انصاف ، برگه ی سوم
از دیگر موارد اثر انگشت است که با استناد بر آیات 3 و 4 سوره ی قیامت ، معجزه ی قرآن را القاء نموده اند ، در حالی که در این آیات فرموده :
" آیا انسان می پندارد که استخوانهای او را جمع نه خواهم کرد ، آری قادریم که نوک انگشتان او را موزون و مرتب کنیم "
در این آیات از نوک انگشتان صحبت شده ، زیرا که کوچک ترین جزء بدن برای مثال آوردن نوک انگشتان است که خداوند قادر است در آخرت حتی این کوچک ترین جزء را مجدداً بیافریند .
اثر انگشت هزاران سال است که قدمت دارد و بشر می دانسته اثر انگشت وی با دیگران متفاوت است که در آثار کشف شده در بابل باستان ، چین و نوا اشکوشیای کانادا ثابت نموده که بشر برای انجام معاملات خود از اثر انگشت به عنوان گواهی سند استفاده می کرده است و قدیمی ترین اثر انگشت کشف شده که از آن به عنوان امضاء استفاده شده مربوط به قرن سوم قبل از میلاد مسیح یعنی حدود یک هزار سال قبل از تولد پیامبر اسلام بوده است که تمام انسانها از آن مطلع بوده واین را هم نمی توان به عنوان معجزه ی قرآن بیان کرد .
ضمن آن که اثر انگشت در نوک انگشتان قرار نه دارد بل که زیر هر انگشت و روی بند انگشت وجود دارد ، ولی متاسفانه عده ای از این جعالان بدون بصیرت و دانش ساعت ها وقت خود را تلف نموده و به دنبال واژه ای هستند تا به نحوی نادرست معجزه تراشی نمایند و از عمل نیک و تفکر نیک در ذات خداوند غافل می گردند و در اصل هم تیشه به ریشه دین می زنند ، و پس از آن هم حتی قادر نیستند در نقد عقل گرایان که معجزات آنان را با علم رد نمودند یک کلمه دلیل و مدرک ارائه دهند ، همان طوری که دکتر سروش با مقالات خود خط بطلانی بر روی تمام آیات قرآن کشید و آنها را رویاهای پیامبر دانست و هیچ یک از این افراد به دلیل بی دانشی قادر نه شدند یک مقاله در رد این گفته ها نشر دهند و این در حالی بود که براحتی می توانستند آنرا با استفاده از آیات قرآن رد نمود .
( کما اینکه خود بنده در یک مقاله ی سه بخشی بطلان نظریه ی دکتر سروش را در همین وبلاگ نوشتم و قرار دادم ، اگر چه از پاره ای جهات دلائل دکتر سروش ممکن است صحت داشته باشد اما چون از روی عناد و دشمنی و سیاست نوشته شده نمی توان بدان اعتنا نمود )
چون بدون درایت و علم و تنها جعل می کنیم و خرافات را ترویج می دهیم از عواقب عملمان مطلع نیستیم که چگونه با گوته فکری حرمت و احترام به کتاب های دینی را می شکنیم و حتی یک مذهب را زیر سئوال می بریم .
یک دین و مذهب مختص شخص و یا گروه خاصی نیست و هر کس می تواند در مورد دین و مذهب خود اطلاع کسب کند و نظر بدهد ، اما وظیفه مطلعین آگاه این است که بدون تعصب و تحریف روشنگری نمایند .
از روزی که با چنین تحریف های مذهب و کتاب دینی را به سُخره گرفته اند ، توهین و بی حرمتی و حتی سوزاندن کتاب دینی شدت گرفته و اون احترام و حرمتی که چهل سال قبل مردم نسبت به کتاب های دینی داشتند دیگر وجود نه دارد .
