آدمیت . برگه ی دوم و انتهائی
در این آیه عین عبادت مشخص می شود ، زیرا دعا و تضرع و زاری و سئوال مؤمنین طلب استقامت مؤمنان در دین است ،
مؤمن درخواست می نماید که : " خدایا راه خود را به ما نشان بده ، و سپس عنایت بفرما تا بر این راه باشیم " . یعنی راه را بنما و نمایش و روش و کشش را هم بده ،
زیرا نه هر که راه دید در راه برفت ، و نه هر که رفت به مقصد رسید ،
ای بسا کسی که شنید و ندید و ای بسا کسی که دید و نه شناخت و ای بسا کسی که شناخت و نیافت .
* در آیه ی هفتم می فرماید : " راه کسانی که نوازش کردی و بر آنها نیکوئی نمودی " .
راه کسانی که نوازش کردی در حقیقت همان راه اصحاب کهف است ،
پس خداوندا ما را از آن نعمت و نواخت بهره فرما ، که گفتار نیک بستگی به کردار نیک دارد ، و این متکی بر نیّت فرد مؤمن و درستکار دارد .
خداوندا ما را از آنان قرار نده که به خودشان واگذاشتی .
( کسانی را که بخودشان واگذاشت ، کسانی هستند که راه کژ را راه راست پنداشتند و گمان دارند که کردارشان نیک است ، همان طوری که در آیه ی 104 سوره ی کهف فرموده : آنان کسانی هستند که کوشش و رنج آنان در این جهان باطل و تباه گشت و آن ها می پندارند که کار نیکو می کنند ) .
* هشت نکته ی سوره ی الحمد .
الحمد ، یاد ذات خداوند است .
الرحمن ، ذکر صفات خداوند است .
ایاک نعبد ، ذکر افعال خداوند است .
ایاک نستعین ، ذکر معاد است .
اهدنا ، ذکر تزکیه ی نفس است .
الصراط المستقیم ، ذکر آراستن نفس به نیکی ها است .
صراط الذین ، ذکر احوال دوستان و رضای خداوند از آنان است .
غیر المغضوب ، ذکر احوال بیگانگان و نارضایتی خداوند از آنان است .
بر اساس آیه ی 30 سوره ی بقره ، خداوند به هنگام خلقت آدم فرمود :
" من در زمین خلیفه ای برقرار خواهم نمود " ،
ملائکه دلیل آوردند : آیا می خواهیر کسی را که در زمین فساد می کند و خون ریزی می نماید خلیفه قرار دهی ؟
کسانی که دستشان را به خون مردم ، این بندگان خداوند آغشته می کنند و در این دنیا " فساد و خون ریزی " بنام دین می نمایند ، فطرت انسانی خود را نه شناخته اند و از اسلام راستین هم بدور هستند .
این شرافتی را که خداوند برای انسان قائل شد از چه بود ؟
انسانی که " فی احسن تقویم " خلقت یافته ،
انسانی که هیکلش جسمانی و صورتش رحمانی است چنان عزت و شرف خود را نه شناخته که بنام دین فساد و خون ریزی می کند ، و در نمی یابد که چگونه از قطره ای آب به قدرت پزروردگار پدید آمده ،
به همین علت بود که فرموده : " فالهمهما فجورها و تقویها " ،
بی چاره آدمی که عزت و شرف خود را نمی شناسد و از این قالب خاکی جز به اسمی و جسمی و رسمی راه نمی برد و نمی داند که خلقت چه سرّی دارد ،
که در مورد آن فرموده : " و لقد کرّمنا بنی آدم " ،
و چه حکمتی دارد که فرمود : " و خلقکم اطواراً " ،
و چه بیانی دارد که فرمود : " فی احسن تقویم " ،
و چه عیان دارد که فرمود : " و صورکم فاحسن صورکم " .