را در نظر گرفته است .