نوشته اند که شیخ احمد جام معروف به " ژنده پیل " یکی از بزرگان تصوف قرن پنجم و ششم بوده .

این به ظاهر صوفی ، نقطه ی مقابل " شیخ ابو سعید ابی الخیر " بود .

هنگامی که سلوک این دو صوفی را بررسی می کنیم در می یابیم که " ابوسعید " صوفی راستین ایرانی ، کسی بود که با ارباب همه ی ادیان با دوستی و تساهل می زیست و همه ی بندگان خداوند را به دیده ی انسانی و برادری و برابری می دیده .

ولی " شیخ احمد جام ژنده پیل " بر خلاف او بوده ، به نحوی که از سروده های او نیز مشخص است :

افسوس که قدرتی نه دارم

تا خشتک دهریان درآرم

حتی به تعبیری می گفت : نه دهریان ، که باید گفت " دیگران " ، یعنی هر کس " مثل ما " فکر نه کند .

بهر میزان که تعلیمات " ابو سعید " بر نفی خود خواهی و نفس پرستی متکی بر اخلاص بنیان داشت ، زندگی و روحیه ی " شیخ احمد ژنده پیل " بر محور خود خواهی ، انتقام جوئی و کین کشیدن از مخالفان بوده است .

تحلیل داستان دو کتاب " اسرار التوحید " و " مقامات ژنده پیل " می تواند نمایشگر خوب و روشنی باشد از بازبینی دو نوع روحیه ی این دو فرد .

بهر حال ، ژنده پیل یا مقاماتی را که برای او نوشته اند ، و نیز آثاری که از او برجای مانده ، نشان می دهد که نثر شیرین و دلاویزی داشته و یکی از مشایخ بزرگ قرن ششم تصوف خراسان محسوب می شده ،

اما نکته ای که مورد نظر است و قصدم نمایان نمودن آن است ، در برخی از کتاب هـــــــــــا نسب و نسبت معنوی و خرقه ی وی را به " ابو سعید " رسانیده اند ، که در حقیقت این نسب و نسبت جعلی و ساختگی است .

در سراسر کتاب " اسرار التوحید " و " حالات و سخنان ابو سعید " کوچک ترین اشاره ای به " ژنده پیل " دیده نمی شود ، که این امری بسیار طبیعی و مسلّم خواهد بود ، زیرا ،

" ژنده پیل " یک سال پس از فوت " ابو سعید " متولد شده است ، در نتیجه نمی توانسته خرقه از ابو سعید گرفته باشد .

هم چنین ، در مجموعه ی آثار " ژنده پیل " ، هم هیچ نامی از " شیخ ابو سعید ابی الخیر " به میان نیامده است ، و چه بسا که " شیخ جام " با آن تعصب عجیب و غریبش خود یکی از دشمنان " شیخ ابو سعید " بوده باشد ، البته دشمن پس از مرگ .

علی الحال ، در نوشته های " شیخ جام " کوچک ترین اشاره ای و نامی از " شیخ ابو سعید " مشاهده نمی شود ،

اما در کتاب " مقامات " تألیف سدید الدین محمد غزنوی که در قرن ششم تألیف یافته ، اشاراتی وجود دارد که بر اساس آن اشارت ها : " ابو سعید " وصیت کرده که پس از مرگش ، خرقه ی خویش را به " شیخ احمد جام ژنده پیل " دهند !!!!!

و حتی مشخصات عجیبی در مورد این خرقه نیز آورده است . شاید علت جعل این سلسله نسب تشابهی است که میان نام " ابو طاهر " فرزند شیخ ابو سعید ، با " ابوطاهر کُرد یکی از صوفیان گمنام قرن پنجم باشد که البته هیچ ربطی با " شیخ جام " ندارد .

ناگفته نماند که کتاب " مقامات " سدید الدین محمد غزنوی سرشار از افسانه است .

" جامی " در کتاب " نفخات الانس " از زبان شیخ احمد جام نقل کرده که :

" ابو طاهر کُرد ، پیر صحبت من بود " .

این " ابو طاهر کُرد " یکی از پرسش های بدون پاسخ تاریخ تصوف ایران است .

ادامه دارد ......