مقدمه

ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که :

- جویندگانِ راهِ معرفت باید که ضرورتِ همواره پاک داشتنِ تن و زبان و اندیشه خود را در یاد داشته باشند .

برای پاک داشتن بدن ، باید که آدمی هرگز جانداری را نکُشد ، دزدی نه کند و تن را به زنا نیالوید .

برای پاک داشتن زبان ، باید که انسان دروغ نه گوید ، یا لب به سخن ناسزا و فریب و حرف یاوه و هزل نیالوید .

برای پاک داشتن اندیشه ، باید که آدمی همه ی هواهای آزمندی و خشم و کج اندیشی را از سر بیرون کند که مهم ترین کار آنست که اندیشه و تن را پاک به دارد .

که همین مطالب را می بینیم عیسی مسیح و بودا نیز گفته اند .

بشر اولیه با دیدن تصویر خود در آب و یا دیدن سایه ی خود در آفتاب ، خواب دیدن مردگان و یا اتفاقاتی که هنوز رُخ نه داده ولی در حد تجربه ی اندک و نا مفهوم شناخته شده بودند همانند زلزله و سیل و دیگر بلایای طبیعی تنها واکنشی همچون ترس داشت ، که برای توجیه به دنبال مستمسکی برای رهائی از ترس و امید داشت که اندک اندک دریچه ی ذهنش به دلیل محسوس تر شدن واقعیّات ناشناخته گشوده تر شد و خود را با سایر موجودات مقایسه نمود و بر تمایز خویش با دیگر موجودات عالم ( گیاهان و جانوران ) وقوف پیدا نمود و سپس اعتقاد پیدا کرد که غیر از جسم او نیروی دیگری هم وجود دارد که این نیرو در " درون و یا در کنار اوست "  و منبعش را بعدها جز " قدرت لایزالی " نه دانست .

از این زمان بود که بشر تا حدودی موفق به درک تخیل خود گردید ، پس به دنبال نامی برآمد تا به تواند مفاهیم ذهنی خود را با آن توضیح دهد ، ولی چون قادر به تحلیل و تبین دقیق تصورات خود نه بود آن منبع ( درون و یا در کنار خود ) را موجودی پنداشت که در درون یا ماورای او ، هستی مستقلی دارد .

و اندک اندک نام هائی چون روح ، همزاد ، جان ، دم  را بر آن گذاشت ، که از اینجا به بعد بود که پس از هزاران سال به مرحله ی اول پای گذاشت  :

  - مرحله اول : مرحله ی تئولوژکی یا ربّانی است ، که بشر تمام پدیده ها را ناشی از اراده ای شبیه به  اراده ی خود ولی تواناتر از آن دانست و بر مبنای تخیل خود افکار را سازمان دهی داد و به پدیده های طبیعت با دید ربّانی نگاه کرد و چون قوای طبیعت قوی تر و برتر بود خود را اسیر قوای طبیعت دید و دانست که پدیده ها مرموز نیز هستند ، از اینجا بود که اعتقادات پیدا شد ، و معتقد به توتم پرستی ، ستاره پرستی و چندگانه پرستی آغاز گردید .

  - مرحله اول : مرحله ی تئولوژکی یا ربّانی است ، که بشر تمام پدیده ها را ناشی از اراده ای شبیه به  اراده ی خود ولی تواناتر از آن دانست و بر مبنای تخیل خود افکار را سازمان دهی داد و به پدیده های طبیعت با دید ربّانی نگاه کرد و چون قوای طبیعت قوی تر و برتر بود خود را اسیر قوای طبیعت دید و دانست که پدیده ها مرموز نیز هستند ، از اینجا بود که اعتقادات پیدا شد ، و معتقد به توتم پرستی ، ستاره پرستی و چندگانه پرستی آغاز گردید . ( اگر چه قبل از این مرحله نیز مرحله ی بوده که در انتها به آن می پردازم )

از اینجا مرحله ی سیر تکاملی فکر شکل گرفت ، - مرحله ی دوم : مرحله ی متافیزیکی یا ربّانی است ، که بشر در این مرحله توانست پدیده ها را با قوای طبیعت توجیه نماید ، زیرا این مرحله بر مبنای تعقل قرار داشت و بشر کم کم از دید عقلانی به پدیده های طبیعت نگریست و علت العلل پدیده ها را کم و بیش شناخت و از اینجا بود که " اعتقاد به ادیان توحیدی " آغاز گردید .

- مرحله ی سوم : مرحله ی علمی و تحقیقی است ، که بشر توانست پدیده های طبیعت را توجیه نماید و حتی توانست بر قوای طبیعت تسلط پیدا نماید .

از نظر ادیان الهی که در مرحله ی سوم شکل گرفتند ، خداوند بر حسب زمان و مکان و موقعیّت جوامع بشری پیامبرانی برای هدایت مردم فرستاده است ، اگر چه در تاریخ ادیان اساطیر و افسانه های میتولوژی در تحول افکار بشر دخیل بوده که بسیاری از این اساطیر و افسانه ها سراسر وهم و خیال و خرافات بشری بوده که اساس اعتقادات مردم را تشکیل داد و باورهای تمام بشر بر مبنای این اساطیر شکل گرفت و از دینی به دین دیگر نیز رسوخ پیدا کرد .

