در نتیجه اگر می بینیم که اسلام به شیوه ی مسیحیّت به بررسی مسئله ی شخصیّت خدا نه پرداخته ، هیچ تعجبی نه دارد .

معادل دقیق person  در زبان عربی " شخص " است  و در اسلام هیچ گاه لفظ " شخص " در مورد خداوند به کار نرفته است ، و تنها حدیث :  لا شَخصَ اَعیزُ مِنَ اللّهِ ( هیچ کس از خدا غیرتمند تر نیست ) ، نیز " لا شَخصَ " به معنی " هیچ کس " است .

با این همه ، حضور یا غیبت لفظی خاص نباید موجب گمراهی شود و این تصور را پیش آورد که مسئله ی نسبت دادن شخصیّت به خدا هرگز در میان مسلمانان وجود نه داشته است .در اسلام همین مسئله با مفهوم عام تر ذات و صفات و ملازم آنها تشبیه و تنزیه همواره مورد بحث بوده است .

مسئله ی شخصیّت نیز همانند بیش تر مشاجرات کلامی در اسلام مبتنی بر آیات قرآن و تفسیر آنهاست .

الله قرآن ، هم متعالی و هم حّی و حاضر است و هم با کائنات و انسان تماس نزدیک دارد و هم بی نهایت فراتر از مخلوقات خویش است .

112 سوره ی اخلاص : " قل هو الله احد ، الله الصمد ، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد "

این سوره جوهر خداپرستی را در این چند جمله ی قرآنی بیان نموده و شرک را رد نموئه و هر کوششی برای تصور تشبیه را نفی می نماید و نظریه ی تثلیث را بدور می اندازد و در عین حال رابطه ی میان خدا و جهان را به عنوان آنکه همه به او محتاجند بر قرار می نماید .

 لیکن تبدیل خدا به " احد " متعالیِ انتزاعی ، به خدا پرستی کمکی نمی کند ، به همین دلیل است که قرآن صفات بسیاری نظیر صفات انسانی برای خدا قائل شده و در عین حال هم اخطار می کند که :

" او را هیچ چیز ماننده نیست . لیس کمثله شی ء " ( 11/42 ) .

" خدا به انسان از رگ گردنش هم نزدیک تر است . انا اقرب الیه من حبل الورید " ( 16/50 ) .

امّا باید توجه داشت که این نزدیکی ( اقرب ) ، قرب مکانی نیست .

آنهائی را دوست می دارد که او را دوست دارند و به هرکه او را بخواند پاسخ می دهد -

" قُل ان کنتم تحبون الله فابتعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور الرحیم 74/16 - بگو اگر دوسیت می دارید الله را بر پی من ایستید تا دوست دارد  خدای شما را و بیامرزد شما را و خدا آمرزگار است و عیب پوش و بخشاینده " .

آیات دیگری در قرآن هست که می کوشد تا نور خدا را از راه تشبیه توصیف کند و در پایان تأکید می کند که بیانی کنائی است .

" خدا نور آسمان ها و زمین است - الله نور السموات و الارض " 35/24 که تفسیر بسیار عمیق عرفانی آن در رساله ی " مشکوة الانوار " غزّالی جالب توجه است .

مفهوم قرآنی خدا اگر چه از بسیاری جهات با مفهوم یهودی و مسیحیِ آن مشایهت دارد ، با این وجود پاره ای عناصر دارد که بررسی آنها در پرورش و فهم و درک در تصوف لازم است و می توان این عناصر را چنین خلاصه کرد :

1 - خدا خالقی است که همه چیزها را از هیچ ، و فقط به اراده ی محض خویش می آفریند ، و چون به آفرینش چیزی اراده کند ، می گوید : " باش - کُن " و آن چیز به وجود می آید ( اشاره است به اصطلاح    " کن "      و " فیکون "   در آیه ی 117/2 ) ،

خداوند صانع است ، امّا نه بدان مفهوم که متفکران یونانی از صانع اراده می کنند که :  او هم ماده را می آفریند و هم صورت را . کائنات و فرشتگان را پیش از آفرینش خلق کرده است .

ادامه دارد ......