الف مخالفان شیعی مذهب :

1 - یکی از متقدمان شیعه به نام " ابو عبدالله محمد بن محمد العکبری " معروف به شیخ مفید متوفی در 413 هجری قمری را جزو مخالفان تصوف نوشته اند و گفته اند که وی کتابی به نام " الرد علی الحلاج " نوشته ، امّا چنین کتابی وجود نه داشته و نه دارد و تنها ذکر نام آن توسط ابن حمزه ، شاگرد شیخ طوسی متوفی در 459 هجری در کتاب " الهادی الی النجاة من جمیع المهلکات " آورده است و کتاب " تاریخ تصوف اسلامی با استفاده از این مأخذ نام این کتاب را در صفحه ی 67 اشاره نموده است .

2 - سید مرتضی داعی حسنی از دیگر متقدمان و مخالفان شیعی تصوف بوده که در کتاب " تبصرة العوام " صفحات 122 الی 133 ،  " حسین منصور حلّاج " را ساحر خوانده و نیز شبلی و بایزید بسطامی را به کفر و زندقه متهم کرده بود ، و بدون هیچ دلیل و سندی بر دیگر مشایخ صوفیه " هزار لعنت " فرستاده و آنان را بی دین و زندیق خوانده است .

دلائل وی در مخالفت با اهل تصوف در کتاب " تبصرة العوام " این چنین نوشته شده :

" ..... مردمی شکم خواره اند که نه علم دارند و نه دین ، به اطراف عالم می گردند از بهر لقمه ای ، و حکایت ایشان همه آن بود که در فلان شهر در خانقاه طعام های نیکو سازند ، و سماع و رقص نیکو کنند ، و صوفئی باشد که در سمرقند بشنود که در مصر خانقاه کرده اند و آنجا لوت بسیار به خلق می دهند ، از سمرقند قصد مصر کند ، هیچ کس دون همت تر از ایشان نه باشد ، و ایشان را از علوم هیچ بهره ای نبود ، و از فرائض وضو و نماز و غسل بعضی حاصل کنند ، و زرق و تدلیس نمایند و اهل بیت را دشمن دارند " .

3 - مجلسی از دیگر دشمنان شیعی تصوف بوده و در کتاب " بحار الانوار " جلد دوم صفحه ی 57 نوشته :

" بنا به روایت عباس بن رضا قمی ، یکی از مخالفان سرسخت تصوف امام جعفر صادق بوده است به طوری که از وی در باره ی ابوهاشم کوفی سئوال کردند گفت : انهُ کان فاسد العقیده جداً و هو الذی ابتدع مذهباً یقال له التصوف و جعله مقرّ العقیدة الخبیثة " .

4 - از دیگر مخالفان شیعی تصوف ، مقدس اردبیلی متوفی در 993 هجری قمری است که در صفحات 564 الی 606 کتاب " حدیقة الشیعه " اعتراضات تندی بر صوفیه نموده است .

5 - یکی دیگر از علمای شیعه که بر مشایخ تصوف عصر خود انتقاد کرده ولی بر نفس و ذات تصوف عترض نه بوده " ملاصدرای شیرازی " است که در صفحه ی 3  الی 9  کتاب " کسر اصنام الجاهلیه " بر برخی از منتسبین صوفی دوران خود اعتراض نموده ، ضمن آن که آنان را " البطالین " خوانده به ضعف عقلی و غلظت طبع متهم نموده است و نوشته آنان به شهوات و خوراک حرام و شبهات مشغول اند .

ب - اهل سنّت و جماعت نیز که بزرگانی از صوفیان از میان آنان برخاسته اند نیز شدید ترین دشمنی و حملات را بر تصوف نموده اند .

1 - قدیمی ترین کسی که بر صوفیه هجوم آورد " ابوالحسین الملطی متوفی در 377 هجری قمری است که وی بدون آن که نامی از تصوف ببرد بر قسمتی از اصناف روحانیت ( روح گرا ) اعتراض نموده است .

