تحقیق لازمه ی  هر دینی است زیرا می خواهیم ایمانمان را بدهیم ، به ویژه برای ما که با وراثت دین دار شده ایم  و دین خود را نه از روی شناخت بل که از پدرانمان اخذ کرده ایم ، کسی متدیّن است که دین خود را از روی شناخت کامل اختیار نماید .

صدها نفر با شیوه های متفاوت  فقط کارشان سخن رانی است امّا هیچک برای روشن شدن حقیقت سخن رانی نمی کنند ، جملگی خواسته هائی را دنبال می کنند و همه را به نحوی از حقیقت دور می نمایند ، عقل گرایان و روشن فکران مدعی نیز از نظر ظاهری به قرآن نگریسته و نکته هائی را به مردم نشان می دهند و بزرگ نمائی می کنند تا خوراک های تبلیغاتی خود را فراهم نمایند .

دکتر سروش از زمانی که منافع مادیش کم شد تبدیل به یکی از مخالفان گردید و با مقالاتی بذر شک را می افشاند ، اگر چه در برخی موارد پر بی راه نگفته اما چون غرض به دنبال آن است نمی توان به آن نوشته ها اهمیت  داد .

یکی دیگر هم مردم را با سخن رانی هایش از یاد خدا غافل می نماید و آنان را درگیر علائم من درآوردی شیطانی یا شیطان پرستان می نماید ، دیگری با ترفندی دیگر مردم را ظاهراً به سوی عرفان هدایت می کند در حالی که ژست عرفان گرفته و تنها به درآمدهای حاصله از سخن رانی هایش فکر می کند ، و هیچ بوئی از عرفان به مشامش نرسیده ، آن دیگر فلسفه و عرفان را قاطی کرده و عده ای را مشغول خود نموده .

در حقیقت کسی برای گفتن حقیقت و اصلاح جامعه به سوی مهر و محبت و خوبی و نیک کرداری اقدامی نمی کند .

ما ابتدا باید به شناخت خود برسیم که " من عرف نفسه فقد عرف ربه " ، برخی دیگر از این به ظاهر سخن رانان که پس از اندک مدتی عنوان جعلی دکتر نیز برای خود ساخته اند بدون عمل نیکی و تنها با تظاهر و ریا خداوند را به یک گروه خاص منتسب نموده و ارتباط داده و خود را نیز هدایت شده می پندارند .

خدائی که به یک گروه محدود رابطه داشته باشد و فقط با آنان سخن گوید ، خدائی که فقط به زبان عربی !!! آشنا باشد ، مطمئناً خدای جهانیان نیست ، و بسیار کوتاه بینانه و جاهلانه است که به پنداریم این موجود خیالی که برای کسب رضایتش باید خون ریخت و آدم کشت و قربانی داد و قربانی کرد ، خدای جهانیان است .

ما به جای غرق شدن در جزئیات که ما را از خداوند دور نموده باید به شناخت خداوند برسیم و باید به اصل که " عمل نیکو" است به پردازیم که در آخرین آیه ی سوره کهف به آن اشاره شده ، و باید منظور از خلقت را پی ببریم و بدانیم برای چه امر مهمی خلق شده ایم .

عقل گرایان با توجه به ظاهر بدون اشراف در مورد ادیان و حتی بدون آنکه خود نیز الگوی پاکی و درستی باشند ، عملکردهای ناصواب عده ای از متولیان دین را بهانه قرار داده و ریشه ی باورهای مردم را هدف قرار می دهند ، اگرچه برخی از این متولیان تندرو و متعصب ، موارد متعصبانه و دور از حقیقتی را برای اهداف نفسانی خود ، جاهلانه در طی سالیان به اسلام چسبانده و از آن نوعی بت پرستی ساخته اند و به شرک گرایش یافته اند .

طبیعی است که با این حشو و زوائد ارزش انسانی پایمال شده ، همان انسانی که فی احسن التقویم خلقت یافته و از روح خداوندی در وی دمیده شده .

قضاوت های غلط و ناعدالتی های انسان ستیزانه ،

خشونت های اعمال شده برای جدا سازی زن و مرد ،

خود برتر پنداری ، و خود پنداشت غلط خود هدایت شده ،

ناسازگاری های اجتماعی ، انتظارات عجیب و خاص تجارت مذهبی ،

قتل های ایده ئولوژیکی ، قتل های ناموسی ، زن ستیزی شدید روان پریشانه ،

نقص عضو جنسی ، هم جنس ستیزی ، نفرت از یهودیان و بهائیان و دیگر ادیان ،

تهدید های دائمی خشونت آمیز و ...... همه روزه توسط عقل گرایان در رسانه های مجازی و غیر مجازی و... اطلاع رسانی می شود و هیچ دل سوزی در رفع و توجیه آن اقدامی نمی کند .

بجای این که با تحقیق و بررسی و درایت این قبیل گفته را بررسی و در رفع آنها به کوشیم به اعمال فشار و تعصبات بی جا روی می آوریم ، که این اقدام ناصواب ما خود مهر تأئیدی بر انسان ستیزی شدید ما هست و غافل هستیم که این اعمال ناهنجار قدرت و اختیار وسیعی را به افرادی نا صالح با خوی سبعیّت داده تا اختیار آزار و اذیت مردم را داشته باشند .

ادامه دارد ....