نکته های عرفانی برگه ی چهل و هشتم
ذوالنون گوید : بانوئی در طواف کعبه می گفت :
" خدایا خود فرمودی مرا بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم ، و اکنون چند سال است اثری نمی بینم " .
ندا رسید که ما تو و ذکر تو و دعای ترا دوست دارسم و از این رو مهلت می دهیم تا روی از ما نگردانی .
عمری به بوی یار می کردیم انتظاری
زان انتظارمان نگشود هیچ کاری
164 -
ذوالنون گوید : شخصی خود را به پرده ی کعبه آویخته و گریه می کرد و می گفت :
خدایا مرا از اعمالی که با غفلت مرتکب شدم عفو کن ، زیرا حسرت آن بس است .
ناگاه هاتفی آواز داد : ما بندگانی را که در غفلت گناهی مرتکب شده اند را مؤاخذه نمی کنیم .
من و تو غافلیم و ماه و خورشید
برین گردون گردان نیست غافل
165 -
به داوود خطاب شد که :
ای داوود ، عاشق درِ خانه ی معشوق را رها نه خواهد کرد .
دروغ می گوید کسی که ادعای محبت مرا دارد و فراموشم می کند ،
یا دیگری را می ستاید ،
یا نامی غیر از من بر زبان می راند ،
یا لذّت خوردن و آشامیدن می یابد ،
یا به دلش غیر از من خطور می کند ،
یا در دل شب بی خبر از من به خواب می رود .
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز کویت
به کجا رود کبوتر ، که اسیر باز باشد .