2 - شدید از حملات ابوالحسین الملطی بر تصوف ، هجومی است که " ابن الجوزی " متوفی در 597 هجری قمری بزر تصوف نموده ، وی در کتاب " تلبیس ابلیس " العتراضلات جاندار ولی بی اساس بر فلاسفه ، یهود ، نصاری ، رافضی ها ، اسماعیلیه ، علمای فقه ، محدثین و قرا و علمای لغت و ادب و زُهاد کرده است و قسمت اعظم این کتاب به نقد آرا و عقاید و معاملات صوفیه اختصاص داده است ، برخی اعتقادات وی به اختصار نوشته می آید :

در صفحه ی 169 : صوفیه کُلاً دارای اعتقادات فاسد می باشند .

در صفحه ی 174 : صوفیه در طهارت و گزاردن نماز گاه کوتاهی می کنند و گاه افراط .

در صفحه ی 175 : صوفیه اختیار خانقاه کرده اند ، و از دیگر جماعات دور شده اند .

در صفحه ی 186 : صوفیه لباس خاصی اختیار کرده اند و آن از برای کسب شهرت بوده است .

در صفحه ی 222 : صوفیه به سماع و رقص و پایکوبی می پردازند ، در حالی که حدیث داریم که " الغناء رقیة الزنا "

در صفحه ی 264 : دوری از نکاح و علاقه به صحبت امردان .

در صفحه ی 328 : صوفیه از علم ورزیدن و تعلیم و تعلّم دوری می کنند .

در صفحه ی 341 : صوفیه به اباطیلی بنام " شطحیّات " و طامات و کرامات می پردازند و عوام را می فریبند .

" ابن الجوزی " در کتاب دیگرش بنام " صید الخاطر " از صوفیه سخن گفته و آنان را سرزنش و نکوهش کرده است از جمله در صفحه ی 25 آن نوشته : " صوفیه دنیا را ترک گفته اند ، بر اثر حماقت خویش چنین پنداری را پذیرفته اند " .

3 - ابن تیمیه متوفی در 728 هجری قمری نیز انتقاداتی اما ملایم تر بر تصوف دارد و به خصوص بر منصور حلّاج ، ابن العربی ، صدر الدین قونوی و عفیف الدین تلمسانی تاخته و آنان را به داشتن مذهب حلول متهم نموده است .

4 - ابراهیم بن موسی بن محمد اللخمی الشاطبی متوفی در 790 هجری قمری در کتاب " الاعتصام " ، به نقل از کتاب تاریخ التصسوف الاسلامی صفحه ی 81 ، بر پاره ای از معاملات صوفیه هجوم برده و نوشته :

" استناد کردن صوفیه به رؤیا در امر استخراج احکام شرعی بی اساس و نادرست است ، و اجتماع صوفیه به غرض سماع و غنا و پایکوبی و دست افشانی از شریعت بدور می نماید "

د - متأخرین

متأخرین نیز بر تصوف ردیه نوشته اند که اکثر مطالب آنان بر اساس نوشته های " تلبیس ابلیس ، کسر اصنام الجاهلیه ، حدیقة الشیعه ، الاعتصام " بوده که با مطالعه ی تمام این نوشته ها می توان نتیجه گرفت که روی هم رفته مخالفان تصوف در حقیقت عداوت با تصوف داشته و چشم و گوش بسته بدون هر گونه تحقیقی از روی بغض و هوای نفس به ردیه نویسی پرداخته اند .

مثلاً : " ملا محمد طاهر شیرازی " از معاصران محمد تقی مجلسی در مقدمه ی کتاب " رد صوفیان " نوشته :

" چون برخی از شیعیان روی به سوی تصوف بردند ناگزیر آمد که باطل بودن تصوف را به دوستان بنماید و آنان را از آن فرقه ی باطله بدور دارد " .

حقیقت امر : بزرگ ترین فقیه و متکلم اسلامی که در تاریخ اسلام به حق عنوان " حجت الاسلام " را نصیب برده " ابو حامد محمد غزالّی " است که وی تصوف را غایت راه سیر و سلوک خردمندانه ی آدمیان دانسته و عالمانه به دفاع از آن برخاسته .