توسط سخن رانی که شخصاً اوائل کارش را مستقیماً لمس کرده بودم و توسط ارگانی نیز حمایت مالی می شود و دو سال است که توسط رانت خواری در اراک که قبلاً کارگر لوبیا چین بوده و سپس کارمند جزء بانک شده و میلیاردی از بانک اختلاس نموده و با آن زمین خریده و سپس با ترقی بسیار زمین ها ، پول اختلاس را با ترفندی برگرانده و اکنون از سهامداران عمده ی یک موسسه ی مالی شده ، حمایت می گردد و یکسال است که عنوان جعلی دکتر را نیز یدک می کشد شایعه ی و خوراک های سخن رانی " علائم شیطانی " را بر سر زبانها انداخت و مردم را از یاد خدا غافل و بیاد شیطان واداشت ، تخریب ساختمان های تجارت جهانی را به عنوان پیشگوئی قرآن اشاعه داد و هیچ یک از علماء نیز آنرا رد ننموده بل که هیزمش را نیز زیاد نمودند .
با توجه به آیات 109 و 108 سوره ی توبه با تزویر و تحریف القا کردند که تخریب این ساختمان در قرآن بشارت داده شده !!!
شماره آیه ( 109 ) را دلیل آورده اند که تعداد طبقات مرکز تجارت جهانی بوده ، در حالی که 110 طبقه بوده و ضمن آنکه حتی اگر صحت داشت بسیار اشاره ی نامربوط و بچگانه ای بوده .
تعداد حروف سوره ی توبه را سال تخریب قلمداد نموده ، در حالی که این تحریف بسیار مضحک بوده ، سال تخریب 2001 و تعداد حروف سوره 11135 حرف است .
ضمن آن که ترجمه ی آیه را نیز دستکاری نموده و کلمه ی " بنیانه " در آیه ی 109 که به مسجد اشاره دارد اینان به سازمان تجارت جهانی قلمداد نموده بودند .
امثال این سخن ران که در یک ملاقات اجباری در اراک چند دقیقه بخاطر سئوالی که داشتند ایشان را دیدم وی را بسیار سبک مغز و مزدور یافتم ، با استفاده از عدم آشنائی مخاطبین خود به زبان عربی و حتی عدم اشراف خودش به زبان عربی و مسائل دینی هر از چند گاهی توسط دو سه نفری که در دفتری خوراک های سخن رانی را تهیه می کنند سوژه ای را باب می نمایند .
پُر واضح است بسیاری از مفاهیم قرآن دقیقاً نشأت گرفته از متون و مفاهیم یهودی و مسیحی کسب شده ، مثلاً در آیه ی 189 سوره ی بقره که فرموده :
" از تو در باره ی هلال های ماه می پرسند بگو : برای آن است که مردم وقت کارهای خویش و زمان حج را بشناسند "
در حالی که علت هلالی دیدن شدن ماه در ارتباط با زاویه ی دید بیننده نسبت به ماه ، و زاویه ای که خورشید از آن به ماه نور نور افشانی می کند است و نه برای فهمیدن زمان عبادت و ... ،که بر اساس این علت بود که فیثاغورس به کروی بودن زمین پی برد .
در کتاب باز شناسی قرآن مطالب مبسوطی آمده که همین بیان قرآن در مورد دلائل هلال شدن از کتاب تورات یهودیان اخذ شده .
ویا در مورد گسترش کائنات نیز آیه ی 47 سوره ی الذاریات : " و آسمان را به نیرو برافراشتیم و آنرا گسترش می دهیم "
که هر یک از مترجمان و مفسران به شیوه ای متفاوت ترجمه نموده ، برخی به " وسعت بخشیدن و گسترش " دادن ترجمه نموده و برخی به " نیرو برافراشتن " . که این عبارت آیه دقیقاً از کتاب اشعیای نبی که پیش از هزار سال قبل از پیامبر اسلام بوده اخذ شده است .
تورات ، اشعیای نبی 51/13 ، " آیا مرا که آفریننده ی شما هستم و زمین را بنیاد نهادم و آسمان ها را بر آن گسترنیدم ، فراموش کرده اید " .
تورات ، اشعیای نبی 42/5 ، " خداوند ، خدائی که آسمان ها را آفرید و گسترانید و زمین را و هر چه که در آن است به وجود آورد " .
می بایست کتاب های دینی از همدیگر نشأت گرفته باشند و مطابشان هم یکی باشد به ویژه که قرآن خود در آیه ی 92 سوره ی انعام " تورات و انجیل را استوار داشته " .
ادامه دارد .......