انصاف ، برگه ی اول
در تمام ادوار تاریخ بودند کسانی که با ذهن علیل خود یا بخاطر تمایلات نفسانی و یا از سر تعصب خام ، زوائدی به اصل دین اضافه نموده و یا به نشر اکاذیب و تحریفاتی پرداخته اند که دین را جنبه علمی و بزرگان آن را عالم به تمام دانش ها به قبولانند که بی راه رفته اند و این بزرگان اگر دانش و علمی داشتند علم لدنی برای آسایش روح بوده و نه چیز دیگر و هیچ یک از کتاب های دینی برای اثبات مسائل علمی نبوده و در آنها از این گونه مسائل خبری نبوده که منافات با هدف آن بوده است .
به ویژه در این چهل ساله ی اخیر سخن رانانی پیدا شده که تنها هدفشان واژگونی تفکرات مردم و دور نمودن مردم از حقیقت بوده است و عقل گرایان نیز بی کار ننشسته و با دلائل متقن آبرویشان رابرده که در نهایت باعث شده دین وجهه و تقدس قبلی خود را از دست دهد و مردم دین گریز گردند .
مفسران و ترجمه کنندگان متون دینی نیز همانند این سخن رانان بدون عمل مقصران اصلی محسوب می شوند که در ترجمه مراعات امانت را ننموده و از ترجمه برای پیش برد اهداف خود و سلطه بر قدرت و ثروت از هر گونه تحریف و ترجمه ی سلیقه ای خودداری ننمودند .
در حقیقت اینان هیچ یک درد دین نه داشته و خدا را مورد نظر نداشته اند و تنها به خود پرداخته اند .
دلیل های غیر مستند آورده اند که قرآن یک کتاب علمی است حاوی پیشگوئی های ریادی می باشد ، اینان در حقیقت شأن کتاب قرآن را در حد یک کتاب پیشگوئی تنزل داده اند در حالی که قرآن و کتاب های دینی راه را نشان می دهند و بیم می دهند پس لازمه ی بیم دادن حکایت از وقایع گذشته است و الی واقع آینده که هنوز اتفاق نیفتاده که اندرزی و بیمی در آن نیست .
آیات 15 و 16 سوره ی نوح فرموده :
" آیا نمی بینید و نمی دانید خداوند چگونه هفت آسمان را روی هم آفریده ؟ "
" و ماه را روشنائی آسمان ها قرار داده و خورشید را چراغ آسمانها ساخته ؟ "
از نظر علمی صحتی بر این بیانات نیست و مترجمین در ترجمه اشتباهاتی داشته اند که باعث شده عقل گرایان بر این نوشته ها با تردید بنگرند و حق هم دارند زیرا قرآن برای اثبات نتایج علمی آینده نازل نه شده ،
ولی باید توجه داشت مخاطبین قرآن در 1400 سال قبل مردمان مکه و پیرامون آن ( دلیل آیات 7 شوری و 92 انعام ) که در بربریّت و توحش کامل بدون علم و دانش ، و حتی نه درکی و نه انسانیتی داشتند بیان شده ، اعراب مردمانی بودند که غرق در خور و خواب و شهوت و غضب و می بایست با چنین گفته هائی به راه آیند و اندکی انسانیت کسب نمایند ، مگر اینان نبودند که دختران خود را زنده به گور می نمودند و به زنان خود به چشم کنیز می نگریستند و هر یک حداقل پنجاه زن بر می گزیدند ، مگر اینان نبودند که نعمت را در جای سایه و آب خنک می دانستند ؟
اما امروزه عده ای نادان با مستمسک قرار دادن مطالبی خلاف واقع و نشأت گرفته از ذهن خود سعی در علمی نشان دادن قرآن و دادن نشانه های نادرست برای توجیه پندارهای خود هستند که متاسفانه نتیجه ی غلط داده و شأن قرآن و تقدس آن را تنزل داده .
کتاب قرآن و دیگر کتب های دینی برای اندرز دادن و بیم دادن است تا مریدان آنها زندگی به تری را برای خود رقم زند و ایمان و امید بخدای یکتا را همیشه در نظر داشته باشند ، قرآن نیز بیم می دهد و اندرز می دهد تا مریدان به آن راه درست را انتخاب نمایند و نه اینکه آنرا به عنوان یک کتاب علمی به پنداریم و اگر چنین پنداری داشته باشیم خود را به تمسخر گرفته ایم .
اینکه توجیه کنیم قرآن یک کتاب علمی بوده و هر واژه از آنرا به مطالب علمی ارتباط دهیم هیچ عمل مثبتی را انجام نه داده و بر خلاف آن کوشیده ایم تا عقل گرایان با دلیل و منطق خط بطلان بر روی آن بکشند .
به تر این است که بجای این توهمات به یاد خدا باشیم و خود را بشناسیم تا بخدا برسیم و کارهای نیکو انجام دهیم .
مثلاً همین هفت آسمان ، آسمان با جو اطراف زمین تفاوت دارد و نیز فضای بیکران دارای طبقه نیست ، اتمسفر زمین بر اساس چگونگی روند دما ، اختلاف چگالی ، تغییرات فشار ، تداخل گازها و ویژگی های الکتریکی به پنج لایه تقسیم می شود :
1 - لایه ی تروپو سفر ، که از صفر تا 17/7 کیلومتر است .
2 - لایه ی استراتو سفر ، که از 17/7 تا 50 کیلومتر است .
3 - لایه ی مزو سفر ، از 50 تا 85/6 کیلومتر است .
4 - لایه ی تترومو سفر ، از 85/8 تا 640 کیلو متر است .
5 - لایه ی اگزو سفر ، از 640 کیلومتر به بالا .
که هر یک از این ها نیز خود به لایه های مختلفی تقسیم می شوند .
حال اگر بدون داشتن دانشی به خواهیم بیانم قرآن را به نحوی به پیشگوئی توجیه نمائیم و به جای فضای بیکران ، اتمسفر زمین را هفت طبقه ی آسمان تفسیر نمائیم باید اهل مغلطه ی بدون دانش باشیم ، همان طوری که برخی به جای تفسیر و توجیه درست ، توجیهی غیر علمی به کاربرده اند و میان لایه های استراتوسفر و مزو سفر که لایه هائی است که اوزون استراتو سفری یافت می شود ، و نیز میان لایه های مزو سفر و ترومو سفر ، لایه ی یونی سفر که یک ناحیه ی جوّی بوده که شامل یون ها می شود را اضافه نموده و گفته اند این هفت طبقه ی آسمان است که قرآن پیشگوئی کرده !!!
قرآن کتابی است که از گذشته ها حکایت می کند تا بتواند بیم دهد و اندرز دهد و نه کتابی که نیاز به نشان دادن معجزه و پیشگوئی داشته باشد ، پیشگوئی که شأن کتاب آسمانی را در حد کتاب های پیشگویان و رمال تنزل می دهد ضمن آنکه هیچ پند و اندرزی و هیچ توجیهی هم برای بیم دادن نه می داشت .
دوم اگر این مناطق جوّی را به لایه های اصلی اضافه می کنید ، پس باید لایه های دیگری نظیر " لایه های مگنتوسفر " که میدان مغناطیسی زمین بوده و با بادهای خورشیدی مقابله می کند ، و نیز " لایه ی کمربندهای تشعشعی وان آلن " که مناصقی هستند که ذرات را از سوی خورشید متراکم می نمایند را هم اضافه نمائید ، نه اینکه برای درست جلوه دادن پندارتان برخی را اضافه و برخی را چشم پوشی نمائید .
ادامه دارد .......