این اساطیر اولیّه در ادبیات هر قومی نفوذ فوق العاده یافت ، در حالی که از بنیان وهمی و خیالی بود ، ترکیب   " اساطیر الاولین " که در قرآن هم به کار رفته است ( انعام 25 ، انفال 31 ، نحل 24 ، فرقان 25 ، نمل 68 ، احقاف 17 ، قلم 15 ، مطففین 13 ) به معنی داستان پیشینیان است  ( از ریشه ی  " استوریا " به معنای داستان ) .

علم انسان شناسی Anthropology مشخص نموده که در میان انسان های بدوی از دوران قدیم مجموعه ای از عقاید و باورها وجود داشته ، در انسان های پیش از تاریخ که به دو دوره ی دیرینه سنگی و نو سنگی تقسیم بندی شده اند اعتقاد به زندگی پس از مرگ بوده ، و با آن که  در میان این انسان های بدوی مظاهر مافوق طبیعت بسیار متفاوت بوده ،

در هر محل روش های خاصی معمول بوده امّا برخی خصوصیّات عمومی مشترکی داشته اند از جمله تابع اخبار و روایت ها و رسوم قبیله ی خود بوده و به عقاید و رسوم آن نیز پای بند بوده اند و نیاز های روانی در زندگی آنان تأثیر به سزائی داشته  که اعتقاد به شمن یا کاهن از آن جمله بوده و کاهنان را کسانی می پنداشتند که با عالمِ غیب و عالمِ ارواح در ارتباط بوده ،

در نتیجه هنگام ترس و گرفتاری ها به آنان متوسل می شدند و هر آنچه از آنان می شنیدند آنرا حقیقت می پنداشته که همین عوامل برای اینان عقیده ی خاص و دینی خاص را موجب می شد  و از همان دوران ها ، کاهن یا شمن نیز برای حفظ موقعیّت و قدرت خود با هر شیوه و گفتاری به استحکام موقعیّت خود می پرداختند .

سحر و جادو ، اعتقاد به نیروی مرموز  ، اعتقاد به اشیاء مقدس و ...... به وفور توسعه و نفوذ داشت که حتی بعدها در ادیان های توحیدی نیز این اعتقادات تأثیر و رسوخ بسیار داشت ، به حدی که اعتقادات غلو آمیزی نیز رایج گردید .

بشر هنگامی که فاقد علم بود از علل واقعی بی خبر می گردد  ، از اینرو به خیال بافی می پردازد و به خرافات معتقد می شود و از این جاست که با انجام اعمال نابخردانه می خواهد در قوای طبیعت تصرف نماید که در نتیجه به سحر و جادو و خرافات معتقد می شود که در حقیقت سحر و جادو صورت اولیه و تکامل نیافته ی علم بوده و هست و خواهد بود .

غیر از سحر و جادو موارد دیگری نیز بوده و هنوز هم هست که از آن سود می بردند و می برند :

مثلاً :

* " تابو  "  یا دغدغه ی خاطر که این کلمه از زبان مردم " جزایر پولی نزی " اخذ شده که اولین مرتبه دریا نورد انگلیس ، کاپیتال کوک در جزیره ی " تونگا " از این مجمع الجزایر ، مشاهده نمود که مردم نسبت به برخی اشیاء نوعی دغدغه ی خاطر نشان می دهند و آن اشیاء را حرمت می گذارند ، و این نوع حرمت را به زبان محلی خودشان  " تابو " می گفتند .

 " تابوها " سه امر اساسی را در بر دارند :

1 - شناسائی پاکی و ناپاکی هر چیز و غیر مقدس بودن یک شیئی یا النسان .

2 - حرمت و ممنوعیتی که در آن چیز وجود دارد ( مثلاً حرام بودن گوشت خوک در یهود و سپس در اسلام ) .

3 - کیفر عدم مراعات این ممنوعیّت یا مجازات .

* " مانا manna " که اصل این واژه نیز از مجمع الجزایر پولی نزی است و در تاریخ ادیان عمومیّت یافت .

" مانا " عبارت است از یک نیروی مرموز غیبی که در عین حال معنوی و مادی نیز هست و در همه جا و در تمام اشیاء پراکنده است ،  یک نیروی مافوق الطبیعه است که هرگز روی یک شیئی معینی ثابت نمانده و می تواند در تمام اشیاء مختلف قرار گیرد و نیز می تواند از اشیاء جامد به افراد زنده هم منتقل  شود ، و بیش تر در اشیاء و موجودات مقدس وجود دارد .

