نکته های عرفانی برگه ی سی و دوم
در هر جای قرآن که " یا ایها الذین آمنوا " آمده است مراد کسانی هستند که قبول دعوت ظاهره نموده اند ، یعنی بیعت با نبی وقت کرده و شریعت او را قبول نموده اند .
امـّـــا این اطلاق به مجاز می ماند ، زیرا که در آیه ی 14 سوره ی حجرات خداوند به صراحت تمام سلب ایمان از اعراب نموده و تنها اثبات اسلام نموده ، آن هم اسلام قولی و نه اسلام حقیقی .
این یعنی ، شما به محض بیعت با نبی وقت صورت اسلام را کسب نموده ولی حقیقت او با این بیعت حاصل نمی شود ، و این بیعت صوری ، نه ایمان است و نه سبب حصول ایمان ، و نه سبب حصول اسلام حقیقی .
از این جهت فرموده که : " بگوئید اسلام آوردیم " و نفرموده : لیکن اسلام آوردید ( 14 حجرات )
و نیز از آیه ی 18 سوره ی حجرات مستفاد می گردد که : اسلام غیر از ایمان است ،
زیرا اسلام راه است به سوی ایمان ،
که خود اسلام جای منّت گذاشتن شما ندارد و جای منّت گذاشتن خدا هم بر شما نه دارد ، بل که اسلام اگر حیثیّت راهنمائی و راهیابی به سوی خدا در آن نه باشد ، هیچ فایده ی اخروی نه خواهد داشت .
و تنها فایده اش از حفظ خون و مال و عرض و جواز ازدواج و توارث تجاوز نه خواهد داشت ، که در این صورت نمی توان آن را " نعمت " شمرد که بتوان منّت گذاشت ،
اما اگر راه به سوی ایمان شود آن زمان نعمت خواهد بود ، و خدا را خواهد رسید که به آن اسلام بر شما منّت گذارد و گفته می شود بر حالت حاصل شده از بیعت ایمانیه ، یعنی بیعت کردن بر قبول ولایت و قبول احکام قلبی .
116 - شرک خفی
بین " رضای خداوند " یا نزدیک شدن به خداوند ،
و قصد اطاعت و قرب تفاوت وجود دارد .
زیرا در اولی ، انانیّت و نمظر به خودش هم وجود دارد و یک نوع شرک خفی است .
اما در دومی ، فقط نظر به حق و رضای اوست که شرک نیست .
این نکته ی بسیار دقیقی است که به همین جهت پیامبر گفته است :
" حرکت شرک در امّت من پنهان تر از حرکت مورچه ی سیاه در شب تاریک ، روی سنگ سیاه صاف است " که این را شرک خفی گویند .
117 -
هر تبلیغی نسبت به انسان کامل ،
توسط هر کس و هر مریدی صورت گیرد ، شأن انسان کامل را تا حد خودش پائین آورده است .
118 -
تعصب ، تحجر است و نشانه ی بی ایمانی ،
متعصب بی ایمان است حتی اگر مشرّف به فقر باشد .
119 -
خود بینی و خود را کامل دیدن از صفات بسیار مذموم و ریشه ی رذائل بوده ،
و نیز هلاک کننده ی انسانیّت است .