147 - درویشان

در آیه ی 25 سوره ی انعام  خداوند فرموده :

" از خود مران کسانی که بامداد و شبانگاه خدای خویش را می خوانند و به کردار خویش خدا را می خواهند ، بر تو از حساب ایشان هیچ چیز نیست و از حساب تو هم بر ایشان چیزی نیست که آنها را از خود برانی از شمار ستم کاران باشی " .

این عتاب بهر چه کسانی بوده ؟

مقبولان خداوند دیگرند و مطرودان خداوند گروهی دیگر .

گروهی از مشرکان مالدار مکه نزد پیامبر آمدند و خواستار شدند که ما اسلام را می پذیریم بشرط آن که درویشان اهل صُفه را روزی که نیستیم به پذیری .

که پیامبر به این خواسته گردن نهاد که آیه ی : " و اصبر علی نفسک " نازل شد .

خداوند فرمود : " با ایشان ( درویشان ) باش که من با ایشانم ، ایشان را خواه که من خواهان ایشانم .

مشرکان رفتند و دیگر روز آمدند و گفتند اکنون نوبت به ما نمی دهی ؟ ما روا داریم با ایشان بنشینیم ، به شرطی که بما نگاه کنی و به آنان ننگری .

پیامبر پیغام به درویشان فرستاد تا آنان را به شیوه ای دل خوش نماید که آیه ی : " و لا تعدُ عیناک " نازل شد و خداوند فرمود : " ای محمد روی از درویشان برمگردان و چشم از ایشان برمگیر که من به ایشان همی نگرم " .

پس از آن بود که پیامبر پیوسته می گفت : " ای کسانی که مورد سفارش خدای من هستید " .

این درویشان چه مقامی دارند که  اندک هستند ،  و شب به روز آورند و خواهش دنیوی نه دارند و خواستار نعمت اخروی نیستند و تنها قصدشان خدای آفریننده است .

تا جان دارم غم تو را غمخوارم

بی جان ، غم عشق تو به کس نسپارم

 

148 - وحدت

وقتی خداوند در همه جا متجلّی است و هنگامی که به او عشق بورزی همچنان است که به همه ی کائنات عشق ورزیده ای .

" عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست " .

این وحدت ، راه را به سوی کثرت هموار می کند و آن کثرت از این وحدت جدائی ناپذیر است ، که این از خصوصیات اقلیم عشق است .

یکی از رسالت های عشق ، فروکش کردن جدال های مسلکی و برقراری صلح و صفاست و خاتمه دادن به جنگ  " هفتــــاد و دو ملت " و اعلام آتش بس بین فرقه های گوناگون مذهبی است ،

چه کسی نمی داند که جدال های اشعریان و معتزلیان و سایر فرقه های گوناگون مذهبی ، اعم از تسنن و تشیع ، چگونه به خشونت تمام گرایش یافته .

تئوری متکلمان مبنی بر  " کلّ ما حَُکَمَ به العقلُ به الشَّرع "  با همه ی کوشش های علمی آنان نه توانسته است وحدت کلمه را در اسلام به وجود آورد .

اهل تصوف به جای عقل اختلاف انگیز ، عشق مبشّر وحدت و صفا و یکرنگی را از ابتدا بنیان گذاشتند تا عقاید هر فرقه محترم شمرده شود ، و دوران نفاق پایان یابد و رسم نکئوهیده ی تفتیش عقاید از میان افتد .

 

149 -

طیلسان موسی و نعلین هارونت چکار

 چون به زیر یک ردا فرعون داری صد هزار

 

150 -

گر چه خوبی تو ، سوی زشت بخواری منگر

کاندرین ملک چو طاووس بکار است مگس

در ارتباط با معنی این بیت در قالب حکایت اشاره ای باشد .

یک بازاری نزد یکی از عرفا آمد و گفت  : ای پیر راه ، اگر بنگی این است که شما به دست دارید ، پس ما چه داریم و به چه امید دربندیم که جای نومیدی است .

پیر گفت : لشکر امیران ، همه خاصان و ندیمان نه باشند ، وابستگان و پیروان و کارپردازان و دام داران و ..... نیز باشند ، در کشور همه بکار آیند ، و بجای خویش و به اندازه ی خویش همه کار و زندگی کنند .