* چهارمین مورد  " Totem توتم " است  که از زبان سرخ پوستان امریکا گرفته شده و به معنای " شیئی محترم " است و یکی دیگر از اندیشه های ابتدائی انسان حجر است که هنوز هم در تمام ادیان رایج می باشد و عبارت از ایبمان و احترام به برخی حیوانات و نیز برخی گیاهان است .

* پنجمین مورد " Fetish  فیتیش " است که واژه ای پرتقالی بوده بوده ولی از سیاه پوستان سواحل غربی افریقا گرفته شده ، که عبارت است از احترام  به اشیاء جسمانی ، و در حقیقت مقدس شمردن شیئی است ، که هم اکنون در تمام دنیا رایج است ، همانند : ارزش و تقدس طلسم ها ، نگین انگشترها ، حمایل ها و زیور آلات . کما اینکه انگشتر گذاشتن در انگشتان  ، صلیب انداختن در گردن ، گردن بندهای دفع بلا ، دعاها و اشیائی که برای دفع بلا و چشم زخم یا برای رسیدن به مراد و ...

* ششمین مورد ، پرستش جان و پرستش طبیعت یا Animism  که از واژه ی Anima  لاتین اخذ شده و در حقیقت به معنای جان گرائی است که عبارت است از اعتقاد و یا تقدس بودن پدیده های طبیعت ( همانند ماه ، خورشید ، ستارگان ، کوه  ، دریا و.... ، همچنین جن ، پری ، دیو ، تاثیر ارواح و حتی تناسخ )

- Los buscadores de conocimiento siempre debe limpiar la necesidad de tener la gente recuerda el lenguaje y el pensamiento.

Para limpiar el cuerpo, esa persona nunca debe dejar de matar a los animales, no robar y la gente adulterio Nyalvyd.

Para eliminar un idioma, no se debe mentir que el hombre dijo, maldiciendo y el engaño y hablar o hablar sin sentido y Smut Nyalvyd.





en su lado de inventario) dentro o más allá de la idea de que él tiene una existencia independiente.

Y poco a poco los nombres como Espíritu, hermano, John, tenía una cola en él, que de aquí en adelante la primera fase pie izquierdo después de miles de años:

  

  
(A pesar de que antes de esta etapa del proceso, la cual me referiré al final)

vista intelectual para la vista y la principal causa de los fenómenos de fenómenos de la naturaleza y esto era más o menos el entendimiento de que se puso en marcha "la creencia en el monoteísmo".

- Tercera fase: la ciencia y la fase de investigación, que el hombre podría explicar los fenómenos de la naturaleza e incluso logró dominar las fuerzas de la naturaleza.



La mitología original de encontrar en la literatura de un pueblo con gran influencia, mientras que la base era irreal, combinando "Alavlyn la mitología" que se utiliza en el Corán (punta 25, 31 Anfal, An-Nahl 24, 25 Furqan Vaca 68 , Ahghaf 17, la pluma 15, Mtffyn 13) significa que la historia es antigua (desde el "Astoria" en el sentido de la historia).

y, con ella que entre estas personas primitivas manifestaciones sobrenaturales son muy diferentes,

que la creencia en los chamanes o sacerdotes, incluidos los sacerdotes y el pueblo pensaba que estaba asociado con el mundo invisible y el mundo de los espíritus,

su posición y poder por todos los medios y hablado para consolidar su posición pagada.
respectivamente.

de hecho, la magia y la superstición cree que la principal fue, es y seguirá siendo la ciencia sin desarrollar.

Aparte de otras cosas y todavía es la magia que se benefició y son:

Por ejemplo:

* "Tabú" o preocupación porque la palabra de la lengua de las "islas de la Polinesia" está consiguiendo que la primera vez cargador Inglaterra, Capital de Cook en la isla de "Tonga" del archipiélago, observó que las personas que se encontraban en algunos objetos ordenar mostrar preocupación y apreciar esos objetos, y este tipo de honor en su lengua materna "tabú", dijeron.

 
"Tabú" de los martes son esenciales:

1 - Identificar la pureza y la impureza de un objeto o nada y la Santa Lanza.

2 - dignidad y la prohibición cuando hay cosas (por ejemplo, la carne de cerdo prohibida en el judaísmo y en el Islam).

3 - castigo o sanción por incumplimiento de la prohibición.

* "Mana mana" que el archipiélago de la Polinesia original es también el término se popularizó en la historia de las religiones.

y también puede ser transmitida en vivo a partir de objetos sólidos, y más en los objetos y seres sagrados allí.

* El cuarto caso "Totem Totem" es el idioma de los indios de América y significa "lo honorable" y otra piedra pensamientos humanos fundamentales que todavía son comunes en todas las religiones y el respeto al Aybman algunos animales y algunas plantas.

tales como el valor y la santidad hechizo, anillo de sello, hoja y adornos. Ya que poner el anillo en su dedo, cruz, el tiro en el cuello, las correas del cuello disposición Bella, Bella y oraciones para alejar el mal de ojo o de los objetos para lograr el propósito y ...

etc., así como hadas, hadas, demonios, espíritus e incluso la reencarnación)