انجیل ، برگه ی چهارم
10 - از پاپیاس اسقف هراپولیس در غرب آسیای صغیر آثاری به دست آمده که به علت نزدیک بودن با زمان تألیف اناجیل و شخصیّت راوی بیش تر قابل اعتماد است .
از گزارش پاپیاس چنین بر می آید که در دوران او انجیل هائی وجود داشته که مورد پذیرش عمومی قرار نگرفته بودند ، او به صراحت و موکداً تأکید کرده که به روایات شفاهی بیش از این رسالات اعتماد می کند .
چنین شخصیتی هنگامی که به این نوشته ها چندان اعتمادی نه داشته یقیناً مؤلف آنها را حواریون و یا نزدیکان آنها تشخیص نمی داده است ، زیرا اگر اسقفی بزرگ همچون " پاپیاس " کوچک ترین تصوّری در باره اصالت و تقدس این رسالات می داشت چنین قضاوت نمی کرد .
11 - در آثاری نظیر نامه های پاولوس و کلمنس که به اواخر قرن اول میلادی تعلق داشته ، به هیچ وجه نامی از اناجیل برده نمی شود .
نویسندگان اوائل قرن دوم نیز از اناجیل نامی نمی برند ، در اواسط قرن دوم میلادی است که پاپیاس از کتاب هائی سخن می گوید که مشخص نیست واقعاً همین اناجیل باشند ، زیرا بیاناتی را که او از عیسی نقل می کند با روایات اناجیل کاملاً مطابقت نه دارند .
ضمن آن که در سال 180 میلادی یعنی در اواخر قرن دوم میلادی " ایرنئوس " به چهار انجیل تکیه می کند .
از سوی دیگر عیسی خود به فریسیان وابسته بوده و تضاد او با صدوقیون بیش تر قابل قبول است ، در تأئید این نظر در رساله ی اعمال رسولان همواره صدوقیون به نام روحانیت یهود نام برده می شوند و فریسیان نقشی نه داشته اند .
علی الحال مسیحیان به انتظار بازگشت عیسی و برقراری حکومت خدا بودند امّا چون این انتظار طولانی شد رهبران هیئت های مذهبی به فکر جمع آوری آثاری در باره ی عیسی افتادند که ابتدا موعظه های منسوب به عیسی را با نام کلمات خداوندگار تنظیم نمودند و سپس آنها را در جلسات مذهبی بازخوانی کردند .
محقق انگلیسی گرانت نوشته : " امروز بیش از هر زمان روشن شده است که اناجیل و دیگر رسالات میثاق نوین از آغاز تا پایان نوشته های کلیسیائی هستند که آنها توسط اعضاء کلیسا و برای خواندن در کلیساها تنظیم شده اند تا احتیاجات کلیسا را برآورده سازند .
بسیاری از محققین نظیر : دیبلیوس ، ایزلر و کارناک تأئید نمودند که این نوشته ها به وسیله ی روحانیون کلیسا تنظیم شده اند و نه نزدیکان عیسی ،
ضمن آن که با ازدیاد مسیحیان و تشکیل شدن یک جامعه ی مستقل از یهودیان ، کلیسا در مقابل رسالات عهد عتیق نیاز به ارائه ی مقالاتی مستقل داشت .
یادآوری می شود که روحانیون و رهبران کلیسا برای اعتبار بخشیدن به روایات خود از یک سنّت کتاب مقدس پیروی کرده و رساله ها را به نام شخصیّت های مورد احترام مردم تدوین نمودند ، حتی بدون آن که کم ترین ارتباطی بین مولفین واقعی و این شخصیّت ها وجود داشته باشد .
رسالات مقدس یهودیان نیز به نام مؤلفین مشهور هستند که غالباً حتی قرن ها قبل از نوشته شدن آنها چشم از جهان فرو بسته بودند .
پنتاتویخ یا اسفار پنجگانه ی موسی که تورات و قانون بنیادی دین یهود محسوب می گردد ، حتی به اعتراف کلیسا در حدود یک هزار سال پس از دورانی که به موسای کتاب مقدس نسبت داده شده تنظیم شده است .
بر اساس تحقیقات مورد تأئید کلیسای مسیحیّت هیچ یک از مقالات کتاب مقدس به قطعیّت شناخته نه شده و همه ی نام هائی که برای آنها برگزیده اند فرضی و سمبلیک است که به همین علت محققین از اطلاق انبیای صاحب کتاب چشم پوشی نموده و اصطلاح Buchrelion یعنی ادیان صاحب کتاب را برای مذاهب منشعب از دین یهود به کار برده و می برند .
ادامه دارد ........