نیست آن ینظر به نورالله گزاف

نور ربّانی بود گردون شکاف

چشم آدم چون به نور پاک ، دید

جان و سّرِ نام ها گشتش پدید

عقل دو عقل است اوّل مکسبی

که در آموزی چو در مکتب صبی

عقل دیگر بخشش یزدان بود

چشمه ی آن در میان جان بود

علم نبوی از آنجائی که محصول پرورش عالی است ، از نفس عقلانی عالی تر بود که قادر به درک حقایقی می گردد که بر مقولات عقلی مسدود است .

باز غیر از عقل و جان آدمی

هست جانی در نبی و در ولی

در نتیجه این انسان کامل به عقل و جانی دیگر آراسته است که علمش به علم لدنی معروف بوده  و این انسان کامل به طور خلاصه کسی است که :

* به نفس متعالی و ابدی خود که غیر مخلوق و الهی است تحقق بخشیده است .

* در قرب خداوند است و میان او و خدا ، پیامبران و فرشتگان واسطه نیستند .

* چشم دلش به نور خدا روشن شده و هر حجابی را می درّد .

* با لوگوسص یا عقل کل که خالق و مدبر کائنات است یکی می باشد .

* صورتش پیش از خلقت هم وجود داشته و علت غائی خلقت و از لحاظ زمانی آخرین خلقت است .

عقل کل و نفس کل مرد خداست

عرش و کرسی را مدان کز وی جداست

و " آدم " بر اساس نص قرآن مظهر انسان کامل است که فرشتگان بر او سجده کردند ، پس مقایسه نمودن چنین انسان کاملی با خودمان بسیار جاهلانه است .

قرآن و اصولاً هر کتاب دینی آسمانی برای سالک است تا چراغی فراراه او باشد ، پس خواندن و تفسیر نمودن و درک آن باید از روس وجهه ی الهی باشد و الی تنها خواندن لفظ و ظاهر آن نیست و.