تاریخ در چند برگ

پس از درگذشت پیامبر اسلام  ، نخستین گروه بندی شکل گرفت .

ابوبکر به مقابله با علی بیعت گرفت ،

ابوسفیان هم در صدد برآمد که یکی از دو گروه را به وسیله ی دیگری به کوبد .

عثمان که به حکومت رسید ، اندک اندک روشن شد که او نماینده ی جبهه ی امویان است که سران قریش و دشمنان اسلام نخستین بودند ،

بجز شام که مرکز معاویه پسر ابوسفیان بود ، مسلمانان از هر سو سر به شورش برداشتند .

با کشته شدن عثمان ، بر هر فردی که جانشین وی می شد لازم بود که اسلام را به حالت نخستین خود برگرداند و ریاست معاویه بر حزب اموی به گروه بندی های اسلامی در دو حزب و پیدایش گروه سومی بین آن دو انجامید .

لفظ شیعه در روزگار امام علی پدید آمد و در کنار عناوینی چون صحابه ، انصار ، مهاجرین  بر همه ی اعضای قوم به یکسان اطلاق می شد و به همین معنای کلی در سند حکمیّت صفیّن ( وقعة صفیّن صفحه 578 و 586 – طبری جلد یک صفحه 3337 ) و نیز در دوران امام حسین ( عقد الفرید جلد 5 صفحه 11 ) بدون آن که مخصوص پیروان امام علی باشد بکاربرده می شد .

پس از شهادت امام حسین بود که این تعبیر معنی اصطلاحی خود را یافت و بر طرف داران علویان از جمله توابین اطلاق گردید ( انساب الاشراف ، بلاذری جلد 5 صفحه 206 ) و سردار شیعه سلیمان بن صرد خزاعی شیخ شیعه نامیده شد ( انساب الاشراف جلد 5 صفحه 205 و 207 ) و این اصطلاح ادامه یافت .

معاویه پسر یزید پس از خود کار خلافت را به شورا واگذاشت ، که از سوئی نخست  عبدالله بن زبیر و مروان بن حکم از امویان ، سپس از سوئی دیگر عبدالملک بن مروان در مورد آن به رقابت برخاستند ، امّا محمد بن حنفیه برای پرهیز از فرجام پدر و دو برادرش ، آن کار را رها نمود ( طبقات ابن سعد جلد 5 صفحات 70 و 73 و 74 ) وبه آن گروه از شیعه که مختار بن ابو عبیده موفق شده بود از شور و تعصبشان بهره برداری کند ، در مورد پافشاری بر خونخواهی امام حسین و دعوت به نام محمد بن حنفیه میدان داد .

علی الحال دوری شیعیان از رهبری علویشان بر اثر زیاده روی کوفیان در اعتقاد به مقام امامان تا حدّ خدائی بود ( طبقات ابن سعد جلد 5 صفحه 158 ) ،

که محمد بن حنفیه و علی بن حسین بر اساس اسناد کتاب های تاریخ یعقوبی جلد سوم صفحات 40 و 98 و نیز مقاتل الطالبین صفحه 126 و نیز طبقات ابن سعد جلد 5 صفحه 158 نیز متوجه ی این نکته شدند .

جنبش زیدیّان به پیشوائی زید بن علی بن حسین آغاز شد که هدف آن برگرداندن فرمانروائی به علویان بر پایه های معتدل اسلامی بود که به همین حالت تا روزگار بعد باقی ماند ، امّا برادر وی محمد بن علی بن حسین باقر و فرزندش جعفر بن محمد صادق ، روش علی بن حسین را در برکناری از سیاست پیروی نمودند ( فرق الشیعه نویبختی صفحه 53 ) و در مبارزه ی خلافت شرکت نه کردند .

در این دوران نیز فرقه های تندرو ، پی در پی در کوفه و مدائن پدید آمدند .

رشته ی اصلی امامان شیعه از نسل امام صادق ، زیر فشار عباسیان در مدینه ماندند ، موسی بن جعفر در زندان هارون الرشید در بغداد در سال 183 هجری وفات نمود ،

پسرش علی ابن موسی الرضا جانشین او شد که مأمون ولیعهدش گردانید و دخترخود را به او داد .

امام محمد تقی فرزند خرد سال امام رضا که 7 ساله بود جانشین گردید و اندک زمانی پس از آنکه معتصم احضارش نمود ، در جوانی فوت نمود و سپس در موردش اندیشه های اسطوره ای پدید آمد ( فرق الشیعه صفحات 74 و 75 و 76 ) .

ادامه دارد ......