در داستان مرغان ، منطق الطیر عطار ،

مرغان علی رغم اختلافشان از حیث خوی و سرشت و آواز و جدائیشان از یک دیگر به دلیل تعدد آشیانه هایشان ، همگی با هم یاور و متفق می شوند ،

و در طلب سیمرغ منزل گاه های خود را رها می کنند و به پرواز در می آیند ،

در نتیجه مرغ کسی است که پرواز کند و در طلب پادشاه خویش آشیانه و منزلگاه خود را رها نماید ،

امّا کسانی که هرگز پرواز نمی کنند صفت مرغی در آنها ظاهر نمی شود .

می توان گفت به تعبیری ، سالکان نیز همانند دیگر آدمیان دو گروه هستند :

یک گروه ، کسانی که مسافر راه توحید خواهند بود .

دوم گروه ، کسانی که در منزل طبیعت یا در قفس قالب می مانند و هر گز آشیانه ی خود را ترک نمی گویند .

بر گروه دوم تاریکی های عالم بشریّت چیره می شود و چشمان بصیرتشان نابینا می گردند و نمی توانند به بینند که خواستن عالی ترین چیزها چیست .