ساقی و مطرب و می جمله مهیّاست ولی

عیش بی یار " مهیّا " نشود یار کجاست

این بیت از غزل

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

بوده که در نسخه ها دارای اختلاف ضبط است :

در نسخه های : قزوینی ، عیوضی ، بهروز ، سودی ، جلالی نائینی ، نذیر احمد و خانلری " مهیّا " ضبط شده است و تنها در نسخه ی اینجوی و برخی بدلها ، " مهنّا " آمده است ، که " مهنّا " را بر " مهیّا " ارجح داده اند .

حافظ شاعر نکته دانی بوده و چنین عاجز نه بوده که دو مرتبه در یک بیت از یک کلمه استفاده نماید .

بین " مهیّا " و " مهنّا " جناس وجود دارد و طبعاً حافظ نکته دان به آسانی از این جناس نمی گذرد .

در تاریخ ادب فارسی قبل از حافظ هم این جناس را رعایت می نمودند کما اینکه در تذکرة الاولیا ص 197 عطار نوشته :

" بایزید بسطامی به مریدی گفت : به سه خصلت تو را وصیّت می کنم ، چون با بد خوئی صحبت داری ، خوی بد او را در خوی نیک خود آر ، رتا عیشّت مهیّا و مهنّا بود . "

سعدی گفته :

" بوستان خانه ی عیش است و چمن کوی نشاط

تا مهیّا نبود عیش مهنّا نرویم " .

خاقانی در منشآت صفحه ی 231 نوشته :

" امروز به فضل الله رأس مال این نعمت ، مجلس عالی را مرخص و مهیّاست ، مبارک و مهنّا باد " .

ضمن آن که " عیش مهنّا " عبارتی کلیشه ای بوده و شعرا به کار می برده اند :

خواجو : " مقیم روز و شبت عید باد و عید همایون

مدام سال و مهت عیش باد و عیش مهنّا "

عبید زاکانی : " راستی خواجه در این عهد ترا شاید گفت

که ز جودت همه کس عیش مهنّا دارد "

کمال الدین اسماعیل : " مرا به فضل خدا هست آنقدر هنری

که سوی عیش مهنّا کند هدایت من "