Divine Justice
Based on mystical texts : " Jesus Christ will not be some one else as a Jadge
Choose Jesus as a Judge for approval and authority of his mystical Islam famous Louis Massignon has also confirmed this
This opinion is in no way influenced by the ideas Christians , but the thought of verses in the Qur'an and 108 to 120 of Surah 5 , after a very delicate analysis of the concept of " truth " , devotion to Gesus is achieved
Based on this belief, God will gather the messengers immediately after the resurrection and the truth and sincerity (the word of God " So'aal Alsdq") as stated and they will about " why their mission " will question the messengers all will be turned off because they can not respon
The apply language of truth only in one direction their will be shown , and this one direction it is a purely formal , is similar a mewssage or Sam'aa ( ) , therefore they can not realize it , so his inability confess their
After his inability to admit they like Angels on the day of their first test
Then one of the prophets of God , in Jesus Christ , that all graces and blessing be addresed himself to her and also to give his mother Mary , and the maximum sign , decisive and merciless
( Qur'an 113 / 5 )
" sign and indication bof rerassurance "
in the decrees (Divine memory) which the Disciples had asked him to remind him to be (Qur'an 116/5) about the truth of his St ( Jesus) , the God question : " Do you say to the people of God Know me and my mother for twwo Gods " , then came Jesus answer at length , so he coud answer , because " the absolute truth in ther Duardian , at the instantly , from two sides , one - from the inside heart to get inspiration , two , from the outside , to the hearers
All mystics and theologians call Jesus the perfect examle o9f humility and humbleness , without denial , deceit and deception or defect testament sees .
Jesus is absolutely destitute of their one and only human , born to God
Because only Jesus who had no other risk factor except the spirit of God , from the beginnig of the birth , was the first mutation " be " pure and absolute and only him forever " soul " for unique " component " body
دادرس الهی
بر اساس آیات قرآنی و متون عرفانی مستند ، جز عیسی کس دیگری به عنوان دادرس نه خواهد بود .
انتخاب عیسی مسیح به عنوان دادرس بخاطر " تأئید و ولایت عرفانی " اوست که اسلام شناس مشهور " لوئی ماسینون " این مطلب را تأئید نموده است .
این عقیده به هیچ وجه تحت تأثیر عقیده ی مسیحیان نیست بل که از تفکر در قرآن و از آیات 108 الی 120 پس از تجزیه و تحلیل بسیار ظریفی از مفهوم " صدق " ، اخلاص کسب شده است .
بر اساس این اعتقاد ، خداوند بلافاصله پس از رستاخیز ، پیامبران را گرد خواهد آورد و مسئله ی صدق و اخلاص ( سئوال الصدق ) را عنوان می فرماید و از آنان در مورد " چرائی " رسالت آنان پرسش خواهد کرد .
پیامبران خاموش خواهند شد زیرا نمی توانند پاسخی دهند .
صدق لسان آنان فقط از یک جهت نشان خواهد داشت و آن یک جهت هم ص2رفاً صوری به مانند سماع و یا پیام است . ( در کتاب " شرح تعرّف " ، کلاباذی نوشته : فرق بین صدیق و ولی " رویة العباده مع التقصیر " دارد ) ، و لذا آنان نمی توانند آن را دریابند پس به عجز خود به8 مانند فرشتگان در روز نخستین آزمایش خود ( آیه ی 30 سوره ی بقره ) اعتراف می نمایند .
آنگاه خداوند به یک نفر از پیامبران ، به عیسی خطاب می کند که همه ی الطاف و عنایات خود را که به او ارزانی داشته و نیز به مادرش مریم ارزانی نموده و برترین علامت و نشانه ، قطعی و بی گذشت ( آیه ی 113 سوره ی مائده ) " علامت و نشانه ی طمأنینه " در لوح معجزه آسائی که حواریون وی خواسته بودند را به او یادآور می شود .
در آیه ی 116 سوره ی مائده در مورد صدق شخص او پرسش می فرماید : " ... انت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله ؟ "
در ادامه ی سوره ی مائده پاسخ عیسی به تفضیل آمده است ، پس عیسی می توانسته پاسخ دهد ، زیرا بر اساس نوشته های ترمذی ، حلّاج ، ابن العربی ، " صدق مطلق دل در وجود ولّی ، در آن واحد از دو جانب نقش پذیرفته است " ، از جهت خارجی به سوی مستمعان ، و از جهت درونی دل به جهت رسیدن الهام .
و متکلمان ( به ویژه نامبردگان فوق ) پاسخ او را نمونه ی کامل تواضع و خضوع و خشوع ، بدون انکار و مکر و نیرنگ یا نقص عهد می بینند .
" رودباری " متذکر می شود که این پاسخ " حد اعلای حکمروائی در حد اعلای بندگی را نشان می دهد " .
" منصور حلّاج نیز این پاسخ را بدین صورت تفسیر نموده است که : " تو از آنچه در نفس من است با خبری ، زیرا تنها توئی که آن را ایجاد کرده ای ، ولی من آنچه را در نفس من از آنِ توست نمی شناسم " .
" قشیری " معتقد است که : " عیسی یگانه بشری است که مطلقاً بینوا از خویش ، در برابر خدا به دنیا آمده است " .
( خداوند آدم و عیسی را با معاف کردن نفس آنان از اصل و نسب بر دیگران برگزید ، یعنی فقط آدم را که توسط خود خمیره اش را سرشت ، و فقط عیسی را که با دمیدن روح در جسم او به مقام اعزاز رسانید ) .
و دلیل این مطلب هم همین مورزد اشاره شده است که تنها عیسی بود که بجز از روح الهی عامل ایجادی دیگری نه داشته است ، او از همان آغاز ولادت از نخستین جهش بوده " کُن " محض و مطلق ، و تنها او علی الدوام ، " روح " برای یگانه " تشکیل دهنده " ی جسم خود داشته ( آیه ی 12 سوره ی تحریم ) .
که " واسطی " در کتاب " تسویه " ، و " ابن عربی " در کتاب " فصوص " نیز گفته اند .