آیه ی 55 سوره ی مائده می فرماید : " خداوند ولّی شماست "

یعنی چی ؟ ولی به چه معناست ؟

ولی یعنی صاحب اختیار ، متصرف در وجود ، صاحب اختیار از هر جهت .

چطور خداوند صاحب اختیار است ؟

خدا که خود را ولّی معین فرموده به چه معناست ؟

و خداوند چطور ولیئی است ؟ او چه کاره است ؟

همان طوری که در آیة الکرسی فرموده " خداوند ولّی مؤمنین است " ، کارش چیست ؟

در بخشی از آیة الکرسی فرموده : " همیشه مؤمنین را از تاریکی بیرون می آورد به سوی روشنائی "  ، تاریکی هم که فرموده تاریکـــــــــــــی دنیاست  که از این تاریکی به آخرت متوجه می نماید ،

تاریکی جهل است که به علم راهنمائی می کند ،

تاریکی نادانی و غفلت است که به معرفت سوق می دهد .

هنگامی که سالک چیزی را نمی داند ، اگر آن را یک مرتبه بداند و بفهمد ، این فهمیدن همان بیرون آوردن از تاریکی به سوی روشنائی است  این کار خدا چنین انجام می شود .

مؤمن یک ولّی دارد ، امّا غیر مؤمن تنها یک ولّی نه دارد  ، چون هر لحظه در اخیار یک خیال موهومی قرار می گیرد که " اولیائُهُم الطاغُوتُ " یعنی اولیاء دارند و اولیاء آنها شیطان و مظاهر آن است که همیشه آنان را از نور به سوی تاریکی می برند .

ولیِ فرد مؤمن در ظاهر ، علی است و در باطن خداوند است  ، و حقیقت خداست ، تا خدا هست ، مظهر خدائی هم باید باشد ، نماینده ی او باید باشد ،

که در قرآن به هنگام خلقت آدم به ملائکه فرمود : " انّی جاعِل فی الارضِ خَلیفَة " .

خدا می فرماید " من قرار دهنده هستم " ، یعنی همیشه می خواهم این کار را انجام دهم ، استمرار دارد ، که در روی زمین نماینده داشته باشم ، صراحت دارد  ، در اسلام ، پیامبر نماینده ی اوست ، علی هم نماینده ی پیامبر است ، و بر همین شیوه تا قیامت ارتباط باید باشد و هر کسی هم نمی تواند مدعی شود نماینده ی اوست ، نماینده او توسط خودش " انّی جاعِل " انتخاب می شود و نه توسط مردم و شورا و .......

تا دوازده نفر اوصیای پیامبر ، این اجازه در موردشان در کتاب ها ضبط است که ولایت مطلقه ی کلیّه داشتند و پس از آنان کسانی بودند که اجازه داشتند و این رشته جاری بوده که آنان ولایت جزئیه دارند .

در بخشی از آیة الکرسی می فرماید :

" مَن ذَالّذی یَشفَع عِندَهُ اِلّا بِاذنه  " ، پس هر کس نمی تواند شفاعت کند مگر به اذن خداوند ، در نتیجه مناط در توجه ، در دادن ذکر و فکر ، اوراد ، دستور دادن ، فقط اجازهی خدائی است .

پس هر آن کس که چنین اجازه ی خدائی را دارد باید پیدا نمود و او را عبادت کرد که تسلیم امر او تسلیم بودن به امر خدا است  ،

اگر سالکی او را یافت ، پنهانش کن که تو هادی نیستی ، هادی فقط خداست که هر که خواست از تاریکی به روشنائی هدایت خواهد